یادداشتی درباره‌ی نقش رؤیای آمریکایی در رمان گتسبی بزرگ

رؤیای بزرگ گتسبی

مریم کریمی

از گتسبی بزرگ که حرف به‌میان می‌آید، بیش از هر چیز به درون‌مایه‌ی «رؤیای امریکایی» اشاره می‌شود، رؤیایی که در جست‌وجوی سرزمینی است با حقِ برابر ساکنانش در بهره‌مندی از رفاه و شادمانی و آزادی. بسیاری از منتقدان بزرگی، ماندگاری و محبوبیت این رمان را متأثر از این مضمون دانسته‌اند. جنگ جهانی اول آمریکا را ویران کرده بود و مردم باید دوباره آن را بازمی‌یافتند. مثل همه‌ی لحظه‌هایی که از زندگی عقب می‌مانیم و سریع‌تر می‌دویم، آن‌ها هم دویدند و به اقتصادشان رونقی معجزه‌آسا دادند و خیال کردند دارند به رؤیای آمریکایی جامه‌ی عمل می‌پوشانند. «پول بود، پول سرشار، که حکومت می‌کرد، که زندگی می‌آفرید، که مایه‌ی شادمانی بود. تجارت و صنعت میلیونر می‌زایید و تحریم مشروبات الکلی به قاچاقچیان میدان می‌داد جیبشان را پر کنند و نیویورک با آسمان‌خراش‌هایش و چراغانی مدامش و عیش‌ونوش و رقص و آواز، جولانگاه این جیب‌های پر بود».[۱] گتسبی یکی از همین میلیونرهاست که در پی رؤیای آمریکایی‌اش دست به هر کاری زده است. آیا او به این رؤیا دست یافت و از رسیدن به آن راضی بود؟

TheGreatGatsby_1925jacket

ریشه و منشأ این نوع تفکر در میان مردم آمریکا را کجا می‌توان یافت؟ جان ای. پیدگون[۲] در مقاله‌ای در مجله‌ی مدرن ایج[۳] سه خاستگاه برای رؤیای آمریکایی برمی‌شمارد. یکی از خاستگاه‌ها را مردمی می‌داند که با تفکری کالوینیستی در امریکا ساکن شدند. جان کالوین معتقد بوده بشر به خاطر گناه نخستین به نفرین ابدی گرفتار شده است و راهی برای نجات ندارد، مگر کسانی که خدا انتخابشان کرده است. این افراد، که فقط خدا می‌داند چه کسانی هستند، «برگزیدگان» نام گرفته‌اند. اگر کسی از آن‌ها نتواند در دنیا زندگی خوبی را با تلاش و کار برای خود بسازد و ادامه دهد، ممکن است خدا او را رها کند و موقعیتش را از دست بدهد. این‌ها اعتقاد پروتستان‌هایی بود که در امریکا سکنی گزیده بودند، اما با این‌که معتقد بودند هیچ کس قرار نیست مطلع باشد که چه کسانی در میان این برگزیدگان جای گرفته‌اند، به این موضوع اندیشیدند و درباره‌اش از خودشان پرسیدند: «چه کسانی می‌توانند جزء انتخاب‌شدگان باشند؟» یکی از پاسخ‌ها می‌توانست این باشد: «افراد ثروتمند، افرادی که مال‌و‌منالی دارند»؛ چراکه این آدم‌ها برای رسیدن به جایگاهشان به‌سختی تلاش کرده بودند و هم‌زمان برای این توفیق به دعا و مناجات پرداخته بودند و در دستیابی به اهدافشان موفق بودند. آن‌ها ویژگی‌ای خدای‌گونه کسب کرده بودند: غنا در برابر فقر. همین قشر نوعی فخرفروشی به دیگران پیدا کردند. افراد خوب باید عضو کلوپ‌های موفق می‌بودند، خانواده‌های خوب باید فرزندانشان را در مدرسه‌های خوب می‌گذاشتند و کسانی که در فقر دست‌و‌پا می‌زدند هنوز آلوده به گناه نخستین شمرده می‌شدند. وقتی رستگاری این‌چنین با ثروت گره خورد، برای آمریکایی‌ها به‌دست‌آوردن پول به نوعی عمل بر اساس وجدان تبدیل شد.

دیدگاه دیگری که توانست در شکل‌دادن به این رؤیای آمریکایی مؤثر باشد نگاهی فلسفی ـ سیاسی بود که می‌توان به نوعی رگه‌های آن را در کلام توماس جفرسون، یکی از بنیان‌گذاران آمریکا، یافت. او باور داشت که همه‌ی آدم‌ها مساوی آفریده شده‌اند و این «آفرینش» به صورت مساوی برای آن‌ها حق زندگی، آزادی و آرامش یکسان به‌ارمغان می‌آورد. آمریکا باید جایی باشد که دسترسی این حقوق برای همه به لحاظ سیاسی امکان‌پذیر باشد.

سویه‌ی دیگری را که به رؤیای آمریکایی شکل داد می‌توان انقلابی فکری دانست که حوالی سال ۱۸۳۰ تا ۱۸۶۰ رخ داد: نهضت تعالی‌گری. این دیدگاه برای فردیت ارزش ویژه‌ای قائل بود. در این رویکرد خدا و بشر وجودهایی جدا از هم نبودند، آن‌ها یکی بودند، و «همه»‌ی انسان‌ها باید کاری می‌کردند تا وجود خدا را با نشان‌دادن عناصر خدای‌گونه در خود متجلی کنند.

دیدگاه پروتستان‌ها درباره‌ی میل به کسب ثروت، رویکرد سیاسی‌ای که در بنیان‌گذاشتن سرزمینی به نام آمریکا نقش داشت و فردیت‌گرایی‌ای که حاصل نهضت تعالی‌گری بود نوعی فردگرایی بسیار تنومند به‌وجود آورد. در این نگاه هر انسانی حق داشت به ثروت دست یابد، بی‌آن‌که مهم باشد او چطور آدمی است، فقط به سبب آفریده‌شدن و زندگی‌کردن در این سرزمین. چنین چیزی بود که رؤیای آمریکایی را شکل داد.

گتسبی در رمان فیتزجرالد نماینده‌ی انسان‌هایی است که این رؤیا را در سر می‌پرورانند و برای تحقق آن دست به عمل می‌زنند. دیزی و نیک نمی‌توانند چنین کسی باشند؛ چون آن‌ها از اول ثروتمند به‌حساب می‌آمده‌اند. اما گتسبی کسی است که برای به‌دست‌آوردن دیزی، از قاچاق و راه‌های دیگری که در رمان آن‌چنان شفاف نیست پول زیادی درآورده. او قبلاً فقیر بوده است (همان‌طور که خود فیتزجرالد بوده) و دیزی رؤیایی است که او برای برآوردن آن به ثروت پناه آورده (همان‌طور که فیتزجرالد برای رسیدن به دختر آرزوهایش مجبور بوده به موقعیت خوب مالی دست یابد). اما آیا واقعاً دیزی رؤیای درستی است؟ بین رؤیای گتسبی و واقعیت گسست وجود دارد، گسستی که ما به عنوان خواننده از اوایل رمان متوجه آنیم اما گتسبی اواخر رمان آن را می‌فهمد. دیزی کسل‌کننده است، بی مبالات است، خودخواه است و اصلاً انگار به گتسبی علاقه‌ی جدی‌ای ندارد و گتسبی هیچ کدام از این‌ها را ندیده. دیزی و قصری که گتسبی از پول برای خودش ساخته بوده سرابی بیش‌تر نبوده‌اند. همان‌طور که فیتزجرالد از زبان راوی داستان در خطوط پایانی، سرابی را که گتسبی در پی رسیدن به آن بود توصیف می‌کند: «به فکر اعجاب گتسبی در لحظه‌ای افتادم که برای اولین بار چراغ سبز انتهای لنگرگاه دیزی را یافته بود. از راه دور و درازی به چمن آبی‌رنگش آمده بود و رؤیایش لابد آن‌قدر به‌نظرش نزدیک آمده بود که دست‌نیافتن بر آن تقریباً برایش محال می‌نمود».[۴]


[۱] اسکات فیتز جرالد، گتسبی بزرگ، ترجمه‌ی کریم امامی، نیلوفر، چاپ چهارم، ص ۲۶۳.

[۲] John A.Pidgeon

[۳] Modern Age

[۴] اسکات فیتز جرالد، گتسبی بزرگ، ترجمه‌ی کریم امامی، نیلوفر، چاپ چهارم، ص ۲۲۶.

پاسخ دهید

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما