رستگاری در بند سه

پرونده‌ی رمان هر صبح می‌میریم (سید احمد بطحایی)

یادداشت دبیر - لیلا عطارچی

هر صبح می‌میریم اولین رمان سیداحمد بطحایی است، رمانی که سال ۱۳۹۴ به همت نشر افق منتشر شد و قبل از انتشار در سال ۹۲ عنوان نامزد نهایی جایزه‌ی ادبی بوشهر را از آن خود کرد.

سیداحمد بطحایی متولد ۱۳۶۶ و طلبه‌ی سطح چهار (خارج فقه و اصول حوزه‌ی علمیه‌ی قم) با چهارده سال سابقه‌ی تحصیل و دانشجوی دکتری رشته‌ی حکمت هنر دینی است. این نویسنده سال ۸۶ در رشته‌ی داستان‌نویسی پیشرفته از مدرسه‌ی اسلامی هنر فارغ‌التحصیل شده و از آن زمان تا کنون مدرس نویسندگی خلاق و داستان‌نویسی است. داوری جشنواره‌های زیادی از قبیل جشنواره‌ی شعر و داستان شاهوار و کنگره‌ی ملی داستان‌نویسی روحانیت نیز در فهرست فعالیت‌های بطحایی است. برگزیده‌ی جشنواره‌ی اشراق در سال ۹۳ برای داستان کوتاه ح جیمی حاصل تلاش او در زمینه‌ی داستان کوتاه است. مقالات سینمایی‌اش در چندین مجله به‌چاپ رسیده و در کنفرانس‌های بین‌المللی نظیر کنفرانس منابع در مالزی و ورک‌شاپ بین‌المللی سینما و دین در ایتالیا پذیرفته شده است. یک داستان کوتاه هم در مجموعه‌داستان مشترک مینوی نگاه (دارالحدیث، 1393) از او منتشر شده است. همه‌ی این‌ها تنها بخشی از رزومه‌ی خالق توانمند رمان هر صبح می‌میریم است.

در رمان هر صبح می‌میریم، احمد، عکاس محکوم به مرگ در بند سه‌ی زندان، همسرش، مریم، را کشته و منتظر است تقاص گناهش را پس بدهد. شرح‌حال او، با همه‌ی کشمکش‌های درونی و بیرونی‌اش، را از زبان خودش می‌شنویم، با تمام آشفتگی‌های روانی و خاطرات مغشوش و رفت‌وبرگشت‌های متوالی و ملامت‌های بی‌پایان، در سه بخش مجزا: روزگار دوزخ، روزگار برزخ و روزگار دنیا. داستان احمد را نمی‌توان تنها داستان تاوان و مجازات قاتلی دانست که همسر آبستنش را بی دلیلی روشن یا با دلیلی محکم از پای درآورده؛ این داستان حتی ماجرای ملامت بچه‌ای که مسبب مرگ مادر و خواهر متولدنشده‌اش شده هم نیست. داستان احمد و چندین پیامبر همبندش، نوح و یونس و دانیال و داوود، و داستان موازی ابراهیم و اسماعیل را باید مثل شبکه‌ای درهم‌تنیده دید: متنی با پایه‌هایی استوار در زیر و مزین به زبانی آراسته در رو.

در «رستگاری در بند سه»، پرونده‌ی رمان هر صبح می‌میریم، مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده را می‌خوانیم با عنوان «این مکتوبه یک رمان است و نه بیش». مصطفی علیزاده در «روزگار دوزخی احمد» به نقد روان‌شناسانه‌ی رمان پرداخته و در مطلب فاطمه جوادی تحلیل کهن‌الگویی رمان ارائه شده است. در یادداشت الدوز طوفانی، در کنار نگاه روان‌شناسانه به رمان، ساختار آن نیز بررسی شده است. در «جریان‌های موازی»، محمدحسین اربابی به کلیت رمان پرداخته است. از تمام دوستانی که در تکمیل این پرونده یاری‌مان کردند تشکر می‌کنیم و شما را به خواندن این پرونده دعوت می‌کنیم.

 
 
 
 
 
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما