مادرانگی و عشق

گلی که شوره‌زار و جن‌زار نمی‌شناسد

آرام روانشاد

ژانرنویسی در ادبیات ایران قدمت چندانی ندارد و نپرداختن به ژانر و جای خالی‌اش در ادبیات داستانی ما به‌خوبی مشهود است، در حالی که سال‌هاست موفق‌ترین و پرفروش‌ترین کارهای ادبیات غرب ژانرند، مثلاً در آثاری چون هری پاتر، ترانه‌ی آتش و یخ یا ارباب حلقه‌ها. به‌نظر می‌آید پرداختن به ژانر وحشت در ادبیات از سایر گونه‌ها سخت‌تر است و جسارت بیش‌تری را می‌طلبد؛ چراکه در سینما ما با استفاده از ابزاری که تصویر در اختیار ما قرار می‌دهد، با امکاناتی چون موسیقی، دکور و گریم می‌توانیم این فضا را به‌خوبی ترسیم کنیم و مخاطب را بترسانیم، اما در ادبیات ابزار ما فقط کلمه است و نویسنده باید چنان بر قواعد ژانر وحشت مسلط باشد که بتواند با استفاده از کلمات، فضایی پر از ترس و وحشت برای مخاطب ایجاد کند. نازنین جودت با رمان قبلی‌اش، شوومان، ثابت کرد که به‌خوبی از عهده‌ی این امر برآمده است. تقریباً همه‌ی کسانی که شوومان را خوانده بودند بر این باور بودند که کتابی ترسناک خوانده‌اند و این نشان از موفقیت نویسنده در این امر داشت.

موفقیت شوومان کار نویسنده را در نوشتن جلد بعدی دشوار کرد؛ چراکه در شوومان از همه‌ی مؤلفه‌هایی که برای نوشتن یک اثر ترسناک بر محور افسانه‌های ایرانی لازم است استفاده شده بود و اگر بنا بود دوباره از همان افسانه‌ها استفاده شود، کتاب به تکرار می‌افتاد و طبیعتاً نمی‌توانست به جذابیت جلد اول باشد. از طرفی، کتاب دوم باید به لحاظ نگارش اثری مستقل می‌بود و غیروابسته به شوومان. خوشبختانه، عقرب باد توانست اثری مستقل از شوومان باشد، چنان‌که اگر مخاطب شوومان را نخوانده باشد، می‌تواند عقرب باد را بخواند و به عنوان یک اثر مستقل از خواندن آن لذت ببرد. جودت در عقرب باد محور را روی خشونت گذاشته است: گونه‌ای دیگر از ژانر وحشت. اجنه و موجودات خیالی شوومان در عقرب باد خلوت‌گزیده می‌شوند و این خلوت در ساختن رابطه‌ی مادر و فرزندی پریسان و ارشک بسیار مؤثر است.

مادرانگی محور اصلی رمان عقرب باد است. بین مادرشدن و مادرانگی فاصله‌ی مفهومی وجود دارد، فاصله‌ای که مادرانگی را مفهوم تکامل‌یافته‌ی مادربودن قرار می‌دهد. در واقع، مادرشدن همه‌ی مادرانگی نیست، بلکه بخشی از آن است و مادرانگی را می‌شود جریان سیال مادربودن دانست، جریانی که با وجودیافتن کودکی در درون زن، و تولد و زایش او تمام نمی‌شود، جریانی که قابل تسری و گسترش‌یافتن است. در کتاب چنین گفت زرتشت، زرتشت در مسیر خود به زنی و پیرزنی بر خورد می‌کند! زن از زرتشت راز و رمز زن‌بودن و زنانگی را می‌پرسد! پس از بحث زیبای بین زرتشت و آن زن، زرتشت این راز و رمز زنانگی را حاملگی و آبستنی می‌نامد، یعنی سرآغاز حس مادرانگی و مادرشدن! و این‌جاست که بین زن‌بودن و مادربودن تفاوت و تمایز آشکاری می‌توان ترسیم کرد. زن‌بودن یک مقوله و مادرشدن و مادربودن چیز دیگری است. گویی زن راز سربه‌مهری است که کلید راز و رمز این قفل و گشایش آن همانا مادرشدن است. به نظرم، این درک فقط برای یک مادر قابل فهم و پذیرفتنی است و نه هر کسی که به این تجربه نرسیده باشد. پریسان در شوومان زن است و در عقرب باد مادر. همین همه چیز را برای او تغییر می‌دهد و طبیعتاً داستان مسیر متفاوتی را در پیش می‌گیرد. مادرانگی گُلی است که شوره‌زار و جن‌زار نمی‌شناسد. پریسان ناخواسته مادر می‌شود، اما خودخواسته مادرانگی می‌کند. مادر همه جا مادر است، حتی اگر نیمه‌آدم و نیمه‌پری باشد.

اما اوج کشمکش عقرب باد جایی است که ارشک با انسان‌ها مواجه می‌شود و عشق زنی که انسان است در دلش می‌نشیند. این عشق تغییراتی را در او ایجاد می‌کند، تغییراتی که می‌تواند او را از مسیر و هدفی که در پیش رو دارد دور کند. اما در نهایت او می‌پذیرد که اسیر شرایط است و این عشق ناممکن است. او اسیر جن‌بودن است. اتفاقاً جایی که نویسنده به سراغ این عشق می‌رود خیلی هوشمندانه نوشته شده است و کاملاً مبتنی بر افسانه‌هایی که نسل‌به‌نسل چرخیده و به گوش ما رسیده است: این‌که جن‌ها ممکن است سر راه انسان‌ها قرار بگیرند، عاشق آن‌ها شوند و یا با آن‌ها ازدواج کنند. این‌جا به نوعی ارجاع مخاطب است به آنچه سینه‌به‌سینه برای او نقل شده است. اما عشق با همه‌ی قدرتش در برابر هدف ارشک به عنوان شیخ شوومان باید کنار برود. پرداختن به دو عشق، یعنی مادرانگی و عشق ارشک به ماهی، باعث می‌شود نویسنده این امکان را داشته باشد که از حالت صرفاً قصه‌گفتن فاصله بگیرد، به درون شخصیت‌ها نقب بزند، آن‌ها را واکاوی کند و نتیجتاً آن‌ها برای مخاطب ملموس‌تر شوند. در واقع، با پرداختن به دنیای درون شخصیت‌ها، ما با اثری در ژانر مواجه می‌شویم که سویه‌های روانکاوانه نیز دارد. این برای نازنین جودت یک حرکت روبه‌جلو محسوب می‌شود. در شوومان ما با قصه‌گویی محض طرفیم، اما در عقرب باد ما با رمانی در ژانر وحشت که چندلایه است مواجه می‌شویم. در نهایت، جسارت نویسنده در پرداختن به موضوعی که در ایران به‌ندرت کار شده است بسیار تحسین‌برانگیز است، ضمن این‌که باید به نثر سالم و روان کتاب به عنوان یکی از مشخصه‌های خوب آن اشاره کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما