نگاهی به رمان سرخِ سفید از منظر رویکردِ شالوده‌شکنانه‌ی تاریخیِ هایدن وایت

تاریخ و تخیل

نیلوفر اِنسان

سرخ سفیدِ مهدی یزدانی خرم رمانی است که تاریخ را، که به طور معمول کلان‌روایتی است از پیش پرداخته‌شده، واسازی می‌کند و به شکل خرده‌روایت‌هایی درمی‌آورد که در فرمی هزارویک‌شبی ساخته می‌شوند. کیوکوشین کایِ سی‌وسه‌ساله پانزده مبارزه را باید از سر بگذراند تا کمربند مشکی بگیرد، پانزده مبارزه‌ای که هر کدام روایتی می‌شوند از بخشی از تاریخ معاصر ایران. در این میان، البته زمان‌های استراحتی نیز وجود دارند که در آن‌ها هم با تکه‌های دیگری از روایت‌ روبه‌رو می‌شویم، که شاید این تمهید برای یکنواخت‌نشدن فرمی است که یزدانی خرم برای روایت خود انتخاب کرده است. اما در این یادداشت کوتاه، بنا دارم که به سرخ سفید از منظر رویکرد شالوده‌شکنانه‌ی تاریخی هایدن وایت نگاه کنم. هایدن وایت، تاریخ‌نگار در حوزه‌ی روشنفکری و فرهنگی آمریکا، دیدگاهی روایت‌باور[۱] به تاریخ دارد. او در اثرِ خود، فراتاریخ، به نوعی، به رویکردهای مدرن در تاریخ‌نگاری، نگاهی انتقادی می‌افکند و با تغییر پارادایم و در راستای چرخشِ زبانیِ پدیدآمده از ساختارگرایی به پساساختارگرایی، رویکردی پست‌مدرنیستی به تاریخ را پیشنهاد می‌دهد. به عبارت دیگر، او تغییرات زبان‌شناختى رویکردهاى پوزیتیویستى به تاریخ را شالوده‌شکنى کرد و نقش راوى در تاریخ را پررنگ ساخت.

به این ترتیب، در تعریف جدیدی که وایت ارائه می‌دهد، او تاریخ را شکلی از ادبیات می‌داند که فقط به زبان محدود می‌شود. به عبارتی، در تاریخ‌نگاری جدید، تاریخ‌نگار گذشته را برساخت می‌کند و تاریخ به متنی ادبی بدل می‌شود که اصول ادبی بر آن حاکم است و ماهیتی ادبی می‌یابد. به اعتقاد وایت، در خلق‌کردن متن تاریخی، تخیل به همان میزانی دخالت دارد که در خلق رمان. تاریخ‌نگار نوعی خالق تاریخ است و نه ناقل گذشته. او تاریخ را خلق می‌کند و تعین می‌بخشد و فقط به تعریف چیزهای از پیش موجود نمی‌پردازد. به بیان دیگر، تاریخ‌نگار روایت خلق می‌کند و صرفاً گفتمانی نمی‌سازد که دیگران را به آن فرابخواند. وایت، در تفسیر خود، تاریخ‌نگار و رمان‌نویس را روی یک خط قرار می‌دهد و برای قصه‌ی تاریخی الگوهایی مطرح می‌کند. برای او روایت‌های تاریخی، درست مانند روایت‌های ادبی، ساختاری پیرنگی دارند که تاریخ‌دان به‌کارش می‌گیرد تا داستانِ رخدادهای گذشته را تعریف کند. وایت مفهوم «قصه‌ی تاریخی» را از فرای می‌گیرد و چهار شیوه‌ی اصلیِ قصه‌ی تاریخی را مشخص می‌سازد: رمانس، کمدی، تراژدی و ساتیر (هزل). او، با تأکید بر نقش راوى به جای برقراری رابطه بین راوی و واقعه، رابطه را میان راوی و حقیقت عینی برقرار می‌کند. بنابراین، این امکان به‌وجود می‌آید که چندین راوی از یک واقعه و یا یک گذشته روایت خود را ارائه دهند.[۲]

حال، از این ‌نظر، می‌توان موشکافانه‌تر به رمان سرخ سفید نگاه کرد. مهدی یزدانی خرم در سرخ سفید انگار که به نوعی تاریخ‌نگاری دست می‌زند. او تاریخ را در فرمی ادبی برساخت می‌کند و به متنی ادبی بدل می‌کند. او، به میزانی که باید، همان‌گونه که وایت اشاره می‌کند، تخیل را به روایت خود وارد می‌کند و وقایع تاریخی را، به شکلِ رسمی خود، به‌بازی می‌گیرد. یزدانی خرم چیزی از گذشته نقل نمی‌کند، بلکه تاریخ را خلق می‌کند. رمان یک راویِ کل دارد که چندین داستان را روایت می‌کند. در تاریخ، قواعد روایت است که مشخص می‌کند ما با توصیف تاریخی روبه‌رو هستیم یا نه. در داستان اما ما ابتدا واقعیت داستانی خود را داریم و سپس برای آن و بر اساس آن یک الگوی روایتی می‌چینیم. در رمان تاریخی، این الگوی روایتی همان جایی است که خیال وارد داستان می‌شود و ما به‌ناگاه با تاریخی روبه‌رو می‌شویم که به نقش خیال آراسته شده است؛ چون قرار است داستان بخوانیم و نه کتاب تاریخ.

این‌جاست که به سرخ سفید بازمی‌گردیم، رمانی که سرشار از خیال است و خیال را به موازاتِ ساختِ روایتِ تاریخیِ خود در فرم رمان به‌خوبی به‌کار می‌گیرد. یزدانی خرم از دلِ روایتی به دلِ روایت دیگر می‌رود. هیچ روایتی قطعیت ندارد. او خود حتی قطعیتِ روایت‌ها را به‌بازی می‌گیرد و مدام با پرسش‌هایی امکان دیگری را در روایت خود مطرح می‌کند و گاه اشاراتی به برخی متونی دارد که سعی دارند ثبتِ رسمی تاریخ باشند، و حتی این‌گونه متون را وارد بازی خود می‌کند؛ مانند آنچه پس از روایتِ جمال نمازی، نویسنده‌ای که پس از انقلاب ایران را ترک می‌کند، در اشاره به صد سال داستان‌نویسی ایرانِ حسن میرعابدینی می‌آورد (یزدانی خرم، ۱۳۹۴: ۱۱۹). کتاب صد سال داستاننویسی ایران وجود دارد، اما آیا جمال نمازی وجود دارد؟ شاید. از کجا می‌توان پی برد که روایت جمال نمازی در تاریخ ادبی ایران وجود نداشته باشد؟ این همان روایتی است که یزدانی خرم آن را برمی‌سازد و تخیل در این‌جا نقش محوری و مهمی دارد. او خود در صفحه‌ی نخست کتابش چنین می‌آورد: «تمام شخصیت‌ها، آدم‌ها، تقریباً کل اتفاق‌ها، مشاهدات و خرده‌ریزهای این رمان واقعی هستند، ولی هر گونه تشابه و همذات‌پنداری با آن‌ها از بیخ کاری است عبث و نشدنی؛ که هیچ واقعیتی دو بار تکرار نمی‌شود.» (همان). هیچ واقعیتی دو بار تکرار نمی‌شود، اما یک واقعیت می‌تواند چند راوی داشته باشد و یا در مورد سرخ سفید به چند شکل تجربه شود و گاه خود را در تقاطع یک واقعیت تاریخیِ دیگر بیابد. یزدانی خرم حتی راوی خود را در انتها وارد این بازی می‌کند. راوی شکست می‌خورد. کیوکوشین کا پیروز می‌شود. آیا کیوکوشین کای سی‌وسه‌ساله نسلی است که زندگی خود را پس از ۵۷ تجربه کرده است؟ شاید. آیا مبارزانی که کیوکوشین کا در برابر آن‌ها مقاومت می‌کند هر کدام بخشی از تاریخ‌اند؟ شاید. عنوان آخرین فصل، «یک بدنِ متورم، پر از خون‌مردگی و سِرشده از فرطِ خوردن ضربه …»، می‌تواند این تفسیر را تقویت کند.

[۱] narrativist

[۲] https://www.radiozamaneh.com/52296

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما