بازنشر: گفت‌وگو با باب دیلن

بسیاری از مردم معنای اکثر اشعار مرا درک نمی‌کنند

ترجمه‌ی امیررضا نوری‌زاده

ماهنامه‌ی موسیقی مقام، دوره‌ی جدید، شماره‌ی ۳، آبان ۱۳۸۰

قصد ما تهیه‌ی یک گفت‌وگو پیرامون زندگی و یا اشعار آلبوم جدیدش عشق و سرقت بود، ولی دیلن خیلی زود ابتکار عمل را به‌دست گرفت و درباره‌ی موسیقی پاپ صحبت کرد. «پنج ستاره!» این نخستین عباراتی بود که در اتاق هتلی در سانتامونیکای کالیفرنیا از او شنیدیم: «مجله‌ی رولینگ استون پنج ستاره به آلبوم من داده. در طول این پانزده سال با چند نفر گفت‌وگو کرده‌اید که نقد پنج ستاره برای آلبومشان داشته باشند؟» من هم برایش توضیح می‌دهم که ما در لس‌آنجلس تایمز فقط نقدها را با حداکثر چهار ستاره ارزیابی می‌کنیم. بعد، از خودم می‌پرسم که آیا واقعاً بزرگ‌ترین شاعر/ آهنگساز دنیای پاپ تا این حد به یک نقد اهمیت می‌دهد؟ من حتی نمی‌توانستم تصور کنم که او درباره‌ی دریافت جایزه‌ی گرمی و یا دریافت اسکار برای آهنگ اوضاع عوض شده از فیلم پسران خارق‌العاده هیجان‌زده شود! پس از چهل سال فعالیت، موسیقی دیلن هم‌چنان ملغمه‌ای از راک، بلوز و کانتری است، ولی به‌نظر می‌رسد او در تلاش است تا همراه با گروهش موسیقی پاپ را از شر راهزنی شارلاتان‌های امروزی صنعت موسیقی حفظ کند. پس از فراغت از آلبوم جدید، دیلن شصت‌ساله این روزها بار دیگر مشغول نگارش یک اتوبیوگرافی است. با ذکر این نکته به او که آلبوم عشق و سرقت در لس‌آنجلس تایمز نیز با چهار ستاره نقد شده، گفت‌وگو را آغاز می‌کنیم:

به‌نظر می‌رسد موسیقی آلبوم جدید از دوره‌ای دیگر الهام گرفته شده 

هم‌اکنون گروه‌هایی را در بالای جداول موسیقی می‌بینید که همچون بزرگان راک‌اندرول از آن‌ها تقدیر می‌شود، در حالی که آماتورهایی بیش نیستند. آن‌ها حتی نمی‌دانند موسیقی از کجا آمده. شاید هم خوش‌شانس بودم که از دوره‌ای متفاوت کار را شروع کرده‌ام. در آن زمان، هنرمندان بزرگ بلوز کانتری و فولک همه جا به‌چشم می‌خوردند و انگیزه‌ برای هم‌نوازی در میان آن‌ها در سنین پایین به سراغم آمد. اگر من در این روزها به‌دنیا آمده بودم، حتی فکر نواختن موسیقی را از ذهنم خارج می‌کردم. من حتی به رادیو هم گوش نمی‌دهم و موسیقی ریو برایم هیچ مفهومی ندارد.

2016-10-14-12-27-03

پس اگر قرار بود سراغ موسیقی نروید، انتخاب اول شما چه بود؟

احتمالاً چیزی شبیه ریاضیات و یا معماری.

موسیقی پاپ را این روزها چطور می‌بینید؟

فکر نمی‌کنم هیچ گاه موسیقی پاپ روزگاری بدتر از امروز را به چشم دیده باشد. لویی آرمسترانگی که من می‌شناختم آهنگ Hello Dolly! را خوانده بود و آهنگی چون West End Blues از او سال‌ها پس از آن برایم متصور نبود.

زمان خارج از ذهن یک آلبوم خلاقانه به‌حساب می‌آمد … بعد از آن بود که فهمیدم نباید آلبوم دیگری با آهنگ‌هایی دارای تمپو بالا را داشته باشم و اگر تفاوتی در آلبوم جدید نسبت به زمان خارج از ذهن می‌بینید، به همین دلیل است.

آیا هنوز شعر می‌سرایید؟

بیش از آن‌که بخواهم آهنگی برایش بسازم و تازه اگر هم قرار بر ساخت آهنگ باشد، گاهی اوقات کوتاه می‌شوند. برای مثال، در این آلبوم شعر بلوز روز تنهایی تقریباً به نصف تقلیل یافته.

در آلبوم جدید شما طنز هم به مایه‌ی اشعار اضافه شده!

می‌خواستم آهنگ‌های من تا حد ممکن سه‌بعدی باشند؛ چون آهنگ‌های یک یا دوبعدی چندان دوامی ندارند. به نظر من، وجود طنز در جایی که امکان داشته باشد خیلی مهم است. حتی خواننده‌های غیرقابل تحمل رپ هم از طنز استفاده می‌کنند!

بیش‌تر چه زمانی اقدام به نگارش اشعار می‌کنید؟ در خلال تورها و یا زمانی که در منزل استراحت می‌کنید؟

خودم هم دقیقاً نمی‌دانم! شاید بعد از این‌که شما از این اتاق بیرون رفتید، یک شعر بنویسم مثلاً درباره‌ی نحوه‌ی لباس‌پوشیدن شما. من به مردم به چشم ایده نگاه می‌کنم نه یک موجود زنده، این‌که او چه چیزی برای ارائه دارد، و بعضی اوقات هم به عمق مطالب فکر می‌کنم.

آیا علاقه‌ای به رقابت بوش و الگور داشتید؟

بله، من انتخابات را دنبال کردم تا ببینم سرانجام چه کسی برنده می‌شود. ولی اگر از بالا به جریان نگاه کنیم، می‌یابیم که دولت تا چه حد متزلزل است و هر کسی و هر چیزی در این دوره قابل خرید و فروش است.

این بدبینی را از شخصی که تمامی افکارش در دهه‌ی ۶۰ مثبت بود چگونه ارزیابی کنیم؟

شک ندارم که بسیاری از مردم معنای اکثر اشعار مرا درک نمی‌کنند. همان‌طور که من هم بسیاری از اشعاری را که توسط عده‌ای کودن درباره‌ی مردم نوشته می‌شود درک نمی‌کنم! همیشه از این مسئله شکایت داشته‌ام که چرا رسانه‌های جمعی چهره‌ای از من ارائه داده‌اند که هرگز نداشته‌ام. اکثر اشعار من توسط افرادی که چیز زیادی نمی‌دانند به غلط تفسیر شده.

در این مورد مثالی بزنید.

استادان جنگ را در نظر بگیرید. هر زمان که آن را می‌خوانم، یک نفر در گوشه‌ای می‌نویسد که این آهنگ کاملاً ضدجنگ است، ولی جالب این‌جاست که هیچ فاکتوری بر علیه جنگ در این آواز وجود ندارد. اگر کمی به مضمون این شعر دقت کنید، آهنگ پیرامون اظهارات آیزنهاور درباره‌ی خطرات مجموعه‌های صنعتی ـ نظامی در این کشور است.

ولی ایدئالیسم تثبیت‌شده‌ای در کشور و هم‌چنین در آهنگ‌های شما در دهه‌ی ۱۹۶۰ به‌چشم می‌خورد.

به عقیده‌ی من، کشور در حول‌وحوش سال ۱۹۶۶ دچار تحول عظیمی شد و برای درک دقیق آن بایستی به کتاب‌های تاریخی مراجعه کرد. این تحول به هر حال من و شما را متحول کرده و حتی پای آن تا به امروز کشیده شده.

شما روح دهه‌ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یک روح سرکش و یاغی.

امروز چطور؟

دقیقاً نمی‌دانم، ولی اگر مراقب نباشیم، به‌زودی استقلال خود را از دست می‌دهیم و مسائل حقوقی برای شهروندان رعایت نخواهد شد.

آیا خود را یک هنرمند فوق‌العاده می‌دانید؟

بله، منتها تا سال ۱۹۷۴ که در یک کنسرت با گروه The Band حضور داشتم. پس از آن، اکثر مدت‌زمان زندگی را صرف خانواده‌ام کردم و مدت‌ها طول کشید تا بتوانم بار دیگر به گذشته بازگردم. گاهی اوقات مسائلی شما را از صحنه‌ی موسیقی محو می‌کند.

اکنون اوضاع خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ من از شر رسانه‌های سازمان‌دهی‌شده رها شدم که شاید بهترین رخداد برای من بود. من مدت‌ها انتظار چنین موقعیتی را داشتم. هیچ هنرمندی برای بلندمدت نمی‌تواند در سایه‌ی رسانه‌ها رشد کند، حال این رسانه هر چه می‌خواهد باشد. اگر قرار باشد که رسانه‌ها درباره‌ی هر کاری که شما انجام می‌دهید بحث کنند، هرگز تمرکز لازم را نخواهید داشت.

آیا با دریافت جوایز متعدد و معتبر، رسانه‌ها بار دیگر به سراغتان نخواهند آمد؟

نه، تاریخ مصرف تبلیغاتی من تمام شده. اگر آن‌ها یک بار دست از سر شما بردارند، دیگر به سراغتان نمی‌آیند، بلکه به دنبال سوژه‌ی جدیدی می‌گردند تا بتوانند استفاده‌ی تبلیغاتی خود را انجام دهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما