دو نگاه به بیرون

مثلث دوستی

ستاره پارسا

ظرافت جوجهتیغی اولین رمان موریل باربری، نویسنده‌ی مراکشی‌‌الاصل، نیست که با ترجمه‌ی مرتضی کلانتری نظر مخاطبان بسیاری را در ایران به خود جلب کرد. او قبل از این کتاب رمان دیگری با نام شکمبارگی را منتشر کرده بود که آن هم به چندین زبان ترجمه شده است.

ظرافت جوجهتیغی از نگاه دو راوی متفاوت روایت می‌شود، دو راوی با دو موقعیت اجتماعی و زندگی متفاوت و دو رده‌ی سنی که حتی نزدیک به هم نیست. این تفاوت هم بین دو راوی وجود دارد و هم بین انسان‌های دیگرِ رمان ــ تفاوت‌هایی که در اولین صفحات به جذابیت کتاب کمک می‌کند.

اولین راوی رنه است: زن پنجاه‌وچهارساله‌ای که سرایدار آپارتمانی است که ساکنان آن همگی پست‌های سیاسی مهم دارند، متمولانی که او را زن فقیر محافظه‌کار و آدمی بی‌اهمیت می‌دانند. اما در واقع این‌طور نیست؛ ظاهر او پوششی است که او برای زندگی در میان انسان‌های متمول این آپارتمان برگزیده است. راوی بعدی پالوماست: دختر نوجوان یکی از خانواده‌های همان آپارتمان که خیلی بیش‌تر از سنش می‌فهمد و نگاه تحقیرآمیزی به خانواده‌اش دارد و در همان اول رمان در یادداشت‌های عمیقی که می‌نویسد متوجه می‌شویم که تصمیم دارد در روزی مشخص خانه را آتش بزند و بعد خودش را بکشد. در واقع، ما در این رمان با دو فیلسوف آشنا می‌شویم: دو فیلسوف در بستر عادی زندگی. اما قطعاً باید شباهتی بین این دو راوی وجود داشته باشد، شباهتی که نویسنده در انتخاب این دو شخصیت به عنوان راویان داستانش در نظر گرفته است، شباهت در نوع نگاه آن‌ها به زندگی. و این شباهت از کجا می‌آید؟ چطور می‌شود دو انسان در دو رده‌ی سنی دور از هم با دو موقعیت اجتماعی متفاوت نگاهی شبیه به هم در زندگی داشته باشند؟ این همان آشنایی‌زدایی است که در روند داستانی ساده شخصیت‌هایی جذاب و متفاوت خلق کرده است. بعد از خواندن چند قسمت از رمان، متوجه می‌شویم که این شباهت از علاقه‌ی این دو راوی به هنر و فلسفه می‌آید. به همین دلیل است که تا جایی از رمان، داستان به طور کامل در خدمت فلسفه قرار می‌گیرد و نقش پیرنگ، که نزد ما رمان‌نویسان ایرانی امری بسیار مهم تلقی می‌شود، در این رمان کمرنگ است. این جمله به معنای نقد این اثر نیست؛ چون به نظر من نقش پیرنگ می‌تواند در هر رمانی، با توجه به ظرفیت‌هایی که در اختیار نویسنده قرار می‌دهد، شدت و ضعف پیدا کند و هرگز نمی‌تواند سنگ محک خوبی برای یک رمان باشد.

***

با ورود کاکورو، داستان دچار تکان کوچکی از نوع تکان‌های ازو، فیلم‌ساز ژاپنی، می‌شود. کاکورو مردی ژاپنی است که متوجه تفاوت رنه با آنچه به دیگران نشان می‌دهد می‌شود و خیلی زود مثلث دوستی او ـ رنه ـ پالوما شکل می‌گیرد. این دوستی سرنوشت همه‌ی آن‌ها را تغییر می‌دهد. رنه را وارد طبقه‌ی اجتماعی‌ای می‌کند که به آن تعلق ندارد و تمام عمر از آن متنفر بوده. در واقع، آنچه باعث می‌شود رنه اختلاف طبقاتی را فراموش کند و نفرتش از طبقه‌ی مرفه را کنار بگذارد دوستی عمیقی است که بین او و کاکورو ایجاد می‌شود. این دوستی پالوما را هم به زندگی برمی‌گرداند، تا جایی که از آتش‌زدن خانه و کشتن خود منصرف می‌شود و در پایان داستان، زندگی را به شکل یک همیشه در هرگز می‌پذیرد و تجربه‌ی احساسی متفاوتی را به کاکورو نشان می‌دهد. نویسنده از ابتدای داستان، با استفاده از المان‌هایی ساده، سعی دارد بستر را برای ورود کاکورو آماده کند؛ مثلاً پالوما از ابتدای رمان مشغول یادگیری زبان ژاپنی است. یا رنه، که به فیلم‌ها و فرهنگ ژاپنی علاقه‌مند است. موریل باربری، با ساختاری بسیار قوی، تمام تکه‌های پازل را کنار هم چیده تا داستان را شکل بدهد.

ظرافت جوجهتیغی از آن دست رمان‌هایی است که می‌تواند برای تمامی علاقه‌مندان هنر و فلسفه و ادبیات جذاب باشد: داستانی ساده در دل فلسفه و داستانی در جست‌وجوی زیبایی‌های شناخته‌نشده‌ی جهان، شبیه همان زیبایی‌ای که موریل باربری با آن شخصیت‌های ظرافت جوجه‌تیغی را خلق کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما