عارضه‌ای جدی در فضای ادبی

توهم انجماد فرهنگ

مصطفی انصافی

۱

اعلام نام برنده‌ی نوبل ادبیاتِ امسال، همچون سال گذشته، به فضای ادبی شوک داد. نویسندگان، مترجمان و منتقدان ادبی در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها واکنش‌هایی نشان دادند که شگفتی شاخصه‌ی اصلی و بارز عمده‌ی این واکنش‌ها بود. بررسی این واکنش‌ها که عمدتاً در فضایی احساسی، عصبی و هیجان‌انگیز شکل گرفته‌اند از عارضه‌ی توهم در میان اهالی ادبیات حکایت دارد: توهم انجماد فرهنگ.

noble

۲

شبکه‌های اجتماعی از تلگرام گرفته تا فیس‌بوک و اینستاگرام این فرصت را در اختیار همه‌ی افرادی که به هر نحوی با فرهنگ و هنر در ارتباطند داده تا آن‌ها هم بتوانند درباره‌ی برنده‌ی نوبل اظهار نظر کنند. این اظهارنظرها از تریبون شخصی افراد حتی اگر از پشتوانه‌ی محکمی برخوردار نباشد، حتی اگر باعث تشتت و آشفتگی حول موضوع مورد بحث شود، فرصتی ایدئال به دست می‌دهد برای گفت‌وگو حول فرهنگ. اما کدام گفت‌وگو؟ کدام فرهنگ؟

۳

برای کسی که دغدغه‌ی فرهنگ دارد اولین پرسشی که پس از مواجه شدن با این اظهارنظرها پیش می‌آید این است که چرا همه‌ی واکنش‌ها با شگفتی همراه است؟ این شگفتی محصول چیست؟ از نظر این دوستان ادبیات چیست؟ آیا ادبیات فقط شعر است؟ آیا ادبیات فقط رمان است؟ این که من و شما سوتلانا الکسیویچ را نمی‌شناسیم، این‌که از او کتابی به فارسی ترجمه نشده، دلیل قانع‌کننده‌ای است برای این‌که او شایسته‌ی نوبل ادبیات نباشد؟ این‌که از نظر شما فقط شعر و رمان می‌تواند ارزش ادبی داشته باشد و مستندنگاری یا هر قالب ادبی دیگری نمی‌تواند، دلیل قانع‌کننده‌ای است برای این که الکسیویچ شایسته‌ی نوبل ادبیات نباشد؟ این که شما ترانه را جزو ادبیات به حساب نمی‌آورید، یا این‌که شما همیشه فکر می‌کردید باب دیلن فقط یک خواننده است، دلیل قانع‌کننده‌ای است برای این‌که دیلن شایسته‌ی نوبل ادبیات نباشد؟

۴

توجه به نکته‌ای دیگر هم بد نیست. اغلب این واکنش‌ها و اظهار نظرها تند و عصبی‌اند، با قطعیتی مثال‌زدنی از افول آن‌چه هنر می‌پندارند سخن می‌گویند، حقیقت را مطلقاً نزد خود می‌بینند، با طعنه و تمسخر از اعضای کمیته‌ی ادبیات نوبل سخن می‌گویند و از سقوط نوبل ادبیات می‌نالند. این شکل از واکنش، یعنی واکنش‌های تندِ عصبیِ خودحقیقت‌پندار همراه با شگفتی محصول همان توهم انجماد فرهنگ است.

۵

طرفداران فرهنگ منجمد فضای فرهنگی را بسته می‌خواهند. آن‌ها نگهبانان ارزش‌های تثبیت‌شده‌ی فرهنگ‌اند. آن‌ها پاسداری از هنجارهایی را که قبلاً برایشان تعریف شده وظیفه‌ی خود می‌دانند. طرفداران فرهنگ منجمد انحصارطلب‌اند. میان فضاهای فرهنگی خط‌های قرمز و مشخصی کشیده‌اند و اجازه نمی‌دهند هیچ فرد فاقد صلاحیتی (از نظر خودشان) از این خطوط قرمز عبور کند. اگر مصالحش را داشته باشند این خطوط قرمز را تبدیل می‌کنند به دیوارهایی محکم، مرزهایی محکم‌تر برای پاسداری از همان ارزش‌های تثبیت‌شده. خود را، یا اگر خیلی پیشرفته فکر کنند صنف خود را، شایسته‌ی نوبل ادبیات می‌دانند. نوبل را سهم شاعران یا رمان‌نویسان می‌دانند و هرگز توضیح نمی‌دهند، نمی‌توانند توضیح دهند، که چرا به نظرشان ادونیس از باب دیلن یا موراکامی از الکسیویچ شایستگی بیشتری برای دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات دارد. برای آن‌ها مهم نیست که معیارهای نوبل چیست، برای آن‌ها مهم نیست شایستگی چگونه معنا می‌شود. آن‌ها از مرزها پاسداری می‌کنند. آن‌ها مراقب‌اند آن کسی که به روزنامه‌نگاری و مستندنگاری شهرت دارد بیش از کسی که به داستان‌نویسی و رمان‌نویسی شهرت دارد صاحب‌صلاحیت تشخیص داده نشود. چون روزنامه نگاری و مستندنگاری به نظرشان فاقد ارزش‌های ادبی است. آن‌ها نگران‌اند از این‌که کسی، که همه‌ی دنیا به عنوان خواننده و ترانه‌سرا می‌شناسندش، بیش از کسی که به عنوان شاعر تثبیت شده، صاحب‌صلاحیت تشخیص داده شود. چون از نظر آن‌ها ترانه فاقد ارزش های ادبی است. طرفداران فرهنگ منجمد پاسبان‌های پرمدعای مرزهایی هستند که به نام ارزش‌های والای هنر میان فضاهای فرهنگی کشیده‌اند، اما در باطن و بی آن‌که خود بدانند متوهمانه از چیزی پاسداری می‌کنند که وجود ندارد. دیوارها فرو ریخته است.

۶

آن‌چه من انجماد نامش دادم و در حد وسع این نوشتار کوشیدم بسطش دهم، در تقابل با مفهومی است که از ویژگی‌های هر پدیده‌ی فرهنگی است: سیالیت؛ و این گونه نیست که این سیالیت در سال‌های اخیر به وجود آمده باشد. سال‌هاست مرز میان فرهنگ والا و فرهنگ پست فرو ریخته است. دیگر کسی از سینما (به عنوان هنر پست) در تقابل با تئاتر (به عنوان هنر والا) یاد نمی‌کند. سریال‌های تلویزیونی که تا همین چند سال پیش مصداق بارز آن چیزی بود که با نام هنر پست، پاپ یا توده‌ای شناخته می‌شد، امروزه به عنوان پدیده‌های فرهنگیِ مولدِ فکر مورد تحلیل و موشکافی آکادمیسین‌ها قرار می‌گیرند. تصویرپردازی‌های تبلیغاتی با استفاده از تکنولوژی‌های جدید، روز به روز خلاقانه‌تر می‌شوند. موزیسین‌هایی چون باب دیلن تمام مرزهای ادبیات و موسیقی عامه را شکسته‌اند و مرزهای فرهنگ را هر چه بیشتر گسترده‌اند. با گسترش و نفوذ روزافزون ارتباطات، هنرمندان به طور مداوم در حال خلق مدیوم‌هایی تازه برای ارائه‌ی هنرشان هستند؛ علاوه بر آن مصالح و روش‌های کار هنرمندان از تنوع و گستردگی بی‌نهایتی برخوردار شده است. اما آن‌چه اهمیت دارد این است که هیچ کدام از این‌ها به معنای افول هنر نیست. بلکه نشانگر تغییر در کاربری هنر است. به قول سوزان سانتاگ «امروزه هنر نوع جدیدی از ابزار است، ابزاری برای تغییر آگاهی و شکل بخشیدن به حساسیت‌هایی تازه.»

۷

باب دیلن برنده‌ی نوبل ادبیات ۲۰۱۶ شد و عده‌ی زیادی از اهالی ادبیات برآشفتند، هیجان‌زده و با عصبیت پست‌های فیس‌بوکی و اینستاگرامی نوشتند و با یک، دو یا سه اموجی، چشم‌های گردشده‌شان را در معرض دید عموم قرار دادند. این‌ها همان کسانی‌اند به عارضه‌ی توهم فرهنگ منجمد دچارند و با انگاره‌ای قدیمی از ادبیات، می‌کوشند از مرزهای آن‌چه ادبیات می‌دانندش محافظت کنند و نمی‌دانند با شگفتی‌شان از این‌که باب دیلن برنده‌ی نوبل ادبیات شده، فقط مایه‌ی شگفتی و مضحکه‌ی ما شده‌اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما