نگاهی به برخی عناصر تکرارشونده در آثار پل آستر

از هیچ چیز دنیا نمی‌توان سر درآورد

مهدیس غنی‌زاده

داستان‌های آستر با یک اتفاق ساده یا یک تصادف شروع می‌شود. آستر از وصل‌کردن جزئیات پراکنده و تبدیل آن‌ها به یک کل هماهنگ و منسجم رمان را پیش می‌برد. از جهتی، این‌طور می‌توان گفت که اتفاق عنصر اصلی و پیش‌برنده‌ی رمان‌های اوست؛ مثلاً، در کتاب اوهام، دیدنِ اتفاقیِ فیلم‌های صامت سرآغاز ماجراهای رمان می‌شود. یا در کشور آخرین‌ها، ورود اتفاقی آنا بلوم به شهر موجب شروع تعلیق‌ها و کشف رمان توسط مخاطب می‌شود. هم‌چنین، در شهر شیشه‌ای، دیدن اتفاقی و تعقیب استیلمن، پیرمرد نیویورکی، توسط نویسنده، که حالا در نقش کارآگاه خصوصی قرار گرفته، مخاطب را روی روال قصه قرار می‌دهد و یا پیداکردن یک دفترچه‌ی ساده‌ی رمان شب پیشگویی مبنایی می‌شود برای قصه‌پردازی پررمز و راز آستر.

از دیگر عناصر مهم داستان‌های آستر شهر است، شهری که آدم‌های آن سرگشته و بلاتکلیف در آن قدم می‌زنند و اوقات می‌گذرانند. شهر، جایی که آدم‌ها در آن با هر نوع بی‌عدالتی و وحشی‌گری‌ای مواجه می‌شوند که در رمان کشور آخرین‌ها به اوج خود می‌رسد. آستر در این رمان، با به‌تصویرکشیدن بدویت انسانی، به فضاهای آخرالزمانی و هم‌چنین به شعر مشهور سرزمین هرز تی. اس. الیوت اشاره دارد. هم‌چنین، در رمان کوچک تیمبوکتو، که کاراکتر اصلی آن یک سگ است، تا آخر در شهر سرگردان است. یا در رمان مون پالاس، مارکو فاگ یک روز تصمیم می‌گیرد به دل شهر بزند و خودش را نابود کند. اصلاً این‌طور می‌توان گفت که شهر در تمام رمان‌هایش نقش اصلی را دارد. انگار نیویورک یکی از شخصیت‌های اصلی قصه است که قسمتی از بار روایی را بر دوش می‌کشد. به قول خودش، نیویورک را می‌آورد زیرا این تکه از جهان را بهتر از هر جای دیگر دنیا می‌شناسد، طوری که یکی از پارک‌های نیویورک می‌شود مرکز ثقل تمام اتفاقات و نام کتاب نیز می‌شود سانست پارک. همین‌طور، در رمان دیوانگی در بروکلین، که نام محله‌ای معروف است.

از دیگر ویژگی‌های آثار آستر شیوه‌ی سنت قصه‌گویی است که به صورت داستان در داستان است. این فرمول در همه‌ی رمان‌های او مشترک است و البته در برخی رمان‌ها وضوح بیش‌تری دارد، همانند کتاب‌های اوهام، مون پالاس و شب پیشگویی. آستر با آوردن داستان‌های پشت هم به جذابیت قصه‌گویی‌اش اضافه می‌کند. ویژگی این شیوه‌ی روایی گونه‌ای است که می‌توانی در کتاب یا داستانی مستقل آن‌ها را بخوانی؛ زیرا هر کدامشان عنصر داستانی را به طور کامل رعایت می‌کنند. اصلاً صدای روایی آستر راحت و بااطمینان است. او در عین آن‌که در قصه‌گویی سنت شفاهی را رعایت می‌کند، ساختار خطی رمان را به‌هم می‌ریزد و داستان را با شانس و رویداد و تصادف جلو می‌برد و خودش شدیداً معتقد است که در زندگی رویدادها نظمی منطقی ندارند: هر رویدادی پشت رویدادی دیگر رخ می‌دهد؛ در نتیجه، پایان مشخصی هم در انتها وجود ندارد ــ همانند رمان کشور آخرین‌ها که مخاطب را در انتها با هزاران پرسش رها می‌کند. در رمان‌های آستر، فقط قصه‌ها بلکه کاراکترها دچار نوعی عدم قطعیت در رفتار خود هستند. این عدم قطعیت نوعی سرگشتگی را برای کاراکترها به‌وجود می‌آورد و به دنبال خودش تنهایی در این کلان‌شهرها جلوه‌ی بیش‌تری پیدا می‌کند. به گفته‌ی آستر، شهر جای تنگی است برای سکونت میلیون‌ها آدم. اما، از جهتی دیگر، از پاریس با تعبیر «وطن دوم»ش نام می‌برد، جایی که به او یاد داده چطور آدم و در مرحله‌ی بعد هنرمند باشد. حاصل دوران پاریس‌نشینی هم می‌شود ترجمه و گردآوری گلچینی از اشعار شاعران فرانسه‌ی قرن بیستم.

دیگر عنصر تکرارشونده در رمان‌های آستر غذاست. او بارها گفته که از تأثیرگذارترین کتاب‌های عمرش گرسنگی کنوت هامسون است. در رمان کشور آخرین‌ها مراکزی برای بازیافت اجساد انسان‌ها وجود دارد تا در نهایت اندک ذخیره‌ی غذایی‌ای حاصل شود. این مراکزِ بازیافتِ اجسادِ انسانی مخاطب را به یاد کوره‌های آدم‌سوزی نازی‌ها می‌اندازد و این‌که انسان برای بقا به هر چیزی دست می‌آویزد. بحران کمبود غذا و گرسنگی در چنین فضایی آدم‌ها را به مرز توحش می‌رساند ــ همانند شخصیت فردیناند در کشور آخرین‌ها: مردی نیمه‌دیوانه که با شکار موش‌ها و زنده‌زنده‌کباب‌کردنشان تغذیه می‌کرد.

کاراکترهای آستر به‌شدت درگیر روزمرگی و تنهایی‌شان هستند، طوری که موضوع از دست‌دادن نزدیک‌ترین عزیزان تم تکرارشونده در اکثر آثار او هستند. مثال بارز آن در کتاب اوهام است: شخصیت اصلی، دیوید زیمر، در یک سانحه‌ی هوایی همسر و دو پسرش را از دست می‌دهد. یا در مون پالاس داییِ مارکو فاگ می‌میرد. در واقع، او آدم قصه‌اش را در مقابل اندوهناک‌ترین اتفاقی که برای هر کس ممکن است بیفتد قرار می‌دهد. عمیق‌ترین رابطه‌ی انسانی را می‌سازد و آن را در مقابل چشم خواننده از بین می‌برد. حالا آن کاراکتر باید از نو دنیایش را بسازد، دنیایی که هر روز ناامن‌تر از قبل می‌شود. فاجعه‌ای مثل یازده سپتامبر آن‌قدر او را تحت تأثیر قرار می‌دهد که می‌گوید مردم نیویورک دچار یک تراژدی خانوادگی شده‌اند.

آدم‌ها، پیش از سیاست و تروریسم، درگیر روابط انسانی خودشان‌اند، اما رفتارهای ایدئولوژیک کسانی همانند داعش، گروه القاعده، طالبان و از این قبیل می‌خواهند این روابط انسانی را از بین ببرند. این ناامنی هر روز بدتر از قبل شده. فقط کافی است به وقایع یک سال اخیر نگاه کنیم تا ببینیم همه‌مان چطور درگیر این تفکرات ایدئولوژیک شده‌ایم: از استانبول و افغانستان و بیروت و بغداد و یمن تا پاریس و بروکسل و دمشق. اگر دنیا پانزده سال قبل برای یازده سپتامبر ضجه زد، حالا هر کداممان با شنیدن اخبار بمب‌گذاری‌ها فقط لحظه‌ای درنگ می‌کنیم و بعد از روی آن رد می‌شویم؛ ناامنی دنیا همه چیزمان را تغییر داده.

در نهایت، این‌که دنیای داستانی آستر دنیای آدم‌های امروز است. تمام المان‌های زندگی امروز همانند گرسنگی و تنازع برای بقا، روزمرگی، تنهایی، تروریسم جهانی، سردرگمی، گم‌گشتگی و یافتن هویت را در آثارش پیدا می‌کنید. او به نوعی دارد دنیای امروزی را که در آن زندگی می‌کنیم در رمان‌هایش جاودانه می‌کند.

به گفته‌ی آستر، «دنیا هدفی ندارد، از هیچ چیز دنیا نمی‌توان سر درآورد، اما شاید کم‌کم بتوان آن را درک کرد».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما