بازنشر: دیدگاه اهالی فرهنگ و ادب درباره‌ی محکومیت یعقوب یادعلی

مصائب یک داستان

روزنامه‌ی همبستگی، 22 مهر 1386

حدود ده سال پیش، ۲۴ اسفند ۸۵ بود که دادگاه یاسوج در تصمیمی عجیب‌وغریب یعقوب یادعلی را به اتهام نشر اکاذیب، توهین و افترا در رمان «آداب بی‌قراری» و یکی از داستان‌های مجموعه‌ی «حالت‌ها در حیاط» بازداشت کرد. این گزارش شرحی است از واکنش نویسندگان به آن اتفاق ناگوار. این ماجرا با کش‌وقوس‌های فراوان تا سال ۹۱ ادامه داشت تا در نهایت قضات دادگاه تجدیدنظر استان پس از اعاده‌ی دادرسی با پذیرش دفاعیات وکیل مدافع نویسنده، حکم صادره از دادگاه بدوی را نقض و متهم را از تمامی اتهامات وارده تبرئه کردند.


چند روز پیش وکیل مدافع یعقوب یادعلی داستان‌نویس، با بی‌سابقه‌خواندن مجازات تعیین‌شده برای موکلش، گفت: «دادگاه کیفریْ یعقوب یادعلی را به یک سال حبس به اتهام نشر اکاذیب محکوم و نُه ماهِ آن را به مدت دو سال با شرط انتشار چهار مقاله درباره‌ی شخصیت‌های فرهنگی ـ هنری و  تعلیق کرد.

فروردین بود که همسر یادعلی ــ نویسنده‌ی اهل اصفهان که آن زمان در صداوسیمای مرکز یاسوج شاغل بود ــ خبر داد. همسرش به اتهام توهین افترا و نشر اکاذیب از طریق دو کتابش ــ مجموعه‌داستان حالت‌ها در حیاط (۱۳۷۶) و رمان آداب بی‌قراری (۱۳۸۳) ــ از ۲۴ اسفند سال قبل بازداشت و زندانی شده است. پس از رسانه‌ای‌شدن موضوع یادعلی در چهارم اردیبهشت با قرار کفالت آزاد و با توجه به صدور جواز نشر کتاب‌های یادشده در مرکز پرونده‌ی او به تهران ارجاع داده شد، اما دادگستری تهران قرار عدم صلاحیت دادگستری یاسوج را در ورود پرونده نپذیرفت و آن را مجدداً برای رسیدگی به شعبه‌ی ۱۰۴ دادگاه عمومی و کیفری استان کهگیلویه و بویراحمد احاله داد که اول شهریور برای رسیدگی به آن تعیین شد. صالح نیکبخت، وکیل نویسنده، در جلسه‌ی دادگاه بدوی، با توجه به فرضی‌بودن شخصیت‌های داستان، برائت موکلش را تقاضا کرد. اما یعقوب یادعلی در نهایت، در پی شکایت یک کارمند دادگستری استان، به اتهام نشر اکاذیب در داستانش، محکوم شد، که البته این رأی در انتظار رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر به‌سر می‌برد. این در حالی است که روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به پرسش ایسنا درباره‌ی موضع این معاونت در زمینه‌ی حکم صادرشده برای این داستان‌نویس تنها به این گفته اکتفا کرد که کتابی که پس از بررسی و تطبیق در اداره‌ی کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز قانونی دریافت کرده مجاز به انتشار است.

عبدالله کوثری ــ مترجم ــ با بی‌سابقه‌خواندن این حکم گفت: «تا آن‌جا که من می‌دانم، سابقه نداشته است نویسنده‌ای را به خاطر نوشتن زندانی کنند. تا به حال، توقیف کتاب و این‌طور چیزها بوده است، اما من چه دارم بگویم جز این‌که متأسفم که او خاطرنشان کرد در مجموع مسلماً این مسائل به نفع اهل قلم نیست و این پیغام خوبی برای نشر ما نیست، نشری که به حد کافی هم لطمه خورده و هم ضعیف است. این‌ها جز این‌که وضع نشر را بدتر می‌کنند و محدودیت بیش‌تری بر کار کتاب می‌گذارند حاصل دیگری در پی ندارند». به گزارش ایسنا، کوثری در پایان خاطرنشان کرد: «در مقام یک مترجم، زندگی مادی ـ معنوی من از رهگذر این کار تأمین می‌شود. به هر حال، من نویسنده‌ام، باید کارم را بکنم و جز این چیزی ندارم بگویم. ما باید کار خودمان را بکنیم و آنچه را هست می‌توانیم درست انجام دهیم».

حسین سناپور ــ داستان‌نویس ــ نیز درباره‌ی صدور حکم زندان برای یادعلی گفت: «نمی‌دانم آیا در قانون هیچ الزامی برای این‌که این‌طور دادگاه‌ها با حضور هیئت منصفه‌ی آشنا به ادبیات برگزار شوند وجود دارد یا خیر. اما می‌دانم که محاکمه‌ی کسی به دلیل نوشتن داستان یک موضوع خاص است و طبعاً به کارشناسانی احتیاج دارد که با این مقوله آشنا بوده باشند، و همین‌طور هیئت منصفه‌ای که بتواند از جانب مردم قضاوت کند که آیا توهینی به جمعی شده است یا نه. گمان نکنم این‌ها در دادگاه یعقوب یادعلی رعایت شده باشند. به نظرم، وقوع جرمی مثل توهین در یک متن ادبی فقط وقتی امکان دارد که پای شخصی حقیقی در میان باشد و نه جز آن. گمان نمی‌کنم هیچ گروهی و قشر و قومی بتواند ادعا کند در میانشان آدم بزهکار وجود ندارد. با این حال، ظاهراً برخی در صنوف قوم‌های ما وجود یک شخصیت خیالی در یک داستان یا فیلم را عین توهین به خودشان تلقی می‌کنند و آن شخصیت را نماینده‌ی کلشان فرض می‌کنند». او در ادامه متذکر شد: «نمی‌دانم چه معضل فرهنگی‌ای باعث چنین اشتباهی می‌شود، اما گمان می‌کنم از هر دادگاهی که به چنین دلیلی کسی را محاکمه می‌کند می‌شود انتظار داشت که تحت تأثیر این دیدگاه قومی یا قشری و یا صنفی قرار نگیرد. در داستان یادعلی هم توهینی به شخصی حقیقی وجود ندارد و وجود یک شخصیت خیالی خلاف کار نمی‌تواند نشان‌دهنده‌ی نگاه یادعلی به یک قوم باشد. اگر این‌طور باشد، باید همه‌ی ما را دستگیر کنند؛ چون داستان‌هایمان پر است از آدم‌هایی که دست به کارهای خلاف عرف یا قانون می‌زنند؛ چون اگر نزنند، اصلاً داستانی در کار نخواهد بود؛ چون چنین داستانی هیچ ربطی به واقعیتی که در آن زندگی می‌کنیم نخواهد داشت». سناپور هم‌چنین تصریح کرد: «زندان‌رفتن یادعلی نشان می‌دهد که اگر تا کنون برای نویسنده نه تأمین مالی وجود داشت (چون حتی نویسنده‌های حرفه‌ای عموماً نمی‌توانند از این راه زندگی کنند) و نه تأمین شغلی (چون انتشار کتاب‌هایشان هر آن دستخوش تغییرات آدم‌ها و تصمیماتشان است)، اکنون پیداست که دیگر تأمین جانی هم ندارند؛ چون هر کسی می‌تواند ادعا کند که وجود یک بزهکار در یک داستان به معنای توهین به او و همسنخ‌هایش است. از طرف دیگر، یادعلی در حالی محاکمه و محکوم شده که کتابش از وزارت ارشاد مجوز گرفته و من نشنیده‌ام که از بابت دادن این مجوز کسی از ارشاد هم متهم شده باشد. پس، اگر قرار است نویسنده‌ها مسئولیت عواقب احتمالی انتشار کتاب‌هایشان را متحمل شوند، اصلاً چه دلیلی برای گرفتن مجوز هست؟» او سپس گفت: «کاش شخصیت‌های فرهنگی همان منطقه در این قضیه اظهارنظر می‌کردند و برای کسانی که دچار سوءتفاهم شده‌اند توضیح می‌دادند که متهم‌کردن یک نویسنده راه درستی نیست برای اعاده‌ی آن مطالبات هویتی و فرهنگی‌ای که متولیان فرهنگی باید پاسخ‌گویش باشند».

اما سمیرا اصلانپور ــ نویسنده ــ با بیان این‌که چون از محتوای کتاب اطلاعی ندارد نمی‌تواند درباره‌ی آن اظهارنظری کند، در عین حال گفت: «این‌که مجوزی به کتابی داده می‌شود که دلیل نمی‌شود. یادم هست به کتاب‌هایی مجوز داده شده بود، حالا از روی بی‌توجهی یا دلایل دیگر، که آن‌ها را می‌توان جزو کتاب‌های ضاله به‌حساب آورد». او تأکید کرد: «بنابراین، هیچ مجوزی نمی‌تواند دلیل تبرئه‌ی اثری شود. ممکن است مجوز اشتباه داده شود یا بر اثر بی‌دقتی صادر شود. البته، از محتوای کتاب‌های یادعلی اطلاعی ندارم». اصلانپور هم‌چنین خاطرنشان کرد: «نویسندگی در کشور ما به حرفه و شغل تبدیل نشده و هیچ کدام از نویسندگان، به رغم این‌که ممکن است چند دهه در این حوزه باشند، درآمدشان از راه نویسندگی نیست و تنها ممکن است کمک‌خرجی باشد. از این رو، نمی‌توان نویسندگی را به عنوان شغلی که منبع درآمد باشد به‌حساب آورد. اما این‌که این فعالیت نویسندگی در معرض تهدید قرار می‌گیرد جای تأمل دارد». او در ادامه اذعان کرد: «ما در مطبوعات هم‌چنین چیزی داریم که اگر نشریه‌ای خلافی مرتکب شود، در دادگاه مطبوعات محاکمه می‌شود. از این رو، شاید لازم باشد برای ادبیات و مسائلی از این قبیل هم، مانند مطبوعات، دادگاهی باشد تا افراد آشنا با آن حیطه بیایند و اظهارنظر کنند».

هم‌چنین، داوود غفارزادگان ــ داستان‌نویس ــ در این باره گفت: «به کم‌وکیف و چگونگی این مسئله کاری ندارم. شنیدن حکم محکومیت نویسنده‌ای که از نزدیک هم نمی‌شناسمش مرا به یاد داستان‌های کافکا می‌اندازد. به عنوان یک نویسنده، از خودم می‌پرسم در چنین وضعی نوشتن داستان محلی از اعراب ندارد». وی تأکید کرد: «برای من این سؤال اساسی پیش آمده که به هر حال اگر می‌خواهی داستان بنویسی داستان هم مانند هر کار دیگری یک قاعده دارد و باید قواعد آن را پذیرفت. داستان زمان، مکان و شخصیت دارد. داستان تأویل‌پذیر است. اگر بنا باشد که زمان، مکان و شخصیت‌ها این‌گونه تأویل شوند، هر داستانی هزار تا مدعی پیدا می‌کند. از سویی، در طول تاریخ چنین چیزی نداشته‌ایم».

حبیب احمدزاده ــ داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس جنگ ــ نیز گفت: «این تأسف‌بار است. برای مردم بی‌خودی داستان درست می‌کنند. از ریاست قوه‌ی قضاییه می‌خواهم که نگذارد این داستان تأسف‌انگیز اتفاق بیفتد».

امین فقیری ــ نویسنده‌ی پیشکسوت داستان‌های بومی ــ هم با بیان این مطلب که از جزئیات این رویداد خبر ندارم اظهار کرد: «به زعم من، هر نویسنده‌ای که به زندان برود باعث ناراحتی و تأسف است».

از سوی دیگر، محمد کشاورز گفت: «از اتفاقی که افتاده شدیداً متأسفم. فکر می‌کنم صدور چنین احکامی بیش‌تر به دلیل سوءتفاهم پیش می‌آیند تا بر مبنای یک واقعیت و اتفاق. نویسنده در یک جهان خیالی داستانی را تصویر کرده و بعداً عده‌ای بر اساس این جهان خیالی شاکی شده‌اند و بعد بر اساس آن شکایت نویسنده را بازداشت و محاکمه می‌کنند که این می‌تواند مشکل‌ساز باشد». این داستان‌نویس در ادامه تأکید کرد: «مبناقراردادن ادبیات تخیلی برای اثبات جرم افراد چندان منطقی نیست و از نظر حقوقی هم تا آن‌جایی که من می‌دانم چندان قابل قبول نیست». او در ادامه گفت: «فکر می‌کنم این می‌تواند فتح بابی باشد برای این‌که از هر محیطی و هر شخصیتی به هر شکلی که نوشته شود یک عده شاکی پیدا بشوند و نویسنده را به‌دادگاه بکشانند. در واقع، ادبیات مکتوب ما خود مدرک جرم نویسنده‌اش بشود و این سابقه نداشته است». کشاورز هم‌چنین اذعان کرد: «این نه در ایران، در هیچ جای دنیا سابقه نداشته است که ادبیات داستانی مبنای احکام حقوقی باشد و این باعث می‌شود برخی هم به خاطر کینه‌ای که با نویسنده دارند یا می‌خواهند تسویه‌حساب‌های گروهی کنند بلند شوند و بگویند بله در فلان داستان و فلان رمان فلان شخصیت فلان حرکت را کرده است که جرم است». این نویسنده هم‌چنین یادآور شد: «من هر دو اثر یادعلی را با دقت خوانده‌ام و در هیچ جای کتاب‌های او توهینی به هیچ فرد و قومی از این کشور ندیده‌ام».

فرشته ساری ــ شاعر و داستان‌نویس ــ این اتفاق را سوررئالیستی توصیف و خاطرنشان کرد: «داستان و هنر حیطه‌ای است که در آن دخل‌وتصرف می‌شود. به عبارت دیگر، در اثر داستانی هیچ وقت واقعیتی نیست و چنین حکمی به این دلیل از جنبه‌ی حقوقی و قضایی، تا جایی که عقل من قد می‌دهد، در تناقض است که اساساً حیطه‌ی هنر هیچ وقت حیطه‌ای نبوده که استناد صد درصد بخواهد. همواره دخل‌وتصرف در واقعیت است؛ یعنی واقعیتی از ذهن نویسنده عبور می‌کند. به عبارتی، هنر همواره نشر اکاذیب است، منتها نه به معنای منفی‌اش». او هم‌چنین درباره‌ی حکم متهم مبنی بر نوشتن چهار مقاله درباره‌ی شخصیت‌های فرهنگی ـ هنری گفت: «نگارش آنچه که از نویسنده خواسته شده، چون بر خلاف میل نوشته می‌شود، کار فایده‌داری نیست». ساری در پایان اظهار کرد: «دوست ندارم به خاطر این اتفاقی که افتاده دچار ناامیدی شوم و امیدوارم که این موضوع برطرف شود».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما