شهسواری، عبدی، حقیقی، سخایی و انصافی، به بهانه‌ی بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، چه کتاب‌هایی را پیشنهاد می‌دهند؟

پنج نویسنده، پنج پیشنهاد

Poster

نویسندگان همیشه پیشنهادهای جذابی برای کتاب خواندن دارند. از پنج نویسنده خواسته‌ایم به بهانه‌ی بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران پیشنهاد کتاب بدهند و البته تأکید داشته‌ایم بر این موضوع که لزومی ندارد پیشنهادها محدود به ادبیات داستانی باشد. این شد که محمدحسن شهسواری، زهرا عبدی، دانیال حقیقی، سحر سخایی و مصطفی انصافی، در آستانه‌ی نمایشگاه کتاب، خریدن و خواندن کتاب‌هایی را پیشنهاد داده‌اند که بعید است بتوانید در برابر این پیشنهادها مقاومت کنید. مخصوصاً اگر بخوانید یادداشت‌های کوتاهی را که در معرفی این کتاب‌ها نوشته‌اند:

محمدحسن شهسواری پیشنهاد می‌دهد

چنین گفت ابن عربی، نوشته‌ی نصر حامد ابوزید، ترجمه‌ی سید محمد راستگو، نشر نی

Ebn e Arabi

کتاب بسیار خوبی است برای ورود به جهان فکری ابن عربی موسوم به شیخ اکبر. گرچه من هر چه بیشتر عرفان می‌خوانم بیشتر به نقش تخریبی آن در فرهنگ اجتماعی‌مان  پی می‌برم، اما نمی‌شود نقش مثبت آن را در تزکیه‌ی نفس و گسترش جهان خیال منکر شد.

طنز ماجرا برای من دیدار آخر ابن عربی (نماد عرفان) و ابن رشد (نماد فلسفه) است. در تمام هزار سال گذشته، حتی حکمای عرفان نظری، فلسفه و نگاه علمی و دریافت‌های پژوهشی آن را در برابر دریافت‌های شهودی تحقیر کرده اند، از جمله ابن عربی. زمانی که جنازه ی ابن رشد را از شرق اسلامی به غرب برای دفن می‌بردند این عربی از خود پرسید آیا به آرزوی خود رسید؟

آرزوی هر دو سرافرازی جهان اسلام بود. یکی از راه عرفان و دیگری از طریق فلسفه. ابن عربی به شرق آمد و این شد که هستیم و جنازه‌ی ابن رشد به غرب رفت و این شد که هستند. نه این که عرفان را به صورت مطلق شر بدانم و فلسفه را خیر. فقط به عنوان یک مشاهده‌گر برایم جالب است که چطور دو فکر در دو مسیر متفاوت این‌چنین تأثیرهای شگرف و متفاوتی گذاشته‌اند.

برای من اما لذت اصلی خواندن کتاب، فارسیِ عالیِ مترجم بود. واقعاً دست مریزاد دارد. این کتاب ترجمه‌ای هم در نشر نیلوفر دارد. من فارسی‌شان را مقایسه کردم. این را توصیه می‌کنم.

زهرا عبدی پیشنهاد می‌دهد

دختری در قطار، نوشته‌ی پائولا هاوکینز، ترجمه‌ی مهرآیین اخوت، نشر هیرمند

dokhtari dar ghatar

داستان توسط راوی اول شخص و از زاویه‌ی دید سه زن با نام های ریچل، آنا و مگان نقل می‌شود. منتقدان این کتاب را یکی از دلهره‌آورترین و تعلیق‌آمیزترین داستان‌هایی می‌دانند که تا کنون نوشته شده است. این که چقدر این توصیف صحیح است با توجه به سلیقه‌ی خواننده بسیار متغیر خواهد بود، اما به هر حال این روزها آمار فروش خیره‌کننده‌ی کتاب هنوز سیر صعودی دارد. به نقل از گاردین، فروش این رمان موفق شده در سراسر جهان، از فروش نسخه‌ی جلد سخت کد داوینچی هم فراتر برود. این سیر صعودی در کشورهای انگلیسی‌زبان، به‌خصوص انگلستان (زادگاه خود نویسنده) و آمریکای شمالی همچنان با قدرت ادامه دارد. در فروشگاه‌های ایندیگو کانادا (چیزی مانند شهر کتاب خودمان) کتاب درست در میزی روبه‌روی درگاه ورودی، محل پرفروش‌ها، خودنمایی می‌کند و آمار فروشش بسیار بالاست. من کتاب را خوانده‌ام. در کشش و دلهره‌آوربودن و تعلیق بسیار هوس‌انگیزِ آن حرفی نیست، صفتی که برای خوانندگان حرفه‌ای انگیزه‌ی کوچکی نیست. استودیوِ فیلمسازی اسپیلبرگ در حال ساخت فیلمی بر مبنای این رمان است که قول اکران آن را در سال ۲۰۱۶ داده است. به نظر من، آن‌چه در این رمان توانسته نظرها را به خود جلب کند تنها بخش تعلیق و دلهره‌ی ان نیست. طرح معما به خودی خود جذاب است، اما این‌که نویسنده پیگیری معما و نفس‌گیری در گردنه‌ها را به یک راوی غیرقابل‌اعتماد – که دائم الخمر است – می‌سپارد، امری جذاب است و جذاب‌تر این‌که این راوی، یک زن است و همه‌ی این‌ها در کنار هم، یک تریلر روان‌شناسانه با رنگ و بوی زنانه می‌سازد و برای نویسنده‌اش موفقیت به همراه دارد و از همه مهم‌تر این که اثر نویسنده فرامرزی می‌شود. البته نمی‌توان دلایل اقتصادی و حتی سیاسی پشت این تبلیغ گسترده را انکار کرد و همچنین قدرت رمان و نویسنده را. پائولا هاوکینز برای بیان این داستان خوب فکر کرده و درون‌کاوی عمیق و موشکافانه‌ای را به نمایش می‌گذارد. نکته‌ی جالب این است که در انتخاب شخصیت‌ها اصلاً سختگیری نکرده؛ شخصیت‌ها آدم‌هایی بسیار معمولی‌اند، اما او آن‌ها را معمولی ننوشته و این قدرت روایت اوست. دختری در قطار روایتی مدرن و چندصدایی از زن است. هر کس زاویه‌ی دید خود را دارد. کتاب را به دوستان پیشنهاد می‌کنم، اما حواستان باشد چندان به دنبال معناشکافی عمیق نباشید. داستان که تمام می‌شود آن را به کناری خواهید گذاشت. داستان در ذهن شما به آفرینشی مداوم و زایش معنا نخواهد رسید. بیشتر می‌توان به عنوان یک دوره‌ی کوتاه رمان‌نویسی به آن نگاه کرد با عنوان «نگاهی به یک نوع شیوه‌ی روایت زنانه و روانکاوانه در داستان.»

دانیال حقیقی پیشنهاد می‌دهد

یادداشت‌های روزانه ویرجینیا وولف، ترجمه‌ی خجسته کیهان، نشر قطره

Yaddashta

در هیچ کتاب دیگری تا این اندازه نمی‌شود به خود نویسنده‌ی کتاب خانم دالووی‌ نزدیک شد. این قبیل آثار نویسندگان از استقبال خوبی برخوردار می‌شوند و علتش تازگی در شکل متن‌هایی است که به عنوان یادداشت‌های روزانه نوشته می‌شوند. در میان این کتاب‌ها یادداشت‌های روزانه‌ی ویرجینیا وولف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. درنمونه‌های مشابه – مثلاً یادداشت‌های روزانه‌ی محمود دولت آبادی (که در کتاب نون نوشتن منتشر شده) – ما صرفاً با مویه‌های یک انسان رنج‌کشیده روبه‌رو هستیم، اما در اینجا زنی راسخ در جدال با عصاره‌ی وجودی‌اش یادداشت می‌نویسد و ماهیت نوشتن آثار بزرگ ادبی را روشن می‌کند. وولف در این کتاب تمام دغدغه‌های یک نویسنده‌ی جدی را دارد و بی‌پرده به آن‌ها می‌پردازد، ذهن‌خوره‌هایی از جمله خواندن، نوشتن و انتظار برای دیدن نتیجه‌ی کار و میزان استقبال خوانندگان و منتقدان. کتاب تا اندازه‌ای که از این شکل متون انتظار نمی‌رود هیجان‌انگیز است، چرا که آن‌طور که وولف به ما می‌گوید یادداشت‌هایش بناست تا آهنگ پیشرفت او در نوشتن و پیش رفتن را به ما نشان دهند. در یکی از این یادداشت‌ها می‌نویسد: «با حالتی شیطانی می‌نویسم. در پی کار صبح بخش دوم خیزاب‌ها را آغاز کرده‌ام. نمی‌دانم، نمی‌دانم احساسم این است که دارم برای یک کتاب فقط یادداشت جمع می‌کنم…»

او در بسیاری از یادداشت‌هایش به حمله‌های عصبی ناشی از کار زیاد نوشتن هم پرداخته است: «نه، این سردرد‌ها که مقدمه‌ی شروع حمله‌ها هستند، مدام ادامه دارند و مانع از نوشتن آخرین بازنویسی می‌شوند.»

یادداشت‌های روزانه‌ی ویرجینیا وولف نبرد یک نویسنده برای نوشتن را با نیروهای متعددی نشان می‌دهد که مانع از کار او می‌شدند، از زندگی خصوصی و وضع جسمی و روحی تا زد و بند‌های پشت پرده‌ی بازار کتاب انگلستان.

سحر سخایی پیشنهاد می‌دهد

پدیدارشناسی موسیقی، نوشته‌ی بروس الیس بنسن، ترجمه‌ی حسین یاسینی، نشر ققنوس

Padidar Shenasi

این کتاب یکی از تازه‌های ماه‌های اخیر حوزه‌ی موسیقی است. گرچه نام کتاب خبر از متنی تخصصی در حوزه‌ی موسیقی شناسی می دهد – که البته هست – اما وجهی که باعث شد به این کتاب بپردازم، بخش بینارشته‌ای آن است که در فضایی مشترک بین موسیقی، فلسفه و پژوهش هنر در حرکت است. به عنوان یک خواننده‌ی فارسی‌زبان، که از فرهنگ موسیقایی‌ای عمدتاً متکی بر بداهه‌پردازی و خلق اثر در لحظه‌ی اجرا می‌آییم، بحث تفاوت و تمایزِ اجرای بداهه با اثری ازپیش‌ساخته‌شده و این‌که کدام یک برتر از دیگری است، مسئله‌ی ذهنی بسیاری از مجریان و شنوندگان موسیقی ایرانی امروز است. حتماً خواندن نظریات موشکافانه‌ی نویسنده در باب آهنگسازی و بداهه‌پردازی و مباحث از این دست، لذت‌بخش و روشنگر خواهد بود. مثال‌های ارائه شده در کتاب متمرکز بر موسیقی کلاسیک غربی و سبک جاز است، اما ریشه‌های مشترک زیبایی شناسی، اجرا، خلق و نواختن موسیقی دلیلی بر خواندن و لذت بردن از این کتاب است. خواندن این کتاب را پیشنهاد می‌کنم.

مصطفی انصافی پیشنهاد می‌دهد

ملاقات با خانم دوبلور، بهزاد باباخانی، نشر افق

Molaghat

ملاقات با خانم دوبلور مجموعه‌ی ده داستان کوتاه است حاصل ده سال داستان‌نویسی بهزاد باباخانی، مجموعه‌ای متنوع هم از نظر مضمون و هم از نظر ساختار. در حین خواندن داستان‌ها، با نویسنده‌ای بازیگوش روبه‌رو می‌شوید که به‌هیچ‌وجه از تجربه کردن نمی‌ترسد و با بلندنظری اجازه می‌دهد داستان مسیر خودش را برود. این یک حدس است و به‌هیچ‌وجه قابل اثبات نیست، مگر این‌که نویسنده‌اش زبان به اعتراف بگشاید، اما از روی شمی حاصل نوشتن و خواندنِ مداوم، تقریباً مطمئنم در تعداد قابل‌توجهی از داستان‌ها مسیر داستان در حین نگارش عوض شده و البته نویسنده با مناعت طبع راه راوی را سد نکرده، به عبارتی نقش نویسنده در این داستان‌ها این بوده که نقش خودش را حذف کند و این جسورانه‌ترین کاری است که بهزاد باباخانی کرده است. محصول چنین حذفی، احتمالاً منجر به زایش داستان‌هایی شده چون برج‌ها با آپارتمان‌ها فرق ندارند، ملاقات با خانم دوبلور، خواب آخر و از همه مهم‌تر داستان لطفاً در این مکان آشغال نریزید.

شکست در روابط عشقی و عاطفی یکی از مضامین تکرارشونده در این مجموعه‌داستان است. تو از دکترها متنفری، بومرنگ و دشت بهشت محصول علاقه‌ی نویسنده به این سوژه‌ی ازلی است.

برج‌ها با آپارتمان‌ها فرق ندارند و مثل سیب داستان‌هایی هستند که به تفسیر جهان کودکان و نوجوانان می‌پردازند، اولی داستانی است با راوی کودک و با زاویه‌ی دید اول شخص (که نویسنده به خوبی از پسش برآمده) و دومی داستانی است تکان‌دهنده در رد نظریه‌ی معصومیت کودکان که موقع خواندن داستان مرا به یاد حرف میشاییل هانکه در گفت‌وگو با تاگس اشپیگل پس از نمایش روبان سفید انداخت که گفته بود: «از زمان فروید تا به امروز می‌دانیم که مسئله‌ی معصومیت کودکان بسیار نسبی است. مانند هر انسان، درون کودکان هم مقداری خشونت وجود دارد. کافی است در اجتماع کودکان در کودکستان دقیق شویم. معصومیت کودکانه ساخته‌ی ذهن بزرگسالان است. وجود انسان، حاوی بسیاری از صفات است و بسته به شرایط بیرونی این صفات، خودشان را نشان خواهند داد.» به نظر می‌رسد روانکاوی از موضوعات مورد علاقه‌ی نویسنده است و این علاقه در تعداد زیادی از داستان‌ها نمود دارد.

در حین خواندن این مجموعه آن‌چه که ممکن است توی ذوقتان بزند این است که داستان‌ها در یک سطح نیستند و مجموعه طیف گسترده‌ای از داستان‌های متوسط تا عالی را در بر می‌گیرد، اما به یقین می‌توان گفت دو داستان درخشان میخ فولادی و قصه‌ی هندوانه در شبی تابستانی برگ برنده‌ی این مجموعه هستند، داستان‌هایی که هم ساختار و هم مضمونشان پهلو می‌زند به قصه‌ها و روایت‌های کهن و نمودارِ ذهن خلاق نویسنده‌ای هستند که اگر به تکرار نیفتد، باید بهش بسیار امیدوار بود.

2 پاسخ به “پنج نویسنده، پنج پیشنهاد”

  1. احسان گفت:

    مرسی.کاش بیشتر پیشنهاد میدادید.

  2. محسن برجی گفت:

    پیشنهادهای بسیار ارزشمندی بودند.
    کلا پیشنهادهای کتاب نویسندگان شناخته شده، راه خوبی است که در این بازار شلوغ، گزیده‌تر انتخاب کنیم و بخوانیم.
    ممنون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما