گفت‌وگو با رضا رضایی، مترجم رمان گتسبی بزرگ

شما داستان را به قلم مترجم می‌خوانید

مصطفی انصافی

با پرونده‌ی «گتسبی بزرگ» بهانه‌ای دست داد تا گفت‌وگو کنیم با رضا رضایی، مترجمی که با حدود چهار دهه تجربه‌ی ترجمه‌ی حرفه‌ای حالا از مترجمانی است که نامش روی جلد کتاب به اغلب خوانندگان پیگیر اطمینان می‌دهد با ترجمه‌ای صحیح، روان و خوشخوان مواجه خواهند بود. رضا رضایی پرسش‌های ما را دریافت کرد و به قول خودش چون با جنس مخاطبان سایت ۵۱ آشنایی نداشته، تلاش کرده به پرسش‌ها مختصر و مفید پاسخ دهد.

مصطفی انصافی

RRezaei

کارنامه‌ی شما پر است از ترجمه‌ی آثار کلاسیک. به عنوان سؤال اول می‌خواهم بپرسم چرا این همه اصرار دارید به ترجمه‌ی آثار کلاسیک؟ صرفاً علاقه‌ی شخصی است یا دلیلی فراتر از علاقه‌ی شخصی دارید؟

البته، کارنامه‌ی من را آثار کلاسیک تشکیل نمی‌دهد. «اصرار» هم ندارم. علاقه‌ی شخصی‌ام را با ضرورت‌های حرفه‌ام تلفیق می‌کنم.

اگر ممکن است درباره‌ی ضرورت ترجمه‌ی مجدد آثار ادبی برایمان بگویید. مترجم چه زمانی و بر اساس چه معیارهایی تشخیص می‌دهد لازم است فلان اثر مجدداً ترجمه شود؟

ترجمه‌ی مجدد هر اثر موقعی توجیه دارد که بهتر از ترجمه‌ی قبلی از کار دربیاید. در این صورت، باید از ترجمه‌ی مجدد تقدیر کرد. متأسفانه، ما امروز با ترجمه‌های مجددی روبه‌روییم که ضعیف‌تر و گاهی خیلی ضعیف‌تر از ترجمه‌ی قبلی از کار درآمده‌اند.

الآن که با هم صحبت می‌کنیم بدون درنظرگرفتن ترجمه‌ی شما حداقل پنج ترجمه از گتسبی بزرگ در بازار موجود است که، همان‌طور که خودتان در پیش‌گفتار هم اشاره کرده‌اید، جز ترجمه‌ی کریم امامی بقیه پر از خطا و بدفهمی است. به نظر شما، این وضعیت و این تعداد ترجمه از یک اثر طبیعی است؟ البته، این مسئله نمونه‌های دیگری هم دارد: کوری و صد سال تنهایی هم‌چنان دارند با ترجمه‌های جدیدی منتشر می‌شوند.

ترجمه‌ی مجدد عملی طبیعی است (به شرطی که در جواب سؤال قبلی عرض کردم)، اما انتشار ترجمه‌های مجددی که معیوب و پر از خطا هستند کاملاً «غیرطبیعی» و مختص کشور ماست.

اگر ممکن است کمی برایمان درباره‌ی ویژگی‌های نثر فیتزجرالد در گتسبی بزرگ بگویید و این‌که در درآوردن لحن و سبک فیتزجرالد با چه چالش‌هایی روبه‌رو بودید.

نثر فیتزجرالد دشوار است. با «چالش»هایی البته روبه‌رو بودم که باید به صورت تخصصی و ذکر نمونه و مصداق درباره‌اش صحبت کنم. به طور کلی، می‌توانم بگویم که زیاد در مورد این کتاب مطالعه و یادداشت‌برداری کردم. کتاب سال‌ها روی میزم بود و به آن سرک می‌کشیدم. این زبانی که در ترجمه‌ام می‌بینید تا حدود زیادی محصول دریافت‌هایم از مجموعه‌ی نقد و نظرها بوده است، و البته سعی کرده‌ام زبان ترجمه‌ام یکدست باشد و متناسب با لحن راوی (به نظر من) و شخصیت او.

در پیش‌گفتار کتاب خیلی مختصر توضیح داده‌اید که در ترجمه‌ی کریم امامی حق مطلب ادا نشده و به آن نقد دارید. اما فضای پیش‌گفتار احتمالاً اجازه نداده بیش از این توضیح دهید. درباره‌ی ترجمه‌ی کریم امامی و تفاوت‌های ترجمه‌ی خودتان با آن بفرمایید. به نظرم، این مقایسه به درک بهتر ما از جهان گتسبی بزرگ منجر می‌شود.

من ترجمه می‌کنم و قضاوتش با منتقدان است. یکی از مطالبی که می‌توانید تا حدودی پاسخ سؤالتان را در آن پیدا کنید مقاله‌ی «چرا ترجمه‌ای دیگر؟»، نوشته‌ی هومن پناهنده در مجله‌ی نگاه نو، شماره‌ی ۱۱۱ (پاییز ۱۳۹۵)، صفحات ۶۷ تا ۸۵ است که «مروری بر ترجمه‌ی کریم امامی و رضا رضایی از رمان گتسبی بزرگ» عنوان فرعی آن است.

کریم امامی درباره‌ی ترجمه‌ی همین اثر در نامه‌ای به دوستش، عزیز هندوخان، گفته که «نتیجه‌ی کار هر چه باشد ترجمه است و اسکات فیتزجرالد اصل نیست، اسکات فیتزجرالدِ اصل را فقط به انگلیسی می‌توانی بخوانی …» در این باره چقدر با شادروان کریم امامی موافقید؟ فکر می‌کنید در ترجمه‌ی خودتان از گتسبی چیزهای زیادی قابل‌انتقال نبوده و از دست رفته؟

بدیهی است که شما داستان را به قلم مترجم می‌خوانید. این مترجم ممکن است قوی یا ضعیف باشد. هر‌ چه قوی‌تر باشد، به «اصل» نزدیک‌تر می‌شود.

مترجم بر اساس توانایی‌ها و مهارت‌هایی اثر را برمی‌گرداند. راه‌حل مسائل از نظر مترجمان ممکن است یکسان نباشد. به هر حال، باید ابتدا متن فارسی را قابل‌قبول یافت تا شایسته‌ی نقد و بررسی باشد. من نهایت تلاش را به‌خرج داده‌ام تا چیزی «از دست نرود».

نثر ترجمه‌ی شما به‌شدت روان و خوشخوان است، یکدست است، در آن هیچ واژه‌ای توی ذوق نمی‌زند و هیچ عبارت پرتکلفی که از متن بیرون بزند دیده نمی‌شود. به طور کلی تسلطی در فارسیِ شما می‌بینم که در مترجمان معدودی دیده‌ام. طبیعی است که برای هر مترجم تسلط به هر دو زبان مبدأ و مقصد ضرورت دارد. اما می‌خواهم از شما بپرسم آیا تسلط مترجم بر یکی از این زبان‌ها ارجحیتی بر دیگری دارد؟

بدیهی است که مترجم به هر دو زبان باید مسلط باشد، اما خواننده‌ی فارسی با متن فارسی سروکار دارد و قضاوت اولیه‌اش بر‌ اساس متن فارسی شکل می‌گیرد. از همین رو، مترجمی که قادر نیست دریافت خود از متن اصلی را به مخاطب فارسی‌زبان انتقال دهد مترجم «ناتمام» است، هر قدر هم که بر زبان اول تسلط داشته باشد.

اما برای جلوگیری از سوءتفاهم باید بگویم که لزوماً هر متن یکدست و خوشخوانی را نمی‌توان ترجمه‌ی صحیح تلقی کرد. چه بسیار متن‌ها که ظاهراً روان نوشته شده‌اند، اما در مقابله با اصل پی می‌بریم که «صحیح» نیستند.

شما در حوزه‌ی نقد ادبی، اندیشه و موسیقی هم ترجمه کرده‌اید. از ترجمه‌ی چه کتاب‌هایی بیش‌تر لذت می‌برید؟

علائق من زیاد است. هر متنی را که دوست داشته باشم از ترجمه‌کردنش لذت می‌برم. خوشبختانه، بیش‌تر کارهایی که در بیست سال اخیر کرده‌ام با طبعم سازگار بوده‌اند. اما باید دقت می‌کردم که کارم هدف‌دار باشد.

به نظر شما، لازم است مترجم برای خودش یک حوزه‌ی تخصصی تعریف کند؟

مترجم اگر در حوزه یا حوزه‌هایی به تخصص رسیده باشد، مسلماً کار قوی‌تر ارائه می‌دهد. غیر از تسلط به زبان مبدأ و تسلط به زبان مقصد، تسلط به موضوع هم اهمیت دارد. هر کدام از این سه را که حذف کنید، ترجمه معیوب از کار درمی‌آید.

به عنوان سؤال آخر از آثاری که در دست انتشار دارید برایمان بگویید.

در حال حاضر، بیش‌تر وقتم صرف ترجمه‌ی رمان‌های جورج الیوت می‌شود. ادام بید و سایلاس مارنر منتشر شده و فعلاً دارم میدل مارچ را ترجمه می‌کنم. در مجموع، هشت جلد رمان جورج الیوت را ترجمه می‌کنم. اما گه‌گاه، در فواصل این کار، کتاب‌های دیگری را نیز کار می‌کنم. احتمالاً در سال ۹۶ چند ترجمه از من منتشر خواهد شد.

 

پاسخ دهید

 
کتاب‌ها
مقالات
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما