اثری از یک نویسنده‌ی شرقی

مکاشفه برای بقا

احمد حسن‌زاده

«ما مردم لهستان زیر فشارهایی هستیم که اروپای غربی هرگز نمی‌فهمد، زیر فشار نیروهایی هستیم که نه فقط ما را در هم می‌فشرند، بلکه تباهمان می‌سازند و به رغم این فشارها، سلامت عقل خود را حفظ کرده‌ایم».

جوزف کنراد

«تلاش پروا و رامین برای دگرگون‌کردن وضعیتشان و یافتن نوید به نتیجه‌ای اندوهبار می‌انجامد». شاید این جمله بتواند رمان آداب دنیا را در خلاصه‌ترین شکل ممکن بیان کند.

این رمان روایتگر عقب‌نشینی‌ای دسته‌جمعی است، تصویر‌گر گونه‌ای رمانتی‌سیسم مردمانی شبه‌روشنفکر که هر کدام به گونه‌ای دچار درد، رنج و سرگردانی‌اند. آن‌ها با پناه‌بردن به گوشه‌ای پرت، عقب‌نشینی خود را از دنیای واقعی شروع کرده‌اند تا به آرامشی که تصور می‌کنند در پی این انزوا خواهد آمد برسند، آدم‌هایی که خود را نه در گفتار، بلکه در کردارشان استثنایی دانسته و سعی در ایجاد فاصله با توده‌ی مردم و جامعه‌ی خود دارند. اما نویسنده به گونه‌ای هوشمندانه این عقب‌نشینی را به گردابی تبدیل کرده که اطراف و درونش را گذشته‌ی این انسان‌ها در بر گرفته و آن‌به‌آن آن‌ها را به قعر و ژرفای تاریکی می‌کشد.

اما آنچه در این نوشته اهمیت دارد نوع روایت و صناعتی است که نویسنده برای پرداخت این دنیای پنهانیِ ساخته‌شده در دنیای واقعی خلق کرده است. نوع روایت بر پایه‌ی رسیدن از جزء به کل بنا نهاده شده و این‌که هیچ قاعده‌ای در آن نه ثابت، که تغییرپذیر است: همان چیزی که موجب پیش‌روی رمان، ایجاد و طرح معما و اوج‌وفرود آدم‌ها می‌گردد. اما چه چیزی این ساختار را شکل می‌دهد؟ جزئیات. خواننده ابتدا با جذب‌شدن در حوادث ریز ‌و درشت رمان، آگاهی‌اش را به کلیت ماجرا از دست می‌دهد و خرده‌روایت‌ها به قدری او را احاطه می‌کنند که ناخودآگاه او را در جان رمان می‌نشانند. نویسنده، برای واقعی‌جلوه‌دادن دنیای خیالی رمان، خواننده را در مجموعه‌ی انبوهی از جزئیاتی که به‌دقت نقل و به‌کار گرفته شده غرق می‌کند. این تکنیک، که به نظر نگارنده به‌درستی از زندگی وام گرفته شده است، همان ساختار زندگی ما در این دنیاست: این واقعیت که زندگی توده‌ی عظیمی از امور جزئی است. نویسنده هم‌چنین هوشیار بوده که به همه‌ی امور جزئی زندگی نپردازد، اما به اندازه‌ای از آن وام گرفته که خواننده بتواند زمین زیر پا و آسمان بالای سرش در رمان را به‌خوبی درک کند و احساس زندگی در آن فضا را به‌وضوح و بی ‌هیچ زحمتی بفهمد. به‌مرور و هر چه ما با جریان رمان جلو می‌رویم، این جزئیات تصویر زنجیره‌وار و درهم‌تنیده‌ی خود را بیش‌تر آشکار کرده و ارتباط خود با کلیت رمان را هویدا می‌کند، و درست این‌جاست که در نیمه‌ی نهایی رمان، کلیت بسیار گویا و درخشان جان می‌گیرد و خواننده به تصویری روشن و جامع درباره‌ی دنیای رمان می‌رسد.

مفهوم و فرآیند دیگری که در رمان به‌خوبی نشان داده شده دگرگونی است، دگرگونی در وضعیت، در آدم‌ها و اتفاقات. اما این دگرگونی‌ها صرفاً در جامعه‌ی رمان و یا روابط انسانی بین شخصیت‌ها نیست، بلکه این دگرگونی، که معنا و لایه‌ای درخشان به رمان می‌بخشد، در درک آدم‌ها و اساساً ذهنیت رمان از درک زندگی است، درکی دیگرگون از زندگی که در آغاز چنین نبوده است و طبیعی است که نویسنده برای نشان‌دادن چنین چرخشی به روابط دیگرگونه‌شده‌ی آدم‌های رمان پرداخته و از خلال آن به بسط و توضیح این مفهوم دست می‌زند: این معنا که توانایی درک یک ماهیت زننده و فهم یک توطئه در زندگی یک چیز است، اما قدرت برخورد با آن یا حل‌وفصل آن چیزی دیگر، مسئله‌ای که در زندگی واقعی عموماً به مماشات، چشم‌پوشی و کنارآمدن با ماجرا می‌انجامد.

یکی دیگر از شاهرگ‌های این رمان بر پایه‌ی مکاشفه بنا نهاده شده است؛ یعنی علاوه بر مکاشفه‌ی اصلی خود داستان برای حل مسئله، آدم‌های قصه نیز مدام در حال مکاشفه‌ی خود از یک طرف و مکاشفه‌ی سایر آدم‌ها از سوی دیگرند. آن‌ها مدام باید دست به مکاشفه بزنند و این تبدیل به موتیفی تکرارشونده برای بقا شده است. از نظر نگارنده، این موتیف هم به‌درستی از نوع زندگی در ایران وام گرفته شده است، به این معنا که شما برای بقا مجبورید هر ده دقیقه به برنامه‌ها و شرایطتان فکر کنید و هر ده دقیقه باید دست به مکاشفه بزنید تا رفتارهای پیچیده‌ی اطرافیانتان را حدس زده و یا پیش‌بینی کنید و از آن‌جا که شرایط همیشه ناپایدار است و نمی‌توان بر عنصری قدرتمند که در نهایت منجر به ساختن آینده‌ی ما می‌شود تکیه کرد، این فرآیند تبدیل به عنصری مهم و اساسی در ناخودآگاه ما شده و گریزی از آن نیست؛ یعنی به عنوان انسان امروز این جامعه، شما باید کاشفی چیره‌دست باشید تا بقای خود را تضمین کنید. این مفهوم را به‌درستی در مغز و پیکره‌ی این رمان می‌بینیم. بنابراین، شاید بی‌راه نباشد که بگوییم ساختار درونی رمان بر پایه‌ی مکاشفه ساخته شده است. در عین حال، همه‌ی آدم‌های قصه نیز ضعفی عمومی دارند: شخصیت‌ها قادر نیستند با واقعیت آن‌طور که هست روبه‌رو شوند، درست مثل زندگی هرروزه‌ی ما، نمی‌توانند واقعیت را به صورت عنصری ملموس درک کنند؛ بنابراین، همه چیز را به گونه‌ای نمادین دیده و سعی می‌کنند معنای دیگر‌گونه‌ای از آن استخراج کنند، و این نیز از خصوصیات بارز مردمان سرزمین ماست و شاید مهم‌ترین خصوصیتی که رمان را تبدیل به اثری از یک نویسنده‌ی شرقی می‌کند، خصوصیت شرقی‌ای که دست به ایجاد نظامی غیرعقلانی و سراسر حدسیات و نشانه‌ای می‌زند و با دست‌زدن به تفسیر، ایجاد شبهات و طراحی نمادهای گوناگون، سایه‌ای قطور می‌سازد که همچون ابری پهناور تمامی زندگی و سرزمینشان را در زیر خود پنهان می‌سازد. در چنین دنیایی، بی‌تردید تلاش برای بقا از راه مکاشفه صورت می‌پذیرد. هم‌چنین، ابزار لازم و ضروری دیگر برای بقا، بی‌تردید، پنهان‌کاری است. خلاصه‌ی کلام این‌که رمان آداب دنیا سرشار از آدم‌هایی است که وهمی در درون خود دارند و به هیچ وجه قادر نیستند خود واقعی‌شان را نشان دهند. این لایه‌ی زیرین رمان، که در سطرسطر آن نهفته است، به نظر من عناصری قدرتمند را ساخته که تمامی رمان بر پایه‌ی آن شکل می‌گیرد و این عناصر چیزی جز مکاشفه و پنهان‌کاری نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما