جشن‌نامه‌ی نوروز 1394

مصطفی انصافی

دبیر اجرایی پایگاه انجمن رمان 51

میدان تجریش همیشه شلوغ است. همیشه ترافیک سنگینی دارد. اما چند روز مانده به نوروز، میدان تجریش دیگر یک میدان معمولی- آن جور که همه‌ی سال هست- نیست. آن قدر شلوغ می‌شود که قدم از قدم نمی‌توانی برداری. چنان ترافیکی می‌شود که بیا و ببین، محشر کبرا. میدان جور دیگری است؛ مردم هم. هیچ کس از این شلوغی و ترافیک عصبانی نیست. هیچ کس از این که دیر می‌رسد به آنجا که باید برسد ناراحت نیست. هیچ کس سر هیچ کس داد نمی‌زند. راننده‌ها مهربان می‌شوند. بوق‌های عصبی نمی‌زنند. دست‌فروش‌ها حس طنزشان گل می‌کند. از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد هم توی بساطشان پیدا می‌شود. نوازنده‌ها گله گله ایستاده‌اند، یکی و چند نفری کنسرت شاد می‌دهند. دیگر ترانه‌های غمگین نمی‌خوانند. همهمه‌ی بازار سرشار از زندگی است. توی ولی‌عصر بوی گل بیداد می‌کند، چه گل‌هایی! لاله‌های ازهمه‌رنگ و سنبل. میدان تجریش چند روز مانده به نوروز یکی از میدان‌های بهشت است انگار.

نوروز 94 که برسد، سایت انجمن رمان 51 دوماهه می شود. چند ماه مدام کار کرده‌ایم برای پا گرفتن یک سایت ادبیِ خوش‌رنگ‌ولعاب، به دور از حاشیه و پر از مطالب خواندنی درباره‌ی رمان‌های ایرانی و خارجی. سعی کرده‌ایم پربار باشیم. تا امروز ده پرونده منتشر کرده‌ایم. این یکی اما متفاوت است. یک پرونده‌ی معمولی نیست. پر از هوای بهار است. استراحت است انگار برای ما. دست همه‌ی آن‌ها را که برای پیچیدن هوای بهار در اینجا کوشیده‌اند، به گرمی می‌فشارم. جناب آقای پرویز جاهد از روی مهر و با گشاده‌دستی، گفت‌وگویی منتشرنشده با حسین مرتضاییان آبکنار در اختیار سایت انجمن رمان 51 قرار دادند. گفت‌وگویی است بسیار خواندنی درباره‌ی اقتباس ادبی در سینمای ایران آن هم از نگاه یک نویسنده. آقای محمدحسن شهسواری یک فصل از رمان منتشرنشده‌ی بادیگارد را به ما هدیه دادند. امیرحسین یزدان‌بد به روش خودش به ما بهاریه داد، بهاریه‌ای شنیداری و شنیدنی. بهاریه‌ی زهرا عبدی پر از امید است. آنیتا یارمحمدی از روزهای کودکی‌اش می‌گوید که برای اجرای نمایش، پروانه شده بوده؛ پروانه ای که آمدن بهار را نوید می‌دهد. رامبد خانلری همه‌ی خودش را ریخته توی بهاریه‌اش و حالا بهاریه‌اش پر است از مهربانی. بهاریه‌ی دانیال حقیقی پر از موسیقی است، پر از عشق ‌وحال در تهرانِ خلوتِ روزهای نوروز. من فصلی از رمانم را که «تو به اصفهان بازخواهی‌گشت» نام دارد و در سال جدید به همت نشر چرخ منتشر خواهد شد به مجموعه اضافه کرده‌ام. سید وحید جمالی هیئت تحریریه را کشانده توی یک جلسه‌ی خیالی و هر چی دلش خواسته بارِ ما کرده. ضمن تکذیب کلیه‌ی مذاکرات مندرج در آن بهاریه شما را دعوت می‌کنم به خواندنش. لیلا عطارچی هم از روزهای رفته‌ازدست می‌گوید و از آروزهای خوبش. به همه دست‌مریزاد می گویم. کوچه‌باغشان پر موسیقی.

این یک جشن‌نامه است. جشن‌نامه‌ی نوروز 94. سال 93 تمام شد. با همه‌ی خوبی‌ها وبدی‌هاش؛ با همه‌ی تلخ‌ها و شیرین‌هاش. ایستاده‌ایم اینجا در آستانه. دعا کنیم سال 94 پر از خیر و برکت باشد برای همه، پر از شادی و سرخوشی، پر از تجربه‌های بزرگ، پر از رستگاری.

و دعا کنیم سال 94 همه‌ی میدان‌های شهر میدان تجریشِ چند روز مانده به عید باشند؛ پر از زندگی، میدانی از میدان‌های بهشت.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما