گفت‌وگو با علی اکبر معصوم‌بیگی

ناتورالیسم یعنی رُک‌گویی

دانیال حقیقی

علی‌اکبر معصوم‌بیگی از ادیبان خستگی‌ناپذیر و به‌اصطلاح پوست‌کلفت ایران است. او در زمینه نقد ادبی کارهای بسیار خوبی را به فارسی برگردانده است و در حوزه هنرهای تجسمی نیز کارهای درخشانی در کارنامه‌اش دارد. در همین زمینه «زندگی و هنر پیکاسو» و کتاب «شوپنهاور: متافیزیک هنر» از جمله عناوین کتبی هستند که او به ترجمه آن‌ها همت کرده است. معصوم‌بیگی در زمینه فعالیت‌های جمعی کانون نویسندگان هم فعالیت‌هایی داشته است و علاوه‌بر این‌ها، او در نشریات ادبی نیز سابقه‌ای طولانی دارد و فهرستی از مقالات و کارهای مطبوعاتی در کارنامه‌اش جلب نظر می‌کند. به بهانه انتشار رمان حجیم و کلاسیک «پول و زندگی» با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

دانیال حقیقی

کتاب «پول و زندگی» متن پرحجمی است. ترجمه این کتاب چقدر زمان برد؟

پیش از همه بگویم که چه در زمان ترجمه پول و چه هم‌اکنون، با قلم و کاغذ کار می‌کنم و نه تایپ! اما بعد؛ ترجمه متن رمان نُه ماه وقت برد اما پنج-شش ماهی هم صرف بازخوانی آن شد و شاید باور نکنید که نزدیک به یک سال پاکنویس آن زمان برد. آن زمان هرکاری را چرکنویس-پاکنویس می‌کردم. از یک زمان به بعد تلاش کردم اصلاحات ویرایشی را که چندان هم زیاد نبود روی همان تحریر اول انجام دهم و این امر سبب شد تا کلی در وقت صرفه‌جویی کنم.

شما در ترجمه این کتاب بیشتر سبک نوشتاری زولا را مدنظر داشته‌اید یا حس اساسی متن را؟

هردو را. راستش چون هر اثر ادبی، جز در موردهای استثنایی، به‌هرحال حاصل کار یک نفر است طبعاً نمی‌توان این دو جنبه را از هم جدا کرد. زولا سبک خاصی دارد که در همه رمان‌های او به‌وضوح نمودار است. طبیعی است که در اثر کلاسیکی چون پول، رعایت سبک و سیاق نویسنده شناخته‌شده و نام‌آوری چون زولا در اولویت است. زولا در آثارش درواقع دو زبان دارد: زبان نویسنده که رسمی است و روایت‌کننده، و زبان عام قهرمانان و شخصیت‌های داستان که چون از میان طبقه‌ها و لایه‌های گوناگون، و درپاره‌ای از مواقع متعارضِ جامعه برخاسته‌اند، به یک زبان سخن نمی‌گویند و این نه فقط در ظاهر کلام و شیوه بیان، که در مضمون و محتوای ذهنی شخصیت‌ها نیز دیده می‌شود. بنابراین رعایت این ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌های کلامی فقط به انتقال درست مضمون یاری نمی‌کند بلکه سبک نویسنده را هم به خواننده منتقل می‌کند.

ایرانی‌ها سبک زولا را ناتورالیسم می‌دانند، می‌شود کمی در مورد این اصطلاح که در ایران بسیار مبهم فهم شده است، توضیح دهید؟

نمی‌خواهم در اینجا به این مبحث مهم و دراز آهنگ بپردازم که آیا ناتورالیسم یا رئالیسم سبک‌اند یا محتوا یا هم سبک‌اند و هم محتوا. چرا که حتی اگر از یک سورئالیست دو آتشه هم بپرسید که آیا سورئالیسم (به‌معنای لفظی طرفداری از شیوه فراواقعی و پندارگونه) به‌معنای گریختن از «واقعیت» (طبیعت) است قطعاً به شما پاسخ خواهد داد: ابداً چنین نیست، بلکه سورئالیسم روایت معتبرتری از واقعیت به‌دست می‌دهد تا رئالیسم و ناتورالیسم. و اما ناتورالیسم: ناتورالیسم از دل رئالیسم زاده شد و در بسیاری از مورد‌ها تمیز میان این دو سبک و شیوه نگرش اگر مُحال نباشد، باری بسیار دشوار است. در نظر ناتورالیست هرچه وجود دارد، و از جمله انسان، بخشی و جزئی از طبیعت است و از این‌رو می‌توان این موجودات طبیعی را با علت‌های مادی و طبیعی توضیح داد و تبیین کرد. بنابراین هیچ نیازی به عامل‌های فراطبیعی، مابعدالطبیعی و روحانی برای توضیح پدیده‌ها نیست. ناتورالیسم سخت تحت‌تأثیر «رژیم معرفتی» عصر خود یعنی عصر علم و بلکه علم‌پرستی بود. در این عصر علم درمان هر درد و نجات‌بخش بشریت شمرده می‌شد. عصر علم روزگاری بود که در طی آن در جامعه‌شناسی آگوست کنتِ پوزیتویست (مکتب تحصلی)، در بیولوژی و علم زیست‌شناسی داروین و در نظریه‌های اجتماعی و رفتاری، امثال «هیپولیت تن» و «کلود برنال» سربرآوردند. در کار همه این کسان، عنصر دترمینیستی (اصل موجبیت علت و معلولی و طبعاً گرایشی به جبرانگاری و غایت‌انگاری) بسیار نیرومند بود.

یعنی شخصیت‌ها را یک‌جور آسیب‌شناسی داروینی می‌کرد؟

شاید. زولا در مقدمه رمان «ترزراکن» (رمانی که البته در شمار سلسله رمان‌های «خانواده روگون-ماکار» او قرار نمی‌گیرد) آشکارا خود را ناتورالیست نامید. روش او از لحاظ علمی بالینی و استوار بر آسیب‌شناسی و فیزیولوژی و طبعاً حاصل آن نوع از جبر علمی بود. از نظر زولا اعمال و کردارهای انسان‌ها را محیط و وراثت تعیین می‌کند و خون مجرای اصلی انتقال وراثت است (در آن زمان ژن ناشناخته بود). به‌همین‌دلیل افرادی از اعضای خانواده روگون-ماکار وارث بدترین خصیصه‌های تبار خویش‌اند. از نظر زولا، وظیفه رمان‌نویس این است که درست مانند یک جراح ماهر و حاذق به کالبد گشایی و کالبد شکافی و تشریح زندگی، آدم‌ها‌، محیط و جامعه بپردازد. در این کار رمان‌نویس درست مانند جراح رُک و راست است و به‌هیچ‌رو لاپوشانی و پرده‌پوشی نمی‌کند، همه‌چیز را همان‌گونه که هست نمایان می‌کند: عریان و برهنه، و با جزئیات کامل، بی‌آنکه کوچک‌ترین جزء و دقیقه‌ای را از قلم بیندازد. بنابراین، اگر در رمان‌های زولا به‌نوعی «رذالت و فرومایگی» در رفتار و کردار بشر برمی‌خورید که در توحش به بهیمیّت حیوانی می‌ماند، از طرفی علتش را باید در حیوانیت انسان و غریزه خودپرستی او بجویید و از طرف دیگر در عنصر وراثت و محیطی که انسان از آن گزیری ندارد و ناچار است زنده بماند.

پس آن رئالیسم کثیف و این‌ها چه؟ این اصطلاحات در چرخه‌هایی و برای مدتی در فضای ادبی ایران و شاید هم جهان، دهان به دهان و متن به متن می‌شد و پس از گذشت تاریخ انقضا از میان می‌رفت. کمی هم در مورد علت جا افتادن این شکل الفاظ درباره زولا توضیح دهید.

خب، همین رُک‌گویی و لاپوشانی‌نکردن سبب شد که نویسندگان بزرگی چون «هنری جیمز» در کار زولا و برخی ناتورالیست‌های دیگر مانند «جورج گیسینگ» انگلیسی نوعی «رئالیسم کثیف» تشخیص دهند. زولا در کتاب نظری و تئوریک خود «رمان تجربی»، رمان‌نویس ناتورالیست را به آزمایشگری در آزمایشگاه تشبیه می‌کند که چند ماده شیمیایی را در ظرف آزمایش قرار می‌دهد، بعد کنار می‌ایستد، کاملاً بی‌طرفانه منتظر فعل و انفعالات می‌ماند و فقط و فقط از این کنش و واکنش‌های شیمیایی یادداشت برمی‌دارد و هیچ دخالتی در فرایند و نتیجه کار نمی‌کند. از این دیدگاه کار نویسنده نه روتوش‌کاری و ماله‌کشیدن بر اعمال بشر است، نه داوری درباره چندوچون آن، بلکه باید آنچه را می‌بیند بی‌هیچ پرده‌پوشی‌ای به روی کاغذ بیاورد. شاید به‌همین‌سبب است که عده‌ای از منتقدان و نظریه‌پردازان ادبی، از جمله «جرج لوکاچ»، ناتورالیسم زولا و بسیاری دیگر از نویسندگان ناتورالیست را بازنمایی «عکاسانه زندگی روزمره» شمرده‌اند. پایبندی ناتورالیست‌ها (طبیعت‌گرایان) به طبیعت و ضبط طبیعی و مادی طبیعت و علت‌یابی طبیعی رفتارها چنان است که جالب است بدانید نام کامل مجموعه رمان‌های بیست جلدی مشهور امیل زولا «تاریخ طبیعی و اجتماعی خانواده‌ای در روزگار امپراتوری دوم»، یا به‌طور خلاصه «خانواده روگون-ماکار» است. چنان‌که ملاحظه می‌کنید سرنوشت و کار و کردار این خانواده فقط در بافت اجتماعی وصف نمی‌شود بلکه در درجه نخست تاریخ «طبیعی» آن‌ها مدنظر نویسنده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما