شیخ صد و بیستم

پرونده‌ی رمان عقرب باد (نازنین جودت)

یادداشت دبیر پرونده، لیلا عطارچی

رمان «عقرب باد» دومین كتاب از سه‌گانه‌ای است كه نازنین جودت، نویسنده‌ی آن، هم‌زمان با چاپ «شوومان» نویدش را داد. انتشارات بركه‌ی خورشید آن را در اسفند 94 منتشر كرد و به دست مخاطبان و مشتاقانی كه انتظارش را می‌كشیدند رساند. «عمارت برفی» عنوان پرونده‌ی رمان «شوومان» در همین سایت و از همین نویسنده است كه قطعاً مطالعه‌ی آن برای آشنایی بیش‌تر با نویسنده و نقدها و نظرها در مورد «شوومان» در حکم پیش‌زمینهای برای مطالعه‌ی «عقرب باد» مفید خواهد بود، هرچند تلاش شده «عقرب باد» خودبسنده باشد، با اضافه‌كردن توضیحی برای همه‌ی ارجاعات به گذشته.

نازنین جودت، در این فاصله‌ی زمانی، از «عمارت برفی» تا «شیخ صدوبیستم»، با جدیت به فعالیت‌های ادبی حرفه‌ای خود ادامه داده و رزومه‌ای تدارك دیده است بی‌نیاز از تعریف‌وتمجیدهای غریب. از او تا كنون رمان‌های «پروانه‌ها در برف می‌رقصند»، «شوومان» و «عقرب باد» و مجموعه‌داستان‌های «در چشم سگ» و «در بیداری كابوس می‌بینم» چاپ شده است. توانایی این نویسنده در نوشتن داستان‌های كوتاه، علاوه بر جوایز متعدد قبلی و داوری در جشنواره‌های داستان كوتاه، جوایز نخستین و دومین دوره‌ی داستان كوتاه شهر را برایش به‌ارمغان آورده است.

«شوومان» با فرار حوریا و پسرش از شوومان و شوومانی‌ها تمام می‌شود. سیزده سال می‌گذرد، زمان بلوغ شیخ صدوبیستم، ارشك، پسر حوریا، بسیار نزدیك شده كه «عقرب باد» آغاز می‌شود. مادر و پسر در دل كویر در جایی به نام «جن‌زار»، با فاصله از دنیای واقعی و انسانی، در كنار حیوانات و موجوداتی كه از اسطوره‌های قدیمی ایرانی بازآفرینی شده‌اند زندگی می‌كنند. حوریای «شوومان»، كه دختر یك پریسان است و مجرد و تنها پا به داستان گذاشته، در «عقرب باد» به‌تمامی مادری می‌شود كه تنها دغدغه‌اش پسرش است: او تا انتهای وجودش برای بالندگی فرزند پیش می‌رود.

تفاوت دیگر این دو اثر تغییر ژانر آن است. خواننده در «عقرب باد» با ناشناخته‌ای برای وحشت‌كردن مواجه نمی‌شود و تجربه‌ی ترس در «شوومان» می‌ماند و تكرار نمی‌شود. این بار نویسنده، برای جذابیت، برگ دیگری را رو می‌كند و او را به فضای غریبی كه برایش تدارك دیده می‌كشاند. خواننده همراه داستان آرام‌آرام جلو می‌رود و در انتهای رمان، در طبقه‌ی هفتم زیر زمین، هنگام جدال اهریمن‌ها با ارشك و حوریا، به‌خود می‌آید، زمانی كه تنها یك قدم تا انتهای رمان باقی است. نبرد نهایی روی زمین درمی‌گیرد ــ صحنه‌ای نفس‌گیر كه در آن مادر فدا می‌شود تا شیخ صدوبیستم به‌بار بنشیند.

در «شیخ صدوبیستم»، پرونده‌ی رمان «عقرب باد»، مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده را می‌خوانیم كه در آن بیش از همه به ژانرنویسی توجه كرده است. بازتابی از نقد و نظرهای جدی بر روی این رمان را در یادداشت‌های لاله زارع، آرام روانشاد و حسن اجرایی می‌خوانیم و گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی این رمان در فرهنگسرای ارسباران تكمیل‌كننده‌ی این پرونده است. شما را به خواندن آن دعوت می‌كنیم.

 
 
 
 
 
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما