چشم حسود

پرونده‌ی رمان «پایان رابطه» (گراهام گرین)

یادداشت دبیر ـ هنگامه مظلومی

در مورد گراهام گرین همیشه حرف و سخن بسیار بوده. فارغ از این‌که ارزش ادبی آثارش مجادلاتی به‌پا می‌کرده و می‌کند، همیشه این پرسش وجود داشته است که زندگی شخصی وی ــ با مواردی چون اشتغال به جاسوسی و سفرهای متعدد به نقاط دورافتاده‌ی دنیا در کارنامه‌اش ــ تا چه اندازه با مضامین حساسیت‌برانگیز کارهایش مرتبط است. خود وی در مصاحبه‌ها و در مقدمه‌ای که بر کتاب «مقلدها» نوشته منکر هر گونه همانندی میان شخصیت‌ها و اعمالشان با شخص گراهام گرین شده است. او می‌نویسد: «به تجربه دریافته‌ام که بسیاری از خوانندگان تصور می‌کنند که راوی داستان همیشه خود نویسنده است. بر این اساس، خیلی‌ها در زندگی‌ام مرا قاتل یک دوست، عاشق حسود همسر یک کارمند عالی‌رتبه یا قماربازی شیفته‌ی رولت تصور می‌کنند ...» اما در میان این مضامین یک مضمون مسلط وجود دارد که در زندگی و اعتقادات شخصی گرین تنیده است و آن کاتولی‌سیسم است.

رمان «پایان رابطه» یکی از چند رمانی است که اساساً بر محور کاتولی‌سیسم شکل گرفته است. تا این اندازه که حتی بخش پایانی کتاب به خطاب‌های مستقیم قهرمان داستان ــ البته اگر موریس و نه سارا را قهرمان داستان بدانیم ــ به خدا اختصاص می‌یابد. اما کاری که گرین با خدا می‌کند چندان هم به مذاق کاتولیک‌ها خوش نمی‌آید. رابطه‌ی دراماتیکی که گرین با خدا برقرار می‌سازد امر مقدس را خاکی می‌کند و آن را هم‌ردیف مفاهیمی چون انتقام، استبداد، عشق زمینی، میل و گناه قرار می‌دهد، چنان‌که در این رمان خدا یک رقیب عشقی حسود است که موریس را به‌خاک‌وخون می‌کشد و در پایان، قهرمان بیچاره را وامی‌دارد تا بگوید: «هر چه خواستی کردی، هر چه خواستی از من گرفتی، خسته‌تر و پیرتر از آنم که دوست‌داشتن را بیاموزم، کاش می‌شد بگویم تنهایم بگذار!» و این‌جاست که گویی خدا از یک رقیب عشقی به معشوق تبدیل می‌شود، معشوق بی‌رحم و همه‌چیزخواهی که نه از آن گریز است و نه گزیر. «پایان رابطه» آغاز رابطه‌‌ای دیگر است که به همان میزانِ عشق زمینی ویران‌کننده و آزاردهنده است.

در این پرونده، فرزانه سکوتی در یادداشتی به زندگی و آثار گراهام گرین پرداخته است. بخشی از کتاب دیوید لاج با عنوان «گراهام گرین» را که توسط شرکت سهامی کتاب‌های جیبی و با همکاری انتشارات فرانکلین در سال 1353 منتشر شده بود برای بازنشر انتخاب کرده‌ایم. مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با عباس پژمان در مورد دنیای گرین نیز که در سال 1383 در روزنامه‌ی «همشهری» منتشر شده بود با مقدمه‌ی جدیدی از مصاحبه‌کننده آورده شده است. نیلوفرالسادات هاشمی و نیلوفر اسعدی بیگی هر کدام یادداشت‌هایی انگلیسی بر رمان را به فارسی برگردانده‌اند. مریم کریمی مصاحبه‌ای از گرین را ترجمه کرده است و سحر سخایی نیز در یادداشتی عطف به رمان «پایان رابطه» به توصیف دنیای داستانی گرین پرداخته است. امیدواریم بخوانید و دوست داشته باشید.

 
 
 
 
 
 

مستطیل عشقی

graham_greene

دغدغه‌هایی از نوع میان‌سالی که گرین درگیر آن‌ها بود...

تد جوا [1]/ ترجمه‌ی نیلوفرالسادات هاشمی

 
 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما