سیال میان جنگ و تأثیرات آن

جنگی که بیرون از کاغذ ماند

علیرضا رحیمی موحد

روایت رمان یزله در غبار میان جنگ و تأثیرات آن سیال است. بازماندگان این جنگ تنها کسانی هستند که تکه‌های این پازل جنگ را با خود دارند و آن‌ها را کنار هم می‌نشانند، ولی گویا هیچ وقت قرار نیست این پازل تکمیل شود؛ چراکه جنگ پایانی ندارد. آن‌جا که عیدی به دنبال دختری که دوست داشته با روان‌پریشی دنبال اوست؛ مجری برنامه‌ی «صبح زندگی» که خانه‌اش پشت غبار و خرابی جنگ گم شده؛ یا عباس غول که یک روزی زور بازوش را حین بالابردن وزنه به همه نشان می‌داد، حالا با تاول‌هایی که جنگ روی بازوش نشانده جای زور بازو زهر بازوش، که از ترکیدن تاول‌هاست، همه را از خود می‌راند؛ یا مادری که بچه‌اش را از دیوانه‌خانه می‌آ‌ورد، ولی همهمه‌ی بازی بچه‌ها خشونت جنگ را به دست‌های پسرش می‌آورد تا این خشونت را با مشت و لگدها بر سر مادرش هوار کند.

رمان تا نیمه‌ی اول و حدود صفحات هشتاد با فضاسازی‌هایی واقع‌نما خواننده را به سمت واقعیت جنگ از طریق نشانه‌های مالوف آن هدایت می‌کند. اما در نیمه‌ی دوم داستان، فضاها اگزوتیک (غریب‌نما) می‌شود؛ آن‌جا که در طبقه‌ی بالای مطب دکتر، ناگهان سمفونی‌ای از حرکت هم‌زمان چرخ خیاطی‌ها پا به عرصه‌ی روایت می‌گذارد؛ یا حرکت موتور بی‌سوار در شهر و به‌حرف‌درآمدن عینک دودی و هم‌چنین خیاطی که با چشم‌های کورش لباس دامادی می‌دوزد؛ و نهایتاً خواننده‌ای که صدایش را گم کرده و شب‌ها به دنبال صدایش در ضبط ماشین‌ها می‌گردد … این موارد جملگی صحنه‌هایی هستند که در تقابل با بخش آغازین داستان است. از سوی دیگر، آغاز داستان با توجه به نشانه‌های متنی، اعم از مشعل پالایشگاه و سینمایی که سوزانده شده، شهر جنوبی کشور را تداعی می‌کند و در کل آوردن مکان‌هایی همچون مطب و داروخانه و دیگر موقعیت‌های اجتماعی حضور عینیت‌یافته‌ای از یک شهر و مناسبات شهری‌اش را بازنمایی می‌کند، در حالی که بخش دوم داستان و اتمسفر غریب آن با مؤلفه‌های غیرواقعی‌ و نیز جایی که پلیس یا نماینده‌ی قانونش در نظم‌بخشی به اتفاقات عجیب شهر عاجز می‌ماند، از جمله حرکت خلاف جهت موتورِ بی‌سوار در خیابان‌ها، مخاطب را به ناکجاآبادی می‌برد که از مناسبات شهری‌ای که در فصول ابتدایی در رمان حضور دارند، نمی‌توان سراغی گرفت. در واقع، رمان هر چه به انتها نزدیک می‌شود، با دراختیارگرفتن فضاسازی‌های خاص بر کیفیت روایی‌اش افزوده می‌شود و نیز خواننده‌اش را در وضعیتی بینابین قرار می‌دهد. به عبارتی، تخیل که نوعی ابژۀ مجازی به واسطه‌ی این تصاویر ایجاد می‌کند، فعالیتش را از سر می‌گیرد. به بیان دقیق، این واقع‌زدایی‌شدن از رویدادها کیفیتی ایدئال به اثر می‌بخشد که از پتاسیل زیبایی‌شناسی و معناآفرینی بهره‌مند است؛ به این معنا که ابزار مادی و واقعی که همان روایت‌های معمول جنگ باشند عناصری نیستند که داوری زیبایی‌شناختی‌شان بر پایه‌ی آن‌ها صورت پذیرد، بلکه به جای آن داوری‌ها درباره‌ی ابژه‌ای که مجازی (فضاهای غیرواقعی) است شکل می‌گیرد که در آن معنا و زیبایی‌شناسی رمان نمایان می‌شود. در واقع، هیچ گونه تحقق عینی و عینی‌سازی امر خیال‌انگیز، یعنی جنگ و حوادثش، صورت نمی‌گیرد. به این اعتبار، اثر ادبی دارای دو جنبه‌ی واقعی و غیرواقعی خواهد بود؛ واقعی از این رو که رمان به منزله‌ی اثر مادی که جنگی را تداعی می‌کند ادراک خواهد شد و غیرواقعی از این جهت که یک ابژه‌ی جنگی در غالب واژه‌ها به خواننده ارائه می‌گردد. این دو جنبه از یکدیگر تمایزناپذیرند. شاید این گفته‌ی سارتر درباره‌ی هنر بجا باشد: «هدف هنرمند ساختن کلیتی از ابزار مادی است که این ابزار امر غیرواقعی را قادر می‌سازد تا خودش را آشکار کند. و در همین راستا، می‌توان زیبایی‌شناسی را امری دانست که آرایش همین ابژه‌های غیرواقعی است».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما