نگاهی به زندگی و آثار گراهام گرین

مثل نگاه خیره‌ی یک مفتش عقاید

فرزانه سکوتی

 

آثار گراهام گرین توجه زیادی را به خود جلب کرده و در مورد وی و آثارش بسیار گفته‌ و نوشته‌اند. مثلاً، جان آپدایک در اظهارنظری در مورد گراهام گرین می‌گوید: «سه رمان صخره‌ی برایتون، جان کلام و پایان رابطه همگی مدعی عظمت هستند؛ مثل نگاه خیره‌ی یک مفتش عقاید، جدی و نافذ و اضطراب‌آور است. پس از آغازی متوسط به عنوان رمان‌نویسی متأثر از جوزف کنراد و جان بوچان[۱]، مهارت استادانه‌ی گرین در پرداخت پلات‌های مهیج و قریحه‌ی غیرعادیِ تا حدودی سرخوشانه‌اش در سطح بالایی از هوشمندی و اشتیاق دست در دست لحن واضح مباحثه‌ی مذهبی درونی‌ای گذاشته که هنوز او را مجاب نکرده است».

اما آنچه نادیده گرفته می‌شود مسیر زندگی و یافته‌های شخصی یک فرد به منزله‌ی یک انسان است که بعد در آثار او در مقام یک نویسنده دیده می‌شود. پس، جا دارد در کنار تحلیل آثار و نگرش و اندیشه‌ی یک نویسنده نگاهی هم به زندگی وی داشته باشیم تا تصویری عمیق‌تر در ذهنمان ثبت شود. پس، مثل همه‌ی سرگذشت‌ها از تولد آغاز می‌کنیم: از روز دوم اکتبر سال ۱۹۰۴، از شهر برکهمستد در هردفوردشایر انگلستان، از به‌دنیاآمدن پسری که قرار بود نه تنها ادبیات انگلستان بلکه سینمای آمریکا را نیز از آثار خود متأثر کند. او قرار بود یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان قرن بیستم شود، نویسنده‌ای که هم آثار جدی و تأمل‌برانگیز نوشته و هم آثار سرگرم‌کننده.

گراهام فرزند چهارم از شش فرزند خانواده بود. مدرسه‌ای را که سال‌ها در آن تحصیل کرد پدرش مدیریت می‌کرد. او کودکی حساس و خجالتی بود که به جای ورزش و بازی ترجیح می‌داد از مدرسه بگریزد و کتاب بخواند، کتاب‌هایی که بعدها تأثیر شایانی در سبک نویسندگی او گذاشتند. مضمون‌های تکرارشونده‌ی خیانت و افشاگری در آثار او از همین دوران پرمخاطره نشئت گرفته است. پس از چندین بار اقدام به خودکشی، یک روز به مدرسه نرفت و در نامه‌ای به والدینش نوشت که دلش نمی‌خواهد به مدرسه برگردد. در پی این اتفاقات، او را در پانزده‌سالگی به لندن فرستادند. در این دوران، او در خانه‌ی کنیت ریچموندِ روان‌تحلیل‌گر هم زندگی می‌کرد و هم تحت درمان بود. در این دوران، درمانگرش او را تشویق به نوشتن کرد تا بتواند خود را به جمع ادیبان بشناساند که شاعری به نام والتر دولامار هم عضو آن بود.

گراهام در کالج بالیول تاریخ مدرن خواند. وی در زندگی‌نامه‌ی خودنوشتش می‌گوید سال‌های دانشگاه به مستی و تا خرخره توی قرض بودن سپری شد. سپس، او موفق شد تجربه‌ی ادیتوربودن را در آکسفورد آوتلوک به‌دست آورد. در سال ۱۹۲۶، تغییر مذهب داد و به کاتولی‌سیسم رومی روی آورد. از همین سال تا ۱۹۳۰، در تایمز به شغل کاپی‌ادیتوری پرداخت. در سال ۱۹۲۷، ساب‌ادیتور تایمز در لندن شد و با ویوینِ دیرل ـ براونینگ ازدواج کرد. این ازدواج تأثیر زیادی در اعتقادات کاتولیکی و نیز آثارش داشت. گرین از این ازدواج دختری به نام لوسی کارولین و پسری به نام فرانسیس دارد. در این دوران، رمان سیاسی اپیزود را نوشت که از طرف ناشران پذیرفته نشد.

اولین اثر منتشرشده‌ی گرین با نام آوریل‌سرایی در سال ۱۹۲۵به نظم است و اثر بعدی‌اش، مرد وسطی، در قالب رمان در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. بر اساس این رمان، بعد‌ها در سال ۱۹۴۷ فیلمی ساخته شد.

هنری گراهام گرین، که با نام گراهام گرین شناخته شده است، در زمینه‌های مختلف قلم زد. رمان و داستان کوتاه نوشت، نمایش‌نامه و فیلم‌نامه نوشت، سفرنامه و نقد هم نوشت. و جالب این‌که در هر زمینه نیز خوش درخشید. در همه‌ی زمینه‌های فعالیتش تعهد خود را به مذهب کاتولیک حفظ کرد و شخصاً علاقه‌مند بود ردی از علائق مذهبی خود را در آثارش به‌جا بگذارد، تا جایی که چهار رمان او به عنوان «رمان‌های کاتولیک» شناخته شده‌اند: صخره‌ی برایتون، جان کلام، پایان رابطه و قدرت و جلال.

بر خلاف عقاید مذهبی‌اش که آن را اعلام می‌کرد، در زمینه‌ی سیاسی، با وجود همکاری‌هایی که با سرویس امنیتی انگلستان و MI6 داشت، به عنوان نویسنده خود را به جبهه‌ی خاصی وابسته نمی‌کرد. رمان آمریکایی آرام او را فردی ضدآمریکایی شناساند و دوستی‌اش با دیکتاتور پانامایی، ژنرال عمر تریجوس، به نوشتن شناختن ژنرال منجر شد.

سفرهای فراوان و دیدن دنیاهای متفاوت تجربه‌ای تأثیرگذار بود که در نوشته‌های گرین مشهود است، سفرهایی که هم پاسخی به ماجراجویی‌های گرین بود و هم ماده‌ی اولیه‌ی نوشتن را برایش فراهم می‌کرد. مثلاً، سفری به سوئد منجر به خلق انگلستان مرا ساخت گردید. یا سفر به اعماق جنگل‌های لیبریا هم باعث مواجهه‌ی گرین با موضوع مرگ شد و هم موجب نوشته‌شدن سفر بی‌نقشه. یا مثلاً سال‌های جنگ جهانی دوم که در اداره‌ی اطلاعات در سیرالئون مشغول به کار بود، پس‌زمینه‌ی حوادث جان کلام گردید. علاقه‌ی وی به جهانی که در آن زندگی می‌کرد به حدی بود که در انتخاب فضای بسیاری از آثارش از اتفاقات و مکان‌های واقعی بهره می‌برد. اخلاق در جهان امروز و پس‌زمینه‌ی سیاسی معاصر. تمایلات کمونیستی او را نیز باید در نظر داشت. او سفرهای زیادی کرده و با عقاید و انسان‌های مختلف آشنا شده بود.

موفقیت مالی به او امکان داد بتواند با افراد مشهور مراوده داشته باشد. در سال ۱۹۴۸، زندگی خود را از همسرش جدا کرد، اما هرگز طلاق رسمی بین آن‌ها صورت نگرفت. زندگی شخصی خوش‌نامی نداشت و پس از روابط متعددی که پشت سر گذاشت، او را سرزنش کردند که همسر و حتی معشوق خوبی نبوده. گرین در هیچ کدام از دو زندگی‌نامه‌ی خودنوشتش از این روابط چیزی نگفته است. سرانجام، در روز سوم آوریل ۱۹۹۱، در شهر ووی (سوئد) دیده بر جهان فروبست.

آثار او عبارت‌اند از

آوریل‌سرایی (۱۹۲۵)

مرد وسطی (۱۹۲۹)

The Name of Action (1930)

شایعه‌ی سر شب (۱۹۳۱)

قطار استانبول (۱۹۳۲)

Orient Express (1932)

It’s a Battlefield (1934)

مدرسه‌ی قدیمی (۱۹۳۴)

انگلستان مرا ساخت (۱۹۳۵)

The Bear Fell Free (1935)

اتاق زیرزمین و داستان‌های دیگر (۱۹۳۵)

سفر بی‌نقشه (۱۹۳۶)

یک اسلحه‌ی فروشی (۱۹۳۶)

صخره‌ی برایتون (۱۹۳۸)

جاده‌های بی‌قانون (۱۹۳۹)

مأمور معتمد (۱۹۳۹)

قدرت و جلال (۱۹۴۰)

دراماتیست‌های انگلیسی (۱۹۴۲)

وزارت ترس (۱۹۴۳)

قطار کوچک (۱۹۴۶)

نوزده داستان (۱۹۴۷)

جان کلام (۱۹۴۸)

چرا می‌نویسم؟ (۱۹۴۸)

مرد سوم (۱۹۵۰)

بت سرنگون (۱۹۵۰)

ماشین آتش‌نشانی کوچک (۱۹۵۰)

کودکی گم‌شده و مقالات دیگر (۱۹۵۱)

پایان رابطه (۱۹۵۱)

درشکه‌ی کوچک (۱۹۵۲)

غلتک کوچک (۱۹۵۳)

اتاق نشیمن (۱۹۵۳)

مقالات کاتولیک (۱۹۵۳)

بیست‌ویک داستان (۱۹۵۴)

بازنده همه چیز به دست می‌آورد (۱۹۵۵)

آمریکایی آرام (۱۹۵۵)

کتاب بالینی جاسوس‌ها (۱۹۵۷)

گل‌خانه (۱۹۵۷)

مأمور ما در هاوانا (۱۹۵۸)

عاشق مهربان (۱۹۵۹)

مورد سوخته (۱۹۶۱)

در جست‌و‌جوی شخصیت: دو مجله‌ی آفریقایی (۱۹۶۱)

حسی از واقعیت (۱۹۶۳)

تراشیدن یک پیکره (۱۹۶۴)

بازیگران (۱۹۶۶)

می‌توانیم شوهرتان را قرض بگیریم؟ و دیگر داستان‌ها از زندگی جنسی (۱۹۶۷)

مجموعه‌مقالات (۱۹۶۹)

سفر با خاله‌ام (۱۹۶۹)

یک جور زندگی (۱۹۷۱)

مجموعه‌داستان‌ها (۱۹۷۲)

عمارت خوشی (۱۹۷۲)

کنسول افتخاری (۱۹۷۳)

میمونِ لرد راچستر (۱۹۷۴)

زنی غیرممکن: خاطرات دوتورسا مور کاپری (۱۹۷۵)

بازگشت آ. جی. رافلس (۱۹۷۵)

فاکتور انسانی (۱۹۷۸)

دکتر فیشرِ جنوا یا بمب‌پارتی (۱۹۸۰)

راه‌های گریز (۱۹۸۰)

 (۱۹۸۱) The Great Jowett

من متهم می‌کنم: سمت تاریک از خوب (۱۹۸۲)

آقای کیزوت (۱۹۸۲)

بله و نه (۱۹۸۳)

برای او که زنگ‌ها به خاطرش به صدا درمی‌آیند (۱۹۸۳)

شناختن ژنرال: داستان یک معضل (۱۹۸۴)

مجموعه‌ی نمایش‌نامه‌ها (۱۹۸۵)

مرد دهم (۱۹۸۵)

کاپیتان و دشمن (۱۹۸۸)

اراتمند و غیره…: نامه‌هایی به مطبوعات (۱۹۸۹)

بازتاب‌ها (۱۹۹۰)

کلمه‌ی نهایی و داستان‌های دیگر (۱۹۹۰)

جهانی از آن من (۱۹۹۲)

گراهام گرین فیلم ریدر: سحرگاه در تاریکی (۱۹۹۳)


[۱] John Buchan

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما