گنجینه‌های بكر دیروز محركی برای داستان‌های امروز

افسون‌زدایی از جهان رازها

حسن اجرایی

همه‌ی ما بارها داستان‌های جن و پری را پراکنده و گاه‌به‌گاه شنیده‌ایم، اما شاید هیچ گاه تجربه‌ی خواندن یک رمان کامل درباره‌ی اجنه را نداشته‌ایم و نتوانسته‌ایم به نوع زندگی و دنیای آن‌ها نزدیک شویم. جن برای خیلی از ما حداکثر موضوعی برای ترسیدن یا ترساندن بوده و بس، نه موضوعی برای تحقیق‌کردن و آموختن درباره‌ی آن. و آیا می‌توان از کاوش در زندگی جن و پری چیزی آموخت؟ آیا ممکن است چنین زمینه‌ی ترسناک و مخوفی را دستمایه‌ی اثری داستانی کرد که در عین جذابیت، فضایی ترسناک و هراس‌آلود را برای مخاطبانی بسازد که کم‌تر می‌توانند چنین اثری از نویسندگان فارسی‌زبان بیابند؟

نازنین جودت با دو اثر پیاپیِ شوومان (۱۳۹۳) و عقرب باد (۱۳۹۴)، به‌روشنی نشان داده است که افسانه‌ها و اسطوره‌ها و روایت‌هایی که درباره‌ی جن و پری شنیده‌ایم و ریشه‌های آن را می‌توان در فرهنگ دینی و ملی دنبال کرد گنجینه‌هایی برای برساختن داستان‌هایی‌اند که هنوز بکر و دست‌نخورده و تازه مانده‌اند و می‌تواند تحرکی در ادبیات داستانی ما ایجاد کند.

اما نوشتن داستان و رمانی با مضمون اجنه به همین راحتی‌ها هم نیست. عقرب باد در ساختن جهانی متفاوت با آنچه ما در زندگی روزمره می‌بینیم تا حدود زیادی موفق بوده است و این سخت‌ترین بخش ماجراست؛ چراکه برای بهره‌بردن از درون‌مایه‌های موجود در فرهنگ بومی درباره‌ی اجنه، باید به برخی ضابطه‌ها مانند فاصله‌ی محل زندگی آدمیان و اجنه پای‌بند ماند و در عین حال، نویسنده برای انتقال این جدایی، یک جهان داستانی متفاوت، با قوانین و روزمرگی‌ها و درگیری‌های متفاوت خلق کند تا مخاطب به‌تمامی وارد جهانی دیگر شود و در آن نفس بکشد. نازنین جودت، تا حدود زیادی در تصویر جهانی متفاوت موفق بوده است، اما تصویر برساخته‌ی او از جهان رازآلود اجنه راززدایی و افسون‌زدایی کرده و آن را به جهان واقعی بسیار نزدیک ساخته است، مخصوصاً در شوومان که زنی بی‌آن‌که حتی بداند نسبتی و نزدیکی‌ای با جنیان دارد، با مینی‌بوس و بی هیچ ماجرای رازآلودی پا به دیار اجنه می‌گذارد. این راززداییِ هیجان‌برانداز در عقرب باد هم تکرار شده و رفت‌وآمد بیش از اندازه و رابطه‌ی نزدیک و بی‌هول و وحشت آدمیان و جنیان به حدی رسیده است که ارشک، بی تغییر چهره، به قهوه‌خانه رفت‌وآمد می‌کند و به همین دلیل، همیشه و مخصوصاً در مواجهه با زنان و دختران باید سربه‌زیر باشد که مبادا چهره‌اش بی‌آن‌که بخواهد تغییر شکل بدهد.

با همه‌ی تلاش نویسنده برای تزریق جهان جنی به فضای داستان عقرب باد، همه چیز هنوز انسانی و انسان‌وار است، از رابطه‌ی انسانی ارشک و حوریا گرفته تا رابطه‌ی ارشک و ابلق و دیگران. تازه، در اواخر داستان و پس از شکل‌گرفتن رابطه‌ی شبه‌عاشقانه‌ی ارشک و ماهی، به‌تدریج رگه‌هایی از رفتارهای اجنه را می‌توان در ارشک دید، آن هم زمانی که بیش از نصف داستان روایت شده و نویسنده تازه توانایی تغییر چهره را به ارشک می‌دهد. علاوه بر همه‌ی موارد ریز و درشتی که می‌توان از فضای انسان‌وار داستان برشمرد، تأخیر بیش از اندازه در روایت ماجرای اصلی و دیررسیدن به ماجراهای بلوغ و بیماری و درگیری‌های میان نیروهای اهریمنی و ارشک می‌تواند عامل اصلی رکود مضمون جن و پریان در روایت عقرب باد باشد.

گنگی و ناپختگی زبان روایت، عقرب باد را آزار می‌دهد. شاید بهتر بود نازنین جودت همان روایت اول‌شخص شوومان را در عقرب باد ادامه می‌داد و همه‌ی ماجرا را با زبان و نگاه «حوریا» روایت می‌کرد تا لازم نباشد زحمت زیادی برای ساختن زبان ویژه‌ی هر کدام از شخصیت‌های اصلی بکشد. روایت اول‌شخص شوومان تا حد زیادی توانسته منسجم، یکدست و گویا باشد، اما شیوه‌ی روایت عقرب باد زبان داستان را به گزارش‌های ژورنالیستی نزدیک کرده است، نه داستان و روایتی که می‌خواهد تصویرسازی کند و همه چیز را به مخاطب نشان دهد. بسیاری از عادت‌ها و واکنش‌ها و رفتارهای متقابل شخصیت‌ها در عقرب باد، بی‌آن‌که سابقه‌ای از آن در ذهن مخاطب باشد، در قالب گزارشی یک‌خطی منتقل می‌شود و به‌تدریج این شیوه به مانعی در برابر روانی و سلاست متن تبدیل می‌شود.

با همه‌ی این حرف‌ها، شوومان و عقرب باد تجربه‌ی تازه‌ای است که می‌تواند ادامه پیدا کند و همچون شاهنامه‌ی فردوسی، افسانه‌ها و اسطوره‌ها را در جهانی رازآلود و فراانسانی به‌تصویر بکشد و جهان جنیان با فرمانروایی ارشک را به‌تمامی رازآلود و افسانه‌ای به دست مخاطبانش برساند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما