آیا سروانتس نئولیبرال بود؟

نگاهی به نئولیبرالیسم و نقد ادبی در کتاب ادبیات و اقتصاد آزادی

دانیال حقیقی

کتاب ادبیات و اقتصاد آزادی هم‌زمان دو دسته از خوانندگان را سرخورده خواهد کرد: یکی آن‌هایی که به دنبال مباحث اقتصادی کتاب را ورق می‌زنند و دیگری علاقه‌مندان به نقد ادبی. روش اصلی نویسندگان در این کتاب حمله به پهلوان‌پنبه است که یعنی «تحریف‌کردن دیدگاه مخالف به طوری که راحت بتوان به آن حمله کرد، یعنی حمله‌کردن به دیدگاهی که در واقع وجود خارجی ندارد» (راهنمای تفکر نقادانه، انتشارات مینوی خرد، ص ۱۳۴). هم‌چنین، کتاب، جای آن‌که مثلاً اندیشه‌های کسی مثل سروانتس را مورد نقد قرار دهد، شیوه‌ی زندگی روزمره‌ی او و شخص خود سروانتس را نقد و بررسی می‌کند. این در خصوص بسیاری از نویسندگانی که در این کتاب به آن‌ها پرداخته شده، از جمله جوزف کنراد، صدق می‌کند.

adabiat-o-eghtesad-e-azadi

نویسندگان کتاب در ابتدا یک رویکرد جعلی از روش پژوهش در مارکسیسم ارائه می‌کنند و آن را به منزله‌ی نوعی مارکسیسم علمی نقد می‌کنند. سپس، با ارائه‌ی یک رویکرد خطی میان زیربنا و روبنا در اندیشه‌ی مارکس، سعی در جاانداختن آن به صورت پارادایم رایج دارند که مطلقاً چنین نیست و نمی‌توان متصور بود کسی مثل مارکس که تا این اندازه به دیالکتیک هگلی مسلط بوده، چنین اشتباه فاحشی کرده باشد، هرچند چپ نو دست‌کم در پنجاه سال گذشته هرگز در این ورطه وارد نشده و کوشش‌های چهره‌هایی همچون آلتوسر همگی در جهت نشان‌دادن پیچیدگی این روابط دیالکتیکی بوده است و البته که نقدهای وارد به مارکسیسم ارتدوکس و حتی چپ نو، دست‌کم در یک دهه‌ی گذشته، آن‌قدر زیاد بوده که تردیدی در نقصان‌های این لنز برای نگریستن به پدیده‌ها و وضعیت‌ها وجود ندارد، اما به هر حال، تفاوتشان با نقصان‌های مطروحه در این کتاب خنده‌آور است.

بعد از ارائه‌ی این رویکرد جعلی از مارکسیسم علمی، نویسندگان کتاب سعی دارند تا شبکه‌ای از روابط خطی و استحاله‌یافته از بازار ارائه کنند که گویی هیچ فاکتوری هرگز کوچک‌ترین خللی در آن وارد نمی‌کند و دست پنهان بازار، مانند یک دماپای چندسونگر، مجموعه‌ی دگرسانی‌های سیستم را در وضعیت تعادل نگاه می‌دارد و نظمی ابژکتیو را روی روبنا سوار می‌کند که به آن عنوان «نظم خودجوش فرهنگ» داده شده است. نویسندگان کتاب بازار را یک سازوکار طبیعی جلوه می‌دهند و طوری از آن صحبت می‌کنند که انگار دارند راجع به فتوسنتز و یا طریقه‌ی شکل‌گیری ابرها حرف می‌زنند. در واقع، این کتاب نمونه‌ای شاخص از نئولیبرالیسم در حوزه‌ی نقد ادبی است.

از این‌جا به بعد، نویسندگان سعی دارند تا انعکاس این نظم خودجوش را، که کم‌وبیش دالی است بدون مدلولی روشن و برآمده از اقتصاد نئولیبرال (دقیقاً شبیه به خود نئولیبرالیسم)، در آثار ادبی نشان دهند: از دن کیشوت تا مرد نامرئی. بزرگ‌ترین فرض غلط ایشان هم در همین است: این‌که ادبیات را نسخه‌ی دومی از وضعیت‌های انضمامی در نظر گرفته‌اند، نه تجربه‌های ذهنی نویسندگان و بازتاب تجربه‌های انضمامی در سپهر ادراکی‌ هنرمند.

در زیر، من به چند کتاب دیگر در این حوزه برخوردم که به‌نظر می‌رسد از روش پژوهشی منطقی‌تری برخوردارند و نویسندگان آن‌ها پیش‌داوری‌ها و تمایلات شخصی‌ خودشان را در کار کم‌تر دخیل کرده‌اند:

  1. Juan E. De Castro (2008). The Spaces of Latin American Literature: Tradition, Globalization and Cultural Production

این کتاب روشی پیشنهاد کرده است برای تحلیل چگونگی تولید آثار ادبی و درون‌مایه‌ی این آثار، در یک شرایط اقلیمی، فرهنگی و اقتصادی مشخص، که با نگاهی به آثار خورخه لوئیس بورخس و برخی دیگر از روشنفکران و نویسندگان آمریکای لاتین کامل شده است.

  1. Shuyu Kong (2004). Consuming Literature: Best Sellers and the Commercialization of Literary Production in Contemporary China

این کتاب بررسی می‌کند که چه فاکتورهایی در چین امروز در بازار کتاب اثرگذارند. فاکتورهای درون‌متنی و برون‌متنی بسیاری در این خصوص معرفی می‌شوند و کم‌وبیش وزن هر یک روشن می‌گردد.

  1. Alexander Dick (2013). Romanticism and the Gold Standard: Money, Literature and Economic Debate in Britain 1790-1830

این کتاب به ارتباط ارزش طلا و ادبیات رمانتیک در دوره‌هایی از تاریخ بریتانیا اختصاص دارد. هم‌چنین، نشان می‌دهد که چطور اثری که رمان در این دوران روی قیمت طلا می‌گذارد باعث می‌شود ادبیات هم تحت تأثیر بازار طلا مجبور شود استانداردهایی را بپذیرد و در چارچوب‌هایی از قبل تعیین‌شده حرکت کند.

روی‌هم‌رفته، آنچه امروز بدیهی است این‌که روش پژوهش علمی بیرون‌آمده از دل مطالعات در حوزه‌ی نظریه‌ی انتقادی در ده سال گذشته (از ۲۰۰۶ تا کنون) به‌نظر می‌رسد به‌مراتب غنی‌تر و کارآمدتر است از طریقه‌ی کم‌وبیش جدلی نویسندگان کتاب ادبیات و اقتصاد آزادی؛ چراکه چندسونگری‌ای که در این روش‌ها وجود دارد از گیرکردن فرضیات در وضعیت‌های متناقض‌نمایی جلوگیری می‌کند که روش‌های پژوهشی ساختارگرایانه و خطیِ پوپری و پوزیتیویستی پیشنهاد می‌کنند.

پاسخ دهید

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما