رازهای توفیق رمان بركت

بازآفرینی اسطوره‌ها

محمدرضا شرفی خبوشان

در میان آثار داستانی، کم نیستند آثاری که داعیه‌دار داشتن سویه‌های معنایی متعددند و از بن‌مایه‌های نشانه‌شناختی، اسطوره‌ها، روایت‌های تأویلی، نمادانگاری و ‌… بهره برده‌اند و سعی در چندلایه‌نمودن داستان دارند، اما درست همین سعی و تعمد و داعیه‌داری است که جان اثر را می‌گیرد، صناعتش را به‌رخ می‌کشد و داستان را کم‌رمق می‌کند.

آفت محاسبه، قصد و خودآگاهی در استفاده از تمثیل‌ها، اسطوره‌ها و امکانات نشانه‌شناختی از جنس آفت جانب‌داری از یک تفکر و فلسفیدن برای نمایش یک اندیشه‌ی از پیش‌تأییدشده است. ارجاع‌دادن و استفاده از اسطوره و تمثیل و روایت‌های قالبی و تثبیت‌شده‌ی بیرون از متن برای یک نویسنده همچون یک بندبازی خطرناک و راه‌رفتن بر لبه‌ی تیغ است.

استفاده از اسطوره‌ها و روایت‌های بیرون متنی وقتی آفت است که نویسنده در کاربرد آن‌ها همانی را مد نظر داشته باشد که یک شاعر در به‌کارگیری آرایه‌ی تلمیح در شعرش مد نظر دارد. شاعر با استفاده از تلمیح تخیلش را رنگین‌تر می‌کند، به تلمیح می‌آویزد تا تأثیر موضوع مطلوبش را در ذهن مخاطب بیش‌تر کند. شاعر به تلمیح به منزله‌ی یک امکان نگاه می‌کند، امکانی که می‌تواند ذهنیت و احساس بی‌شکلش را قابل تصور سازد و تجربه و دریافت خرد و شخصی‌اش را به واسطه‌ی ارجاع‌دادن به روایتی یا کلامی معروف و همگانی‌شده، کلان، جامع و بااهمیت نشان دهد. در واقع، شاعر احوال شخصی‌اش را با یک روایت قطعی و تثبیت‌شده برابر می‌نهد و مدعی می‌شود که رابطه‌ی دو طرف معادله رابطه‌ی شباهت است و کشف و ابداعش از حد و حدود همین ارائه‌ی رابطه‌ی شباهت فراتر نمی‌رود، جز یک التذاذ ادبی قصدی ندارد، اندیشه‌ای نو و دریافت و شهودی تازه و متفاوت ارائه نمی‌کند، درونیات فردی‌اش را درون قالبی آشنا و دیده‌شده قرار می‌دهد تا به‌چشم بیاید.

راز توفیق رمان برکت خواندنی‌شدن و قابل‌اعتنابودن و تفاوتش با سایر آثار داستانی از این دست در این نکته است. رمان برکت ما را به اسطوره و تمثیل ارجاع نمی‌دهد، در ارائه‌ی روایت داعیه‌دار «این‌همانندی» نیست، عمل شخصیت‌ها و وقایع داستانی را در قابی آشنا و دانسته‌شده قرار نمی‌دهد، قصد ندارد برای توسعه‌ی جهان معانی‌اش به اسطوره و تمثیل بیاویزد. در این رمان، اسطوره و تمثیل به مثابه‌ی یک امکان تلقی نشده است. روایت یونس، معصیت اولیه و انسانی او و سپس در کام خطر شدن و مصائبش در رسالتش در هدایت مردمش، درست بر عکس آنچه فکر می‌کنیم، به روایت بیرون متنی الصاق نشده است. در واقع، رمان برکت بازآفرینی یک اسطوره است در جهان امروز و البته فرق بسیاری است میان بازآفرینی و برقراری رابطه‌ی شباهت. در برقراری این رابطه، همیشه دو طرف وجود دارد: طرف اول شباهت و طرف دوم شباهت. طرف دوم در یک ویژگی خاص چنان برجسته است که طرف اول را وامی‌دارد که خودش را شبیه آن نشان دهد.

در بازآفرینی اما ویژگی طرف اول چنان پررنگ و برجسته است که طرف دوم را در خود حل می‌کند و بدون این‌که بخواهد به طرف دوم بیاویزد، روایتی می‌آفریند که خود مستقل، مجزا و ابداعی است. در برکت قرار نیست بخشی از عمل قهرمان یا روایت شبیه بخشی از عمل قهرمان یا روایتی اسطوره‌ای شود، بلکه برکت از آغاز تا فرجام، از مدخلی که داستان شروع می‌شود، همراه خرده‌روایت‌ها تا میانه و سرانجام، به‌تمامی خود اسطوره است.

سازوکار و پرداخت سرنوشت یونس در برکت چنان است که اسطوره را می‌آفریند و فراتر و جامع‌تر و کلی‌تر از آن است که تخت، یکسویه و شباهت‌ساز، سعی در ارجاع به اسطوره داشته باشد.

یونس در برکت انسانی امروزی است، در وضعیت و موقعیتی خاص انسان امروز که او را ملموس و باورپذیر می‌کند، وجودش پذیرفتنی است و برای مخاطب همزادانگارانه است و در عین این‌که این خصوصیات را دارد، اسطوره نیز هست. این‌جاست که اسطوره آفریده می‌شود و به جای درسایه‌افتادن و محوشدن، خود وضعیتی مستقل، مجزا و بدیع می‌شود، آن‌چنان که به اسطوره‌های ذهنی و آشنای مخاطب می‌افزاید و در ذهن خواننده حی و زنده حتی پس از تمام‌شدن کتاب به زیستنش ادامه می‌دهد.

برکت از منظر بازآفرینی اسطوره اثری قابل اعتنا و بررسی است و از آن دست آثاری است که باید گفت موفق شده است ادبیات داستانی ما را در زمانه‌ی اکنون توسعه دهد و برایش حیثیت بخرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما