برساختن جهانی تازه از افسانه‌های رنگارنگ

باید بترسیم؟

لاله زارع

ترس! محرکی غریزی برای نجات آدمی و در دنیای مدرن دستمایه‌ای برای به‌یادآوردن آنچه قرن‌هاست به واسطه‌ی زندگی متمدنانه به پستو خزیده. ترس از ناشناخته‌ها سرچشمه می‌گیرد. زمانی آل‌ها و جن‌ها و هیولاها بر زندگیِ هنوز عقب‌مانده‌ی بشری حکمرانی می‌کردند؛ زمانی که زن‌های زائو بی‌دلیل می‌مردند یا بیماران صرعی بی‌جهت دچار حمله‌های عصبی می‌شدند، آدم‌ها احتیاج داشتند این سردرگمی ناشی از ناشناخته‌بودن علت مرگ و بیماری را توضیح دهند تا کمی از تشویش درونی‌شان کم شود؛ پس دست‌به‌دامن تخیل می‌شدند و افسانه‌سرایی می‌کردند و چنان به افسانه‌هایشان دل می‌بستند که انگار آیینی مقدس از آسمان برایشان نازل شده. اما حالا ماجرا فرق کرده. حالا روشنایی علم بر زوایای تاریک زندگی ما تابیده و هر چیزی توضیحی دارد و آنچه بی‌توضیح مانده هم یک علت مشخص دارد: دانش ما به اندازه‌ی توضیح این ناشناخته‌ها کامل نیست. حالا نوک پیکان ترس به خود آدم‌ها اشاره می‌کند. بشر ناشناخته‌ترین موجود جهان هستی است، موجودی پیچیده که کاوش در خواسته‌ها، امیال و آرزوهایش حتی بیش از اعتقاد به موجودات ماورایی ترس‌آور و هراس‌انگیز است. این نتیجه‌ی زندگی در جهان مدرن است، در جهانی که فلسفه و علم معنای تازه‌ای به زندگی بخشیده‌اند و روان‌شناسی تلاش می‌کند بفهمد ماهیت روان واقعاً چیست.

با این حال، هیچ کدام از این‌ها باعث نشده افسانه‌های گذشته به زندگی مدرن سرایت نکنند. هنوز نویسندگانی با دستمایه‌قراردادن افسانه‌هایی که از گذشتگانمان ارث برده‌ایم داستان‌هایی در ژانر ترس می‌نویسند. رمان عقرب باد هم در همین دسته است. عقرب باد دنباله‌ای است بر رمان شوومان و سرنوشت حوریا و پسر نیمه‌انسان و نیمه‌جنش را دنبال می‌کند. نازنین جودت از دریچه‌ی این رمان ما را به دنیای افسانه‌های ترسناکی می‌برد که در ایران از شمال تا جنوب و از سرزمین‌های برفی تا کویرهای خشک و داغ سینه‌به‌سینه نقل شده و به این‌جا رسیده.

برساختن جهانی تازه از این افسانه‌های رنگارنگ، طوری که در قالب داستانی منسجم بگنجد، کار دشواری است و جودت به‌خوبی از عهده‌ی این کار برآمده، اگرچه دیگر به اندازه‌ی شوومان تابلوهای بدیع و زنده در عقرب باد نمی‌بینیم و محور روایت بر شرح و بسط ماجراها استوار شده تا پرداخت صحنه‌ها. با این حال، افسانه‌ها به‌خوبی کنار هم قرار گرفته‌اند. اما این داستان برای مخاطب ترسناک است؟ جواب آن بستگی به خواننده‌هایش دارد. مطمئناً کسانی که به جن و پری اعتقاد دارند از خواندن چنین داستانی ترس را تجربه خواهند کرد، ولی کسانی که نترس‌ترند یا این چیزها را محض کنجکاوی دنبال می‌کنند چطور؟ عقرب باد داستانی است که تعلیق در آن خوب از آب درآمده. مخاطبی که داستان‌هراسی در خودش احساس نکند آن را کنار نمی‌گذارد. با این‌که شاید چنین خواننده‌ای دلش بخواهد ترسی عمیق‌تر را که چیزی بیش از بازگویی صرف داستان‌های شفاهی وحشت‌آفرین است تجربه کند، کتاب را تا آخر خواهد خواند؛ چون کنجکاو است بداند سرنوشت حوریا و ارشک چه خواهد شد. این کنجکاوی البته بیش‌تر از جنس کنجکاوی‌هایی است که معمولاً خواننده‌های داستان‌های ماجرامحور یا معمامحور دنبال می‌کنند.

عقرب ‌باد البته یک گام به جلو برداشته. ساختار داستان و روابط علی‌ومعلولی‌اش درست از آب درآمده و بر خلاف شوومان که پر بود از حفره‌های بی‌منطق، توی این بخش کم‌تر لنگ می‌زند و از این بابت باید به نویسنده تبریک گفت؛ چه آن‌که اگر عقرب باد هم قرار بود همان اشتباهات را تکرار کند و با توجه به آن‌که شوومان حداقل از قدرت صحنه‌پردازی نویسنده بهره برده بود، خواننده‌ای نترس‌تر را از خودش مأیوس می‌کرد. ولی در عقرب باد ماجراها آن‌قدر خوب کنار هم چیده شده‌اند که مخاطب غیبت صحنه‌های زیبا و جان‌دار را به نویسنده ببخشد.

اگر قرار است دنباله‌ای برای این دو داستان نوشته شود، شاید بهتر باشد که نازنین جودت توانایی‌اش در صحنه‌پردازی را، که عنصر مهمی در ژانر وحشت حساب می‌شود و نشان داده از عهده‌اش برمی‌آید، با پیرنگ کم‌نقصی که در عقرب باد طراحی کرده با هم ترکیب کند تا کتاب تازه ارزشی دوچندان پیدا کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما