نگاهی به رمان طلابازی از منظرِ ساختارگرایی

داستانِ پدران و پسران

نیلوفر انسان

طلابازی داستان بقاست، داستان پسری که می‌خواهد بماند و زندگی خود را دوباره به همان صورتی بسازد که از چشمِ خودش واقعیت اصیل زندگیِ اوست. طلابازی داستان اصالت است، اصالتی که راوی/ شخصیت اصلی رمان خیال می‌کند چیزی است که از اجداد فرد به او به‌ارث می‌رسد. رویکردی که بنا دارم از پنجره‌ی آن به رمان نگاه کنم رویکرد ساختارگرایانه[۱] است. زمانی که از لنز پساساختارگرایی به بررسی یک متن می‌پردازیم، بهتر است چنین سؤالاتی را در آن جست‌وجو کنیم:

  • بحران‌ها و دوگانه‌های پررنگ‌شده در متن کدام‌اند؟ کدامیک از این بحران‌ها اصلی و کدام یک فرعی‌اند؟
  • آیا می‌شود بینامتنیت همه‌ی دوگانه‌های پیداشده در متن را شرح داد؟
  • آیا در اثر، ردپایی از اسطوره پیدا می‌شود؟ چه اسطوره‌هایی؟ این اسطوره‌ها چگونه به کشف ساختار متن کمک می‌کنند؟

و البته، سؤالاتی که می‌توان برای تحلیل ساختارگرایانه‌ی یک اثر از آن‌ها استفاده کرد می‌تواند بسیار بیش‌تر از این باشد.

بحرانِ اصلی داستان میان پیمان و شرایطی می‌گذرد که کسب‌وکار امروزش بر او تحمیل کرده است. پیمان برای ماندن در حرفه‌ای که حرفه‌ی اجدادی اوست سخت در تلاش است. کشمکشی که میان او و شرایط سخت اطراف وجود دارد بی‌انتهاست. اصلی‌ترین دلیل این کشمکش آن است که ماندن در این حرفه از منظر او حفظ اصالتِ خانوادگی است. اصلاً دوگانه‌ی اصالت/ عدم اصالت اصلی‌ترین دوگانه‌ی حاکم بر متن است و چیزی که شخصیت اصلی داستان نیز مدام در جست‌وجوی آن است. اما این بحران تنها کشمکشی نیست که پیمان با آن درگیر است. روایت داستان او را وارد بحران با دو شخصیت جدید هم می‌کند: زهرا و اشکان؛ زهرا، دختری که زندگی راحت او و ظاهر ساده‌اش پیمان را به او علاقه‌مند می‌کند و این موضوع بحران ایجاد می‌کند میان پیمان با خواستن یا نخواستن زهرا. در روایت این علاقه اما دوگانه‌ی دیگری شکل می‌گیرد: لکاته/ اثیری. رهابودن زهرا صورتی از زن اثیری برای او می‌سازد. جالب اما این‌جاست که این زن اثیری در ظاهر به الگوی زنان اثیری داستان‌های دیگر درنمی‌آید. پیمان می‌تواند او را بخواهد و او هم می‌تواند پیمان را بخواهد، اما ماندنی در کار نیست. معنا در نرسیدن است، در نماندن، و در برابر این الگو البته زنانِ یک‌شکلِ مهمانی‌های اشکان هستند که علی‌رغم ظاهر پری‌وارشان، دست‌یافتنی‌اند. بحران دیگر که پیمان از سر می‌گذراند کشف اشکان است، پسری که به‌ناگاه در زندگی او ظاهر می‌شود، دون ژوانی که هر چه می‌خواهد برآورده می‌شود. او پول دارد و همین برای گذران زندگی کافی است، اما حتماً چیزی برای کشف هم دارد، چیزی که پیمان در جست‌وجوی آن است و یک روز که در خانه‌ی اشکان تنهاست، آن را کشف می‌کند. اشکان به دنبال چیز دیگری بوده است. او جامعه‌شناس است، اما همه‌ی آن زندگی را جایی رها کرده و معنا را در جای دیگری می‌جوید. انگار بحران معنا در طلابازی اهمیت دارد. پیمان با پدر خود نیز در کشمکش به‌سر می‌برد و این شاید فیزیکی‌ترین کشمکش و بحران حاکم بر رمان باشد، تا آن‌جا که حتی تا نبرد تن‌به‌تن پدر و پسر نیز پیش می‌رود. دوگانه‌ای که در این کشمکش خودش را نشان می‌دهد پیر/ جوان است. پیری و جوانی چه هستند؟ آیا فقط سن است که میان این دو مفهوم تمایز ایجاد می‌کند؟ حداقل طلابازی این‌طور نشان نمی‌دهد. جوان آن کسی است که به میراث خانوادگی چسبیده و پیر کسی است که همه چیز را رها کرده است. رمان، در واشکافی این دو مفهوم، متفاوت عمل کرده است. تنش در رابطه‌ی پیمان و مادرش هم صورت رسیدن از نقطه‌ی الف به نقطه‌ی ب را دارد. دوستی مادر و پسر در آغاز داستان جای خود را به دوستی پدر و پسر می‌دهد. در خرده‌روایت‌های دیگر رمان نیز دوگانه‌ها و بحران‌های کوچک‌تری هم مشاهده می‌شوند، مثل بحران پیمان با علیرضا، بحران پدر و مادر، و بحران پیمان و امید که البته در پیش‌بردن روایت قاب‌شده بر داستان نقش پررنگی ندارند.

همان‌طور که گفتیم، اصالت/ عدم اصالت، لکاته/ اثیری، پیر/ جوان سه جفت دوگانه‌ای بودند که از منظر ساختاری در روایت داستان نقش داشتند. حال باید دید که این سه جفت دوگانه چطور در ارتباط با هم قرار دارند و این ارتباط چطور داستان را می‌سازد یا روایت راوی را شکل می‌دهد.

t1

احتمالاً پس از خواندن جدول فوق، خوانش این دوگانه‌ها در بستر داستان ساده‌تر می‌شود. آن‌چنان که می‌بینیم، متن سعی بر آن دارد که اصالت و اثیری و پیری را هم‌ردیف هم و عدم اصالت و لکاته و جوان را کنار هم قرار دهد. از قرارگرفتن این‌ها روبه‌روی هم است که داستان شکل می‌گیرد. طلابازی قصه‌ی حفظ اصالت برای اثیربودن است و در این بین، پدربزرگ، با آن شمایل فرشته‌وار، برجسته‌ترین شخصیت اثیری داستان است. این مفاهیم در گرهی که با هم پیدا می‌کنند بستر روایی داستان را می‌سازند.

یکی از کشمکش‌های رُمان کشمکش میان پیمان و پدرش، تورج، است، رابطه‌ای که بر مبنای فاصله معنا دارد. پیمان تورج را از فاصله است که می‌شناسد. این فاصله اما بر خلاف آنچه در حماسه‌ی ایلیاد و اودیسه‌ی هومر میان پسران و پدران باعث ایجاد عشق و علاقه میان آن‌ها می‌شود، میان تورج و پیمان عشق و علاقه‌ای ایجاد نکرده است. ساختار یونان باستان پدرسالارانه بوده است. مردان در این ساختار جایگاه والایی داشتند، به‌ویژه اگر قوی و شجاع بودند. در این میان، اگر پسران قول می‌دادند که راه نیک پدران خود را در پیش گیرند و از خود مهارت و شجاعت نشان دهند، پاداش می‌گرفتند، پاداشی که چیزی نبود جز عشق. پیمان اما، از همان کودکی، بر خلاف آنچه پدرش انتخاب کرده بود عمل کرد. او صمیمی‌ترین رفیق پدربزرگش شد، پدربزرگی که پدرش، آن‌طور که در صفحات پایانی رمان اعتراف می‌کند، نمی‌خواست و نگذاشت که برایش به الگو بدل شود. تورج پدر را کاملاً رها کرد و پیمان هم پدرش را. پیمان راهی را انتخاب کرد که پدر از آن متنفر بود و همین شد باعث تنفر پدر از پیمان و عدم علاقه‌ی پیمان به پدر. و این شکل معکوسی است از آنچه در روابط میان پدران و پسران در ایلیاد و اودیسه‌ی هومر دیده می‌شود. اتفاقاً در انتهای داستان است که پیمان با دست‌کشیدن از تلاش خود و زندگی‌کردن روی نخ باریکی که به هیچ جا وصل نیست، چراغ کوچکی در رابطه‌ی میان خود و پدرش روشن می‌کند. پدر شروع به حرف‌زدن می‌کند و انگار این رهاکردن پیمان به او قوت قلب می‌دهد.

طلابازی داستان پدران و پسران است، پدران و پسرانی که پیوند میانِ آن‌ها راهی است که برای رفتن انتخاب می‌کنند.


[۱] Structuralism

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما