پناه بردن به بابل خیالی

سفر اساطیری براتیگان به کشور بوگارت

سیمور کریم / ترجمه‌ی نیلوفر اسعدی بیگی

شیکاگو تریبون، جهان کتاب

۲۵ سپتامبر ۱۹۷۷

ریچارد براتیگان در موقعیت مناسبی قرار گرفته است. او، مانند ونه‌گات، با اعتمادبه‌نفس هنری و بدون قید و بندهای سنتی، دنیایی متفاوت خلق کرده است که به‌نظر می‌رسد برای این‌که بدانیم در آمریکای دهه‌ی ۷۰ واقعاً چه اتفاقی می‌افتد، راهنمایی بسیار بهتر از رئالیسم نامفهوم است. خواندن کتاب‌های او آسان و بدون دردسر است؛ انگار کتاب‌ها خودشان نوشته شده‌اند، بدون زحمت و خون‌دل‌خوردنی که به کتاب‌نوشتن ربط می‌دهیم، و با وجود این‌که او مخاطبانی پروپاقرص از خوانندگان معمولی (اکثراً جوان) دارد، وقتی آخرین اثر براتیگان را می‌خوانند، نویسنده‌ها برادرانی هستند که یک درس را به خواننده می‌آموزند.

«اگر می‌توانستم به این سادگی چنین کاری را انجام دهم» معمولاً عبارتی ناگفته است که وقتی نویسنده‌ای سرش را با حیرت و تعجب به علامت تأیید تکان می‌دهد، به ذهنش خطور خواهد کرد. براتیگان هیچ یک از اسباب و اثاث معمول رمان‌نویسی را میان خودش و خواننده قرار نمی‌دهد. بنابراین، نوشته‌هایش، مانند یک رشته‌کوه، روشن و واضح است. او گاهی بدون هدف در داستان پیش می‌رود، اما پیش از آن، شما آن‌چنان مجذوب ماجراهای ظریف داستان شده‌اید که در هر صورت می‌خواهید آن را دنبال کنید و به این راحتی داستان را کنار نمی‌گذارید. بدون هیچ ادعایی برای براتیگان، این استعداد را دی. اچ. لارنس و همینگوی هم داشتند و همین موضوع، خواندن را برای چشم‌های خسته‌ی خواننده‌ها به لذتی هوس‌انگیز تبدیل کرده بود.

براتیگان در این داستان جدید (در رؤیای بابل)، با روش پیش‌بینی‌ناپذیر معمول خود، از ماجرای کارآگاه خصوصی سرپوش برمی‌دارد. داستان، حتی زمانی که حوادث آن‌قدر عجیب‌وغریب‌اند که فقط در خواب و رؤیا می‌توانند وجود داشته باشند، با صراحتی خشک و بی‌روح بیان می‌شود. بنابراین، حتی ممکن است آثار او را نوعی تخیل ـ واقع‌گرایی بدانید.

در هر حال، صحنه‌ی داستان سانفرانسیسکوست و شخصیت ضدقهرمان کارآگاه خصوصی که داستان را برای خواننده تعریف می‌کند یک آدم ناشایست به نام سی. کارد. داستان در سال ۱۹۴۲ اتفاق می‌افتد. سی. کارد برای خدمت در نظام‌وظیفه نامناسب تشخیص داده شده، دزدی کرده، سر مادرش را برای پول کلاه گذاشته و هنوز مشتری‌ای ندارد. احتمالاً او بدترین کارآگاه خصوصی دنیا و شرم‌آورترین آن‌هاست که نه دفتر کار دارد و نه منشی.

با این همه، او یک نقطه‌ی ‌قوت دارد: وقتی که زندگی خیلی به او سخت می‌گیرد، به بابل خیالی در ذهنش پناه می‌برد ــ و براتیگان شناختی واقعی از چهره‌ی زشت سانفرانسیسکو دارد که با نام او به عنوان یک فرد خیال‌باف چندان ارتباطی پیدا نمی‌کند. در بابل، او یک دفتر کار زیبا دارد که بسیار بهتر از دفتر سم سپید است و منشی‌ای به نام نعنا ـ دیرت که هر کسی در مقابل او کم می‌آورد. در سرتاسر بابل، او چهره‌ای شناخته‌شده و محبوب است. نزدیک باغ‌های معلق، ایستگاهِ رادیوییِ شخصی‌اش را دارد و با هواپیمایی که اختراع خودش است پرواز می‌کند، «هواپیمایی که موتورش با عسل کار می‌کند». همان‌طور که در داستان می‌بینید، سی. کارد واقعاً در بابل می‌چرخد.

اما اتفاقاتی در دنیای واقعی در حال شکل‌گرفتن است؛ بنابراین، او باید از نعنا ـ دیرت دل بکند و ساخت نمایش‌نامه‌ی هملت در بابل را، که به بازی در نقش هملت آن فکر می‌کند، رها کند. در این میان، ناگهان زنی زیبا و بلوند کارآگاه خصوصی را استخدام می‌کند تا جنازه‌ای را از سردخانه بدزدد و به قبرستانی در آن نزدیکی ببرد. سی. کارد پانصد دلار پیش‌پرداخت می‌گیرد و پانصد دلار هم باقی می‌ماند تا زمانی که کار تمام شود.

او، با همدستی دوستش، پا چوبی، نگهبان سردخانه‌ی سانفرانسیسکو، که از جسد زن‌های زیبا و خوش‌تیپ سوءاستفاده می‌کند، جنازه را می‌دزدد. این‌طور به‌نظر می‌رسد که او در نهایت این کار را در دفتر کار واقعی و با منشی واقعی انجام می‌دهد. اما بدون نشان‌دادن طرح ــ که شامل جسدهای زنده در یخچال سردخانه، چهار سیاه تیغ‌به‌دست و زن میلیونری که هیچ چیز به جز آبجو نمی‌خورد و هیچ وقت هم به توالت نمی‌رود ــ کار درست‌وحسابی تمام نخواهد شد. سی. کارد یک آدم به‌دردنخور است که سرنوشتش به نحو خردمندانه‌ای تصمیم گرفته او را در این شرایط نگه دارد.

می‌گویم «خردمندانه» چون جدا از اکتشافات ذهنی سفر به بابل، توهم کمی در نگرش سی. کارد وجود دارد. همین موارد را می‌توان در مورد براتیگان هم گفت. او همه چیز را همان‌طور که هست می‌بیند: با نگاهی بی‌تفاوت اما مهربان؛ اگر ترحم غیراحساسی او وجود نداشت، با یک حس پوچ‌انگاری (نهیلیسم) مأیوس‌کننده در کتاب‌هایش روبه‌رو بودیم. هیچ چیز عجیب‌وغریبی در مورد ناراحتی‌های دوران کودکی سی. کارد، مادرش که غرغر می‌کند، اتاق درب‌و‌داغانی که دوران بزرگ‌سالی‌اش را در آن می‌گذراند و کلاه‌برداری‌ها و پول‌بالاکشیدن‌هایی که روزش را با آن‌ها سپری می‌کند وجود ندارد. او یکی از مردان ناشناسی است که در هر یک از شهرهای بزرگ آمریکا می‌توان پیدایش کرد. اما از درون، به‌آرامی زیر پوسته‌ای پنهان شده و شخصیتی خیال‌باف دارد؛ می‌توان چنین تصور کرد که سی. کارد یک روز به بابل خواهد رفت … البته اگر در حال حاضر آن‌جا نباشد.

افرادی که تصور می‌کنند براتیگان چهره‌ی جدیدی است که دیر یا زود از شهرتش کاسته می‌شود اصلاً به استعاره در جادوی براتیگان توجه نکرده‌اند. نگرش موفق یک‌شبه ساخته نشده است. سال‌ها بیگانه‌سازی (آشنایی‌زدایی؟) ــ به طور مثال مورد سی. کارد ــ عضلات تخیل او را، حتی زمانی که کم‌ترین خودآگاهی ادبی‌ای مطرح باشد، ورزیده کرده است. اما موفقیت این روزها در آمریکا با خطر تکرارشدن یا بیش‌ازحدبودن روبه‌روست. استعداد براتیگان نیز در حال حاضر به ماشین‌آلات چاپ پیوند خورده و ممکن است بحثی پیش بیاید که او با تعداد کتاب‌هایی که بیرون می‌دهد، در خطر تبدیل‌شدن به ماشینی چشمگیر و درخشان است.

طی تنها ۴۲ سال و هجده اثر. هیچ یک از این آثار تا کنون تأثیر اولین کتابش، صید قزل‌آلا در آمریکا، را نداشته که از نظر تازگی و نامتعارف‌بودن هم مانند اثر جدیدش است. هنوز چشم‌اندازش را گسترش نداده است، هرچند که خودش آن را تأیید می‌کند.

همه‌ی آنچه گفته شد، در مقایسه با لذتی که آثار براتیگان و معدود آثار دیگر به شما می‌بخشد، تنها نقد و بررسی معمول کتاب بود. تنها نگرانی من این است که سی. کاردِ درون نویسنده به اندازه‌ای محتاط باقی بماند که براتیگان را از پیوستن به جهان زیبا و بلوند برندگان (که همیشه استعدادی مرده دارند، مانند آنچه در یخچال نگه‌داری می‌شود) منع کند.


[۱] Seymour Krim

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما