جنوبِ خاطره‌های زرد

پرونده‌ی رمان کوچه‌ی ابرهای گمشده (کورش اسدی)
دبیر پرونده – نیلوفر انسان
«کوچه‌ی ابرهای گمشده» قصه‌ی کارونی است جا گرفته در کاریز. کارون، مردی از اهالی جنوب، که حالا کتاب‌فروش است، با شروع جنگ از شهر خود مهاجرت کرده به پایتخت و حالا در خانه‌ای که مردی متمول و معتبر به نام ممشاد در اختیار او قرار داده روزگار می‌گذراند. «کوچه‌ی ابرهای گمشده» روایت یک روزِ کارون است از صبح تا شب در جست‌وجوی کتابی که نیست، وجود خارجی ندارد، برای شیده، زنی که در ملاقاتش با کارون از گذشته‌ای می‌گوید که به نظر می‌رسد در اکنونِ کارون بی‌تأثیر نبوده است.
«کوچه‌ی ابرهای گمشده» پس از سه مجموعه‌داستان «پوکه‌باز»، «کوچه ملی» و «گنبد کبود»، اولین رمان کورش اسدی است که از انتشار اولین کتابش نشان داده نویسنده‌ای غیرقابل‌انکار، مهم و جدی است.
آغازی کُند، میانه‌ای ملتهب و پایانی پرتنش، گره‌خورده با زبانِ خاصِ نویسنده، پر از استعاره و گاه شاعرانه، در کنار دیگر ویژگی‌هایی که یادداشت‌های این پرونده به بخشی از آن‌ها می‌پردازند، «کوچه‌ی ابرهای گمشده» را تبدیل می‌کند به یکی از مهم‌ترین و بهترین رمان‌های سال 95 و چه بسا دهه‌ای که حالا نیمی از آن را گذرانده‌ایم.
در این پرونده، که آخرین پرونده‌ی سایت 51 در سال 95 است، گفت‌وگو با کورش اسدی را به همراه یادداشت‌هایی از سیاوش گلشیری، مونا رستا و محمدرضا ریاحی می‌خوانید. سال نو پیشاپیش مبارک. بفرمایید.

بین‌المللِ سبزه‌میدان

پرونده‌ی رمان «اقیانوس نهایی: آناتومی پرندگان» (دانیال حقیقی)
یادداشت دبیر ـ لیلا عطارچی
«آناتومی پرندگان» عنوان دومین کتاب از سه‌گانه‌ی «اقیانوس نهایی» است که به قلم دانیال حقیقی نوشته شده و انتشارات نگاه آن را چاپ و منتشر کرده است. حتماً در ردیف پرونده‌های سایت «آخرین غروبهای تهران» را دیده‌اید. پرونده‌ای که به گذرگاه پرندگان، اولین کتاب از سه‌گانه‌ی «اقیانوس نهایی»، اختصاص دارد. حالا و بعد از حدود یک سال از انتشار «آناتومی پرندگان» بر آن شدیم تا برای این رمان نیز پرونده‌ای تدارک ببینیم.
با دانیال حقیقی، نویسنده‌ی این سه‌گانه، در «آخرین غروب‌های تهران» آشنا شدیم و بخشی از فعالیت‌های او را در همین سایت در قالب پرونده‌های متنوع رمان خارجی به عنوان دبیر و نویسنده‌ی یادداشت و مقاله دیده‌اید. دانیال حقیقی با نوشتن «اقیانوس نهایی» موضع‌گیری‌های نسبتاً جدی را در مقابل خود شکل داده است، اتفاقی که شخصیتش نیز در به‌وجودآمدن آن بی‌تأثیر نبوده است. به واسطه‌ی همین موضع‌گیری‌هاست که می‌توان او را نویسنده‌ی جدی دانست و به دنبال ایجاد فضایی نو در رمان فارسی.
در «بین‌الملل سبزه‌میدان»، پرونده‌ی رمان «آناتومی پرندگان»، مصاحبه‌ی مصطفی انصافی با دانیال حقیقی را می‌خوانیم. در این مصاحبه، دانیال حقیقی خود را نویسنده‌ای فعال و کنشگر می‌خواند که مستقل و تنهاست. او کنش تاکتیکی کوتاه‌مدت پسرانه را به استراتژی بلندمدت پدرانه ترجیح می‌دهد و اصل را جزئیات رمانش می‌داند. در همین مصاحبه، او داستان سه‌گانه‌ی «اقیانوس نهایی» را داستان تباهی می‌خواند، داستان بازگشتن به نقطه‌ی صفر. اعضای حلقه‌ی ادبی «در غیاب نویسنده» یکی از نشست‌های خود را به نقد و بررسی این رمان در کتابسرای چیستای کرج اختصاص دادند. با سپاس از صحرا رشیدی که زحمت تهیه‌ی این گزارش را کشیده است، مشروح گفت‌وگوهای آن نشست را در این پرونده می‌خوانیم. رؤیا دستغیب در نقد خود نقاط برجسته‌ی رمان را تحلیل می‌کند و حسن اجرایی در یادداشتش نگاهی مضمونی به آن می‌اندازد و ساختار رمان و سبک نوشتنش را بررسی می‌کند. در نقد حامد نعمتی بر روی این رمان تحلیلی سبکی از آن به‌دست می‌آید، تلفیق دو سبک سوررئالیستی و پست‌مدرنیستی.
شما را به خواندن این پرونده دعوت می‌کنیم و از تمام دوستانی که همراهی‌مان کردند سپاس‌گزاریم.

بیا در لانگ آیلند بمیریم

پرونده‌ی رمان «گتسبی بزرگ» نوشته‌ی اسکات فیتزجرالد
دبیر پرونده ـ هنگامه مظلومی
بر سر این امر اتفاق نظر وجود دارد که رمان «گتسبی بزرگ»، شاهکار فیتزجرالد، از آن دست آثار ماندگاری است که باید خواند. تی. اس. الیوت حتی گفته است که کار فیتزجرالد در داستان‌نویسی آمریکاییِ پس از هنری جیمز گامی به پیش است. رمان سراسر مزین به توصیفات زیبایی از دنیای فریبنده و باشکوهی است که آمریکاییان دهه‌ی 1920 را سرمست خود کرده بود ــ آمریکای دهه‌ی 1920: دوره‌ای که جنگ اول جهانی با پیروزی پایان یافته است و اقتصاد مملکت آن‌قدر شکوفاست که انگار از آسمان پول می‌بارد. جاز موسیقیِ پس‌زمینه‌ی چنین زندگی شادمانی است و امید به آینده مانند خورشید انکارناپذیر است. این دنیای گتسبی است و خانه‌ی این مرد نماد همه‌ی این چیزهاست، مثل جعبه‌ی بزرگی از جواهر.
زندگی آمریکایی در گتسبی متجلی شده است: مردی با عشق و امیدهای سوزاننده در دل (رؤیای آمریکایی)، شاد و در عین حال غمگین در گداز آرزویی، ساده‌دل و بی‌ریشه (درست مثل فرهنگ آمریکا در آن روزگار) و هم‌چنین آمیخته به فساد. این مرد روح زمانه‌ی خودش است، شادی است، امید است. و نمی‌شود انکار کرد که فیتزجرالد او را تحسین می‌کند، همان‌طور که راوی چنین می‌کند. اما سرزمین خاکسترنشینان را هم نباید از یاد برد. در کنار آن همه نور و مهمانی و نوشیدنی‌های جادویی، مردمی نیز هستند که در خاک و خاکستر در حال پوسیدن‌اند. یکی از همین مردم است که گتسبی را می‌کشد؛ و این شاید نشانه‌ای باشد از این‌که فیتزجرالد در کتابش دست به نوعی پیشگویی زده است: انگار که بگوید این خوشی به‌پایان خواهد رسید، و دلیل این پایان زودهنگام می‌تواند فقر و اختلاف طبقاتی باشد. در عالم واقع هم با فرارسیدن سال 1929 و ورشکستگی وال استریت شیرینی و روشنایی ناگهان به تلخی و سیاهی مطلق گرایید. گویی پیشگویی فیتزجرالد بی‌راه نبود.
و آن دو چشم آبی، آن دو چشم آبی نظاره‌گر که بر تابلویی در زمین‌های خاکستر خاک می‌خورد، به زعم من چشم‌های گتسبی و البته چشم‌های خود فیتزجرالد است که غمگنانه این پایان و زوال را به‌تماشا نشسته است. حتی می‌خواهم بگویم نویسنده با آن دو چشم، در صورتی که دیده نمی‌شود، در جهان داستانش حضور مادی پیدا می‌کند. شاید. اما چیزی که با اطمینان بیش‌تر می‌توان بیان کرد این است که شخصیت و سرنوشت گتسبی به خود فیتزجرالد و آنچه از سر گذراند بسیار نزدیک است. فیتزجرالد مانند گتسبی در ثروت نامنتظره‌ای غلت زد. در مهمانی‌های بزرگ خوش گذراند. عاشق زنی شد و ماند و با این همه انگار تنها بود، مثل گتسبی: مرد بزرگ، مرد عاشق، مرد تنها.
در این پرونده زندگی‌نامه‌ی نویسنده را به قلم سحر سخایی می‌خوانید. مریم کریمی در یادداشتی به رؤیای آمریکایی از مجرای رمان نگریسته است. بخشی از پرونده را به بازنشر نامه‌ای که کریم امامی، مترجم «گتسبی بزرگ»، در مورد فیتزجرالد و کتاب به دوستش نوشته است، اختصاص داده‌ایم. ترجمه‌ای داریم از مصاحبه‌ی یک روزنامه‌نگار با فیتزجرالد در یک بعدازظهر دلگیر. و گفت‌وگوی مصطفی انصافی با رضا رضایی، که ترجمه‌اش از «گتسبی بزرگ» به‌تازگی به همت نشر ماهی منتشر شده، پایان‌بخش این پرونده است. امیدواریم بخوانید و دوست داشته باشید.

علائم یک سندروم

پرونده‌ی رمان «من آلیس نیستم ولی اینجا خیلی عجیبه» نوشته‌ی فرید حسینیان تهرانی
یادداشت دبیر – حسین فعله‌گری
در رمان «من آلیس نیستم ولی اینجا خیلی عجیبه» با شخصیتی مواجهیم که به سندرمی نادر مبتلاست و همین امر باعث می شود جهان را به گونه‌ای متفاوت با دیگران ببیند. این مسئله باعث شده که در فرم اثر با یک به‌هم‌ریختگی ظاهری مواجه باشیم که این به‌هم‌ریختگی از فرد شروع می‌شود و به خانواده و بعد اجتماع سرایت می‌کند و ابعاد وسیع‌تری پیدا می‌کند.
فرید حسینیان تهرانی با شالوده‌شکنی متون قبلی و دست‌کاری کردن اجزای مختلف، روایتی جدید می‌سازد و در فصل‌هایی مثل فصل «سوپ رزماری و دمی لاله»، با آوردن چند اسم واقعی و ساختن محیطی که برای مخاطب آشناست، طوری داستان خودساخته‌اش را روایت می‌کند که هرکسی را درباره‌ی صحت وقوع این حوادث ممکن است به اشتباه بیندازد. در فصل‌های دیگر هم ارجاع به آدم‌ها، کتاب‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، تاریخ و… را می‌توان دید، ارجاع به المان‌هایی از خاطرات جمعی که حسینیان با تغییر ماهوی آن‌ها روایتی جدید از آن‌ها ارائه می‌کند.
فرید حسینیان تهرانی نویسنده‌ای جوان اما پرکار است. مجموعه‌شعر سپید «دارم خیال می‌کنم!» (نشر سرواد، 1378)، مجموعه‌شعر سپید «ساده‌ترین حرف‌هایت را بزن!» (نشر آهنگ قلم، 1390)، مجموعه‌داستان «از اول دو سانتی کج بود» (انتشارات نیستان، 1390)، رمان «زنِ درون آل پاچینو» (انتشارات کتاب نیستان، 1392)، ترجمه‌ی اشعار جیمز جویس با عنوان «موسیقی مجلسی» (انتشارات هرمس، 1394) و مجموعه‌داستان «مینی مال من» (انتشارات او، 1395) از آثار او هستند. «من آلیس نیستم ولی اینجا خیلی عجیبه» رمانی است که در سال 1394 به همت نشر هیلا منتشر شده است.
در این پرونده یادداشت‌هایی از فاطمه زنده‌بودی، آرش محمودی و سروش چیت‌ساز، هرکدام از زاویه‌ای، رمان فرید حسینیان تهرانی را کاویده‌اند. گزارش جلسه‌ی رونمایی کتاب، که 20 آذر 95 و با حضور حسن محمودی و مهدی یزدانی خرم در شهر کتاب پاسداران برگزار شده است، بخش دیگری از این پرونده است که زحمت آماده‌کردنش با صحرا رشیدی بوده است. در پایان گفت‌وگوی هادی تقی‌زاده با نویسنده را می‌خوانید. پرونده‌ای جذاب و خواندنی برای رمانی عجیب و غریب… بفرمایید.

کت سبز، چشم‌های سرخ

پرونده‌ی رمان سایه‌های مدام (نیلوفر انسان)
یادداشت دبیر – لیلا عطارچی
شیدا، راوی رمان «سایه‌های مدام»، دختری سی‌ودوساله و مترجم است که همسرش او را شریک بازی چک‌هایش کرده، بدون این‌که او بداند یا بخواهد. او مانده و خروارخروار بدهی و کرورکرور طلبکار؛ ‌نه رسم بازی را می‌داند و نه گریزی دارد از چاهی که در آن افتاده و نه می‌تواند باور کند کسی که این‌چنین دوستش می‌داشته رهایش کرده و باید خودش خودش را از این گودال برهاند. این دومین حفره‌ی زندگی‌اش است. اولین حفره ارمغان مهم‌ترین مرد کودکی‌اش است: پدری‌ که خاطراتش پراکنده در ذهن او زنده می‌شود، به قدری زنده که پدر را «تو» خطاب می‌کند و گذشته را همچون امروز زندگی می‌کند. تصمیمش برای چگونگی عبور از همه‌ی این مصائبش نقطه‌ی پایان را بر «سایه‌های مدام» می‌گذارد.
«سایه‌های مدام» اولین رمان نیلوفر انسان است، نویسنده‌ای که نام او را در جوایز متعدد ادبی داستان‌کوتاه بارها و بارها شنیده‌ایم. نیلوفر انسان علاوه بر مترجمی زبان انگلیسی، مدرک کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی را در کارنامه‌ی خود دارد. هم داستان‌ها و هم مقالات تألیفی و ترجمه‌ای او را می‌توان در مطبوعات جست و بی‌راه نیست اگر نیلوفر انسان را روزنامه‌نگار،‌ مترجم و نویسنده‌ای توانمند بنامیم.
در «کت سبز چشم‌های سرخ»، پرونده‌ی رمان «سایه‌های مدام»، نقدی تحلیلی از سبک و شگردهای این رمان را به قلم حامد نعمتی می‌خوانیم. یادداشت‌های لاله فقیهی، آرش محمودی و نگار محقق دریچه‌ای به جهان این رمان می‌گشایند و مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده ما را بیش‌تر با او و نگاهش آشنا می‌کند. ضمن تشکر از همه‌ی عزیزانی که ما در گردآوری و تهیه‌ی مطالب همراهی کرده‌اند، شما را به خواندن این پرونده دعوت می‌کنیم.

مرحمت فرموده ما را مِس کنید

پرونده‌ی رمان «طلابازی» (امیرحسین شربیانی)
دبیر پرونده: نیلوفر اِنسان
«طلابازی» داستان پیمانی است که میان شخصیت اصلی داستان، که اتفاقاً نام او هم پیمان است، و پدربزرگش، باباجیلی، بسته شده است. پیمان می‌خواهد گذشته‌ی باشکوه خانوادگی‌شان را باز هم زنده کند، گذشته‌ای که برای او یادآور اصالت است. این اصالت در پیوند با اصل یا بدل بودنِ جواهراتی که در طلافروشی خانوادگی پیمان وجود دارد و یا در دست دیگران می‌بیند این مفهوم را به مرکزی‌ترین تِم داستان بدل می‌کند. داستان از یک روز کاملاً اتفاقی آغاز می‌شود، روزی در یکی از بحرانی‌ترین روزگار خانواده‌ی زرافشان. در یک بازه‌ی زمانی هفده‌روزه پیش می‌رود و در این هفده روز خواننده شاهد تلاش پیمان برای حفظ پیکر نیمه‌جانِ اصالت خانوادگی زرافشان است. این موضوعِ اصلی رمان است، اما شخصیت اصلی آن در این هفده روز کشمکش‌ها و بحران‌های روحی و بیرونی دیگری را هم پشت سر می‌گذارد. درگیری اصلی او با پدری قمارباز است که بعد از ویران‌کردن گذشته‌ی باشکوه، دنبال خوشبختی در قمار است.
امیرحسین شربیانی، نویسنده‌ی این رمان، مدیر سایت ادبیِ دوشنبه است که یکی از سایت‌های قدیمی در حوزه‌ی ادبیات است. او پیش‌تر به انتشار رمان «کوچه‌ی پشتی» نیز اقدام کرده بود که موفق به دریافت مجوز چاپ از وزارت ارشاد نشد؛ به این ترتیب، «طلابازی» نخستین رمان منتشرشده‌ی او محسوب می‌شود. هم‌چنین، در کارنامه‌ی ادبی این نویسنده، ده سال داستان‌نویسی جدی و حضور مستمر در فضای مجازی ادبی نیز به‌چشم می‌خورد.
در پرونده‌ای که پیش رو دارید، لیلی مجیدی در نوشته‌ی خود به بررسی و تحلیل شخصیت‌های داستان پرداخته است. نیلوفر انسان از منظر ساختارگرایی نگاهی بر «طلابازی» انداخته. حنانه سلطانی از بازتاب مطبوعاتیِ رمان «طلابازی» در مطبوعات و رسانه‌های اینترنتی گزارش داده است. مصاحبه‌ی فرهاد خاکیان دهکردی با امیرحسین شربیانی نیز بخش پایانی این پرونده است. شما را به خواندن این پرونده دعوت می‌کنیم.

چشم حسود

پرونده‌ی رمان «پایان رابطه» (گراهام گرین)
یادداشت دبیر ـ هنگامه مظلومی
در مورد گراهام گرین همیشه حرف و سخن بسیار بوده. فارغ از این‌که ارزش ادبی آثارش مجادلاتی به‌پا می‌کرده و می‌کند، همیشه این پرسش وجود داشته است که زندگی شخصی وی ــ با مواردی چون اشتغال به جاسوسی و سفرهای متعدد به نقاط دورافتاده‌ی دنیا در کارنامه‌اش ــ تا چه اندازه با مضامین حساسیت‌برانگیز کارهایش مرتبط است. خود وی در مصاحبه‌ها و در مقدمه‌ای که بر کتاب «مقلدها» نوشته منکر هر گونه همانندی میان شخصیت‌ها و اعمالشان با شخص گراهام گرین شده است. او می‌نویسد: «به تجربه دریافته‌ام که بسیاری از خوانندگان تصور می‌کنند که راوی داستان همیشه خود نویسنده است. بر این اساس، خیلی‌ها در زندگی‌ام مرا قاتل یک دوست، عاشق حسود همسر یک کارمند عالی‌رتبه یا قماربازی شیفته‌ی رولت تصور می‌کنند …» اما در میان این مضامین یک مضمون مسلط وجود دارد که در زندگی و اعتقادات شخصی گرین تنیده است و آن کاتولی‌سیسم است.
رمان «پایان رابطه» یکی از چند رمانی است که اساساً بر محور کاتولی‌سیسم شکل گرفته است. تا این اندازه که حتی بخش پایانی کتاب به خطاب‌های مستقیم قهرمان داستان ــ البته اگر موریس و نه سارا را قهرمان داستان بدانیم ــ به خدا اختصاص می‌یابد. اما کاری که گرین با خدا می‌کند چندان هم به مذاق کاتولیک‌ها خوش نمی‌آید. رابطه‌ی دراماتیکی که گرین با خدا برقرار می‌سازد امر مقدس را خاکی می‌کند و آن را هم‌ردیف مفاهیمی چون انتقام، استبداد، عشق زمینی، میل و گناه قرار می‌دهد، چنان‌که در این رمان خدا یک رقیب عشقی حسود است که موریس را به‌خاک‌وخون می‌کشد و در پایان، قهرمان بیچاره را وامی‌دارد تا بگوید: «هر چه خواستی کردی، هر چه خواستی از من گرفتی، خسته‌تر و پیرتر از آنم که دوست‌داشتن را بیاموزم، کاش می‌شد بگویم تنهایم بگذار!» و این‌جاست که گویی خدا از یک رقیب عشقی به معشوق تبدیل می‌شود، معشوق بی‌رحم و همه‌چیزخواهی که نه از آن گریز است و نه گزیر. «پایان رابطه» آغاز رابطه‌‌ای دیگر است که به همان میزانِ عشق زمینی ویران‌کننده و آزاردهنده است.
در این پرونده، فرزانه سکوتی در یادداشتی به زندگی و آثار گراهام گرین پرداخته است. بخشی از کتاب دیوید لاج با عنوان «گراهام گرین» را که توسط شرکت سهامی کتاب‌های جیبی و با همکاری انتشارات فرانکلین در سال 1353 منتشر شده بود برای بازنشر انتخاب کرده‌ایم. مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با عباس پژمان در مورد دنیای گرین نیز که در سال 1383 در روزنامه‌ی «همشهری» منتشر شده بود با مقدمه‌ی جدیدی از مصاحبه‌کننده آورده شده است. نیلوفرالسادات هاشمی و نیلوفر اسعدی بیگی هر کدام یادداشت‌هایی انگلیسی بر رمان را به فارسی برگردانده‌اند. مریم کریمی مصاحبه‌ای از گرین را ترجمه کرده است و سحر سخایی نیز در یادداشتی عطف به رمان «پایان رابطه» به توصیف دنیای داستانی گرین پرداخته است. امیدواریم بخوانید و دوست داشته باشید.

شیخ صد و بیستم

پرونده‌ی رمان عقرب باد (نازنین جودت)
یادداشت دبیر پرونده، لیلا عطارچی
رمان «عقرب باد» دومین كتاب از سه‌گانه‌ای است كه نازنین جودت، نویسنده‌ی آن، هم‌زمان با چاپ «شوومان» نویدش را داد. انتشارات بركه‌ی خورشید آن را در اسفند 94 منتشر كرد و به دست مخاطبان و مشتاقانی كه انتظارش را می‌كشیدند رساند. «عمارت برفی» عنوان پرونده‌ی رمان «شوومان» در همین سایت و از همین نویسنده است كه قطعاً مطالعه‌ی آن برای آشنایی بیش‌تر با نویسنده و نقدها و نظرها در مورد «شوومان» در حکم پیش‌زمینهای برای مطالعه‌ی «عقرب باد» مفید خواهد بود، هرچند تلاش شده «عقرب باد» خودبسنده باشد، با اضافه‌كردن توضیحی برای همه‌ی ارجاعات به گذشته.
نازنین جودت، در این فاصله‌ی زمانی، از «عمارت برفی» تا «شیخ صدوبیستم»، با جدیت به فعالیت‌های ادبی حرفه‌ای خود ادامه داده و رزومه‌ای تدارك دیده است بی‌نیاز از تعریف‌وتمجیدهای غریب. از او تا كنون رمان‌های «پروانه‌ها در برف می‌رقصند»، «شوومان» و «عقرب باد» و مجموعه‌داستان‌های «در چشم سگ» و «در بیداری كابوس می‌بینم» چاپ شده است. توانایی این نویسنده در نوشتن داستان‌های كوتاه، علاوه بر جوایز متعدد قبلی و داوری در جشنواره‌های داستان كوتاه، جوایز نخستین و دومین دوره‌ی داستان كوتاه شهر را برایش به‌ارمغان آورده است.
«شوومان» با فرار حوریا و پسرش از شوومان و شوومانی‌ها تمام می‌شود. سیزده سال می‌گذرد، زمان بلوغ شیخ صدوبیستم، ارشك، پسر حوریا، بسیار نزدیك شده كه «عقرب باد» آغاز می‌شود. مادر و پسر در دل كویر در جایی به نام «جن‌زار»، با فاصله از دنیای واقعی و انسانی، در كنار حیوانات و موجوداتی كه از اسطوره‌های قدیمی ایرانی بازآفرینی شده‌اند زندگی می‌كنند. حوریای «شوومان»، كه دختر یك پریسان است و مجرد و تنها پا به داستان گذاشته، در «عقرب باد» به‌تمامی مادری می‌شود كه تنها دغدغه‌اش پسرش است: او تا انتهای وجودش برای بالندگی فرزند پیش می‌رود.
تفاوت دیگر این دو اثر تغییر ژانر آن است. خواننده در «عقرب باد» با ناشناخته‌ای برای وحشت‌كردن مواجه نمی‌شود و تجربه‌ی ترس در «شوومان» می‌ماند و تكرار نمی‌شود. این بار نویسنده، برای جذابیت، برگ دیگری را رو می‌كند و او را به فضای غریبی كه برایش تدارك دیده می‌كشاند. خواننده همراه داستان آرام‌آرام جلو می‌رود و در انتهای رمان، در طبقه‌ی هفتم زیر زمین، هنگام جدال اهریمن‌ها با ارشك و حوریا، به‌خود می‌آید، زمانی كه تنها یك قدم تا انتهای رمان باقی است. نبرد نهایی روی زمین درمی‌گیرد ــ صحنه‌ای نفس‌گیر كه در آن مادر فدا می‌شود تا شیخ صدوبیستم به‌بار بنشیند.
در «شیخ صدوبیستم»، پرونده‌ی رمان «عقرب باد»، مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده را می‌خوانیم كه در آن بیش از همه به ژانرنویسی توجه كرده است. بازتابی از نقد و نظرهای جدی بر روی این رمان را در یادداشت‌های لاله زارع، آرام روانشاد و حسن اجرایی می‌خوانیم و گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی این رمان در فرهنگسرای ارسباران تكمیل‌كننده‌ی این پرونده است. شما را به خواندن آن دعوت می‌كنیم.

مأمن عریانی‌ها

پرونده‌ی رمان مجمع‌الجزایر اوریون (رؤیا دستغیب)
یادداشت دبیر – علیرضا رحیمی موحد
«مجمع‌الجزایر اوریوني نوشته‌ی رؤیا دستغیب در سال 94 توسط نشر افق منتشر شده است. مجمع‌الجزایر اوریون عنوان مکان برساخته‌ای است که مخاطب همراه با شخصیت رمان در هر فصل در دریای مواج تصاویر رؤیاگون و خیالی به سمت آن پیشروی می‌کند. در واقع خیال و واقعیت آستانه‌ای می‌شود تا مخاطب را به تعلیقی دعوت کند که همانا آگاهی از مکانیت آنجاست. در ادامه مخاطب به تدریج با ماهیت مجمع‌الجزایر اوریون آشنا می‌شود. ماهیتی که اوریون را با فراقانون‌ها و فرازبان معرفی می‌کند تا خواننده امکان تجربه‌ی دنیایی فراتر از واقعیت را داشته باشد. دنیائی که در آن تخطی و افراط نتیجه‌ی خود قانون است و نه چیزی بیرون از آن. بنابراین مجمع‌الجزایر اوریون به قول راوی‌اش آنجاست که نشانه‌ها و علامات بی‌معنی‌اند. درون متن، قوانین و بازی‌ها مدام جای یکدیگر می‌نشینند، همین‌طور شخصیت‌ها و مکان‌ها و حتی اشیا این جانشینی را تا حدی تجربه می‌کنند که خواننده‌ی متن هم بتواند خودش را آزادانه در وضعیت‌های جدید بگذارد و در نتیجه آزادی بی‌قید و شرطی را درون این موقعیت خیال‌انگیز تجربه نماید.
در این پرونده عبدالعلی دستغیب، سید وحید و جمالی و علیرضا رحیمی موحد هر کدام از زاویه‌ای به متن نگریسته و آن را کاویده‌اند. گفت‌وگو با رؤیا دست‌غیب هم بخش دیگری از این پرونده است که آن را می‌خوانید.

اسمیت اسمیت در جدال با سایه‌های روبوتی

پرونده‌ی رمان در رؤیای بابل (ریچارد براتیگان)
یادداشت دبیر – هنگامه مظلومی
توماس. ام. دیش در مقاله‌ی «احمق و احمق‌تر» با نگاهی منفی به رمان «در رؤیای بابل» می‌گوید داستان براتیگان به هیچ تفسیری تن درنمی‌دهد. شما هم وقتی این رمان را، رمانی که می‌شود در یک نفس خواند، به‌پایان می‌برید، می‌بینید که سخن دیش چندان بی‌راه نیست.
می‌خوانید و در داستانی گیج‌کننده پرسه می‌زنید که به پرسش‌های منطقی شما وقعی نمی‌گذارد. «در رؤیای بابل» به دلیل همین معناگریزی و دلایلی دیگر رمانی به‌واقع پست‌مدرن است. پرسه‌زدن‌های قهرمان داستان به دنبال گلوله‌ای برای اسلحه‌ی خالی‌اش که سر را به دَوَران می‌اندازد، روحی از هیچ‌انگاری دارد، هیچ‌انگاری‌ای که در انتهای داستان خود را با قوت بیش‌تری به‌نمایش می‌گذارد، یعنی وقتی که رمان کارآگاهی براتیگان از پاسخ‌دادن به سؤالات و ابهامات داستان سر بازمی‌زند. گویا همان‌طور که قرار نیست جهان معنایی نهایی داشته باشد، یک رمان کارآگاهی نیز نیازی به گره‌گشایی‌های معنادار و نهایی ندارد. داستان، در حالی که خود و ساختار کلاسیک داستان‌های کارآگاهی را ریشخند می‌کند، پایان می‌یابد.
علاوه بر معناگریزی و هیچ‌انگاری، «در رؤیای بابل» واقعیت و خیال را در هم می‌آمیزد. بابل حتی واقعی‌تر از واقعیت است. نمی‌شود به بابل فکر کرد و به یاد نظریات فردریک جیمسون، نماینده‌ی جامعه‌شناسی پست‌مدرن، نیفتاد. «در رؤیای بابل» تجسم این اعتقاد جیمسون است که عصر ما عصر تصاویر و خیال‌هاست ــ تصاویری که می‌شوند خودِ خود واقعیت، مثل بابل. «رؤیای بابل» در شکل رؤیایی قهرمانی و هالیوودی واقعیت اصلی زندگی روزمره‌ی کارآگاه تیره‌روز داستان را شکل می‌دهد. تلخی رؤیای آمریکایی که در بابل خود را محقق می‌کند، در مقایسه با زندگی سگی کارآگاهِ بی‌پول، بی‌شأن و حیثیت اجتماعی، خود را به‌رخ می‌کشد و به اثر رنگی انتقادی می‌دهد ــ اثری انتقادی که از آن‌جایی که پست‌مدرن است، خودش نیز انتقاد خود را جدی نمی‌گیرد.
در این پرونده، اشکان نیری، لاله زارع و وحید جمالی یادداشت‌هایی بر رمان نوشته‌اند. مریم کریمی مطلبی ترجمه کرده است که به تأثیرات «در رؤیای بابل» بر رمان هاردبویلد می‌پردازد. نیلوفر اسعدی بیگی هم ریویویی کوتاه و خواندنی را به فارسی برگردانده است. پرونده‌ی «در رؤیای بابل» تقدیم به شما.

خنیاگر

پرونده‌ای برای باب دیلن و جایزه‌ی نوبل ادبیات 2016
یادداشت دبیر – حنانه سلطانی
22 مهر 1395 سارا دانیوس، دبیر دائمی آکادمی سوئدی نوبل، باب دیلن، خواننده، آهنگ‌ساز و ترانه‌سرای معروف آمریکایی، را برای «خلق تعابیر جدید شاعرانه در سنت شعر آمریکایی» برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات 2016 معرفی کرد. او با تأکید بر این‌که دیلن شایستگی چنین جایزه‌ای را دارد، ترانه‌های دیلن را با کارهای «هومر» و «سافو» مقایسه کرد و گفت: «شاید انتخاب دیلن به نظر غافلگیرکننده باشد، اما اگر به عقب برگردید، به 5000 سال پیش، به هومر و سافو می‌رسید. آن‌ها متونی شاعرانه می‌گفتند تا روی صحنه اجرا شود و همین در مورد باب دیلن هم صدق می‌کند. ما هنوز هم آثار هومر و سافو را می‌خوانیم و لذت می‌بریم.» باب دیلن هفتادوپنج‌ساله است و بیش از نیم قرن در عرصه‌ی موسیقی و ادبیات حضور مداوم و درخشان داشته است.
این پرونده به باب دیلن و جایزه‌ی نوبل ادبیات می‌پردازد. نیلوفر انسان زحمتِ گردآوری و ترجمه‌ی مطلبی را کشیده است که به روند انتخاب نامزدها و برنده‌ی نوبل ادبیات می‌پردازد. مصطفی انصافی در یادداشتی انتقادی به فضای ادبی و واکنش‌های تند و عصبی‌اش به نوبل بردنِ باب دیلن واکنش نشان داده و دانیال حقیقی به تکنیک در آثار دیلن پرداخته است. بازنشر دو گفت‌وگو با باب دیلن، معرفی مستند «چکامه‌ی ای. جی. وابرمن» که درباره‌ی وابرمنِ دیلن‌شناس است و معرفی کتاب‌هایی درباره‌ی زندگی و آثار باب دیلن به زبان فارسی دیگر بخش های این پرونده هستند.

استخوان‌هایی در گنجه‌های خانوادگی

پرونده‌ی رمان آداب دنیا (یعقوب یادعلی)
دبیر مهمان: حنانه سلطانی
آخرین بار کی آقای نوید سعادتی را دیدید؟ این سؤالِ مشترکِ ستوان رامین از همه‌ی آدم‌های دنیاست: مجتمعی عجیب به اسم «دنیا» با شش ساختمان، هر کدام به یک شکل و قواره. یکی وسط و پنج تای دیگر دورتادورش. وسط محوطه چمن‌کاری و معبرهای سنگفرش‌شده با ماسه و شن که دورتادورش را خوشگل، جدول سیمانی و گل‌و‌گیاه کاشته‌اند. ضمیر می‌گوید نوید پُت شده. می‌گوید همان پس‌شبی که دکتر رفت، او هم رفت. پُت شد رفت. یکی می‌گوید نوید بی‌خبر رفته چادگان چیزی بخرد. دکتر می‌گوید آمد و رفت این آدم سقابقا ندارد، بی‌خود خودمان را علاف می‌کنیم. اردوان هم نظرش این است که نوید خیلی نرمال نبود. اصلاً با کسی حرف نمی‌زد که بخواهد دشمن بشود. این‌که نوید با کی و کِی دشمن شده و حالا کجا رفته، این‌که آذر در گوشه‌ای از دنیا، وسط آن محدوده‌ی دایره‌ای‌شکل با برزنت زرد و تابلوی ورود ممنوع چه‌کار می‌کند و چه چیزی پنهان کرده همه سؤالاتی است که با خواندن رمان پاسخشان را خواهید فهمید.
یعقوب یادعلی نویسنده‌ای تجربه‌گراست. در این سال‌ها مدام راهش را عوض کرده، از مسیر قبلی گذشته و در مسیر اجرای روایت به تجربه‌ی تازه‌ای دست زده. او با دو مجموعه‌داستان اولش، «حالت‌ها در حیاط» (نشر آسا، 1377) و «احتمال پرسه و شوخی» (نشر نیم‌نگاه، 1380)، به نحوی خود را نویسنده‌ای آوانگارد معرفی می‌کند، نویسنده‌ای که در تلاش است فرم و فضای مرسوم داستان‌نویسی را بشکند. در «آداب بی‌قراری» (انتشارات نیلوفر، 1383) تا اندازه‌ای این نگاه تعدیل و کم‌رنگ‌تر می‌شود و حالا در «آداب دنیا» (چشمه، 1395) با نویسنده‌ای مواجهیم که این بار تصمیم گرفته، بر خلاف گذشته، قصه‌ای معمایی ـ پلیسی را در قالب فرم و زبانی به‌غایت ساده بیان کند. این‌که در این راه موفق بوده یا نه پاسخی است که این پرونده به دنبال آن است.
این پرونده، علی‌رغم تلاش ما، بی‌گفت‌وگو با نویسنده‌ی رمان بسته شد. وقتی تصمیم گرفتیم در سایت 51 به آداب دنیا بپردازیم، مانند تمامی پرونده‌های سایت برای گفت‌وگو با نویسنده اقدام کردیم. یادعلی در مکاتبات ایمیلی برای گفت‌وگو با سایت 51 ابراز تمایل کرد و این ابراز تمایل ما را برای انتشار پرونده‌ی «آداب دنیا» مصمم‌تر کرد. از تعدادی از منتقدان و نویسندگان ادبی خواهش کردیم نقدی بر «آداب دنیا» بنویسند. وقتی نقدها آماده شد، با نویسنده تماس گرفتیم و با توجه به نبودن ایشان در ایران، قرار شد مصاحبه را مکتوب انجام دهیم. اما هنگامی که سؤالات مصاحبه را برای نویسنده ارسال کردیم، ایشان از انجام مصاحبه انصراف دادند و وقتی علت را جویا شدیم، پاسخی از ایشان دریافت نکردیم. بدقولی و بی‌مهری نویسنده اما ما را از ادامه‌ی کار بازنداشت. برای این‌که این پرونده همانند تمامی پرونده‌های سایت 51 بدون گفت‌وگو با نویسنده منتشر نشود، تصمیم گرفتیم یکی از گفت‌وگوهای قدیمی نویسنده را بازنشر کنیم: گفت‌وگوی مهدی یزدانی خرم با یعقوب یادعلی که در بهمن 1386 در روزنامه‌ی کارگزاران منتشر شده بود. خواندن این گفت‌وگو از این جهت خالی از لطف نیست که می‌توان به مقایسه‌ی نظرات یک دهه پیش و نظرات امروز یعقوب یادعلی در عرصه‌ی نویسندگی پرداخت. نویسنده‌ای که ده سال پیش خود را نویسنده‌ای تجربه‌گرا می‌دانست و معتقد بود «با پیش‌گرفتن یک روند تکنیکی ساده، نویسنده دچار جمود فکری می‌شود»، حالا به سادگی در فرم و روایت می‌اندیشد و در گفت‌وگو با علیرضا غلامی (تجربه، ش 44، 1395) آگاهانه درباره‌ی این تغییر عقیده صحبت می‌کند.
در این پرونده، معین فرخی، سعید بردستانی، مهدی انصاری، احمد حسن‌زاده و حنانه سلطانی هر کدام از زاویه‌ای به «آداب دنیا» پرداخته‌اند. بازنشر یادداشتی از حسن محمودی درباره‌ی روند قصه‌نویسی یادعلی در دو مجموعه‌ی نخستش و دیدگاه اهالی فرهنگ درباره‌ی حوادث عجیب‌وغریبی که پس از انتشار «آداب بی‌قراری» برای نویسنده پیش آمد روند فعالیت حرفه‌ای یادعلی و حواشی‌اش را مرور می‌کنند. شما را به خواندن این پرونده دعوت می‌کنیم.

نهنگِ یونس

پرونده‌ی رمان برکت (ابراهیم اکبری دیزگاه)
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
«اگر یونس ستایشگر نبود، تا روز قیامت در شکم ماهی گرفتار می‌شد». این عبارت، که ترجمه‌ی آیاتی از سوره‌ی صافات است و در ابتدای رمان آورده شده، تعبیر دقیقی است از آنچه در رمان برکت اتفاق می‌افتد. حاج یونس برکت، طلبه و مبلّغ دین، برای رهایی از دنیای آشفته‌ی اطرافش در تهران به میانرود می‌رود تا مردم آن روستا را راهنما شود. کشمکش‌های بیرونی و درونی او با خودش و اهالی روستا با او و رفتار سرشار از صبر و تلاشش در مقابل همه‌ی این مصائب موجب رستگاری او و امتش می‌شود.
اکبری دیزگاه در خلق این روایت راوی اول‌شخص را انتخاب می‌کند و شیوه‌ی خاطره‌نگاری، زبان ساده، نشانه‌های فراوان، بازآفرینی داستان یونس و دیگر پیامبران، خطوط داستانی متعدد و موضوع جسورانه‌ی کنکاش در امور اعتقادی از مشخصه‌های بارز برکت هستند. به همه‌ی این‌ها می‌توان ویژگی دیگری را اضافه کرد که مهم‌ترین دلیل ماست برای دعوت شما به خواندن این اثر: ظهور شخصیتی نو در رمان فارسی: چهره‌ی تقدس‌زدایی‌شده‌ی یک طلبه‌ی دینی.
رمان برکت، که به همت نشر کتابستان معرفت منتشر شده، چهارمین رمان ابراهیم اکبری دیزگاه است که به دلیل مشکلاتی که برای نشر دیگر آثارش پیش آمده در جایگاه اولین رمان چاپ‌شده‌ی این نویسنده قرار گرفته است. رمان‌های «من به هر سیبی گاز می‌زنم»، «آیت‌تمام» و «شاه‌کُشی» رمان‌های قبلی این نویسنده و «بیروط» و «دجال جمکران» رمان‌های بعدی او هستند که در صف چاپ قرار دارند. اکبری دیزگاه، کارشناس ارشد ادیان شرقی، نویسنده، شاعر و پژوهشگر، دبیری جلسات نقد رمان و داستان در دفتر تبلیغات اسلامی، دبیری انجمن داستان طلاب و دبیری جشنواره‌ی داستان اشراق را نیز در رزومه‌ی خود دارد. چندین کتاب شعر و مجموعه‌ی داستان کوتاه دستانش خونی چشم‌هایش گریان از دیگر آثار چاپ‌شده‌ی اوست. همه‌ی این‌ها بخشی از رزومه‌ی طولانی ابراهیم اکبری دیزگاه است که برای انعکاس آن مجالی بیش‌تر نیاز است.
«نویسنده‌ی ایرانی باید تکلیفِ خود را با ایرانیِ مسلمانِ متجدد روشن کند» عنوان مصاحبه‌ی کامل و جامع محمدحسن شهسواری با نویسنده است. در این پرونده، نقد روان‌کاوانه‌ی برکت را به قلم حامد نعمتی و نقد اسطوره‌ای آن را به قلم زهره عارفی می‌خوانید. محمدرضا شرفی خبوشان از بازآفرینی یک اسطوره در برکت نوشته و علی‌اصغر عزتی پاک از برکت با عنوان «شگفتی در جهان رمان ایرانی» نامیده و «میانرود» دیزگاه را به «بَیَل» ساعدی تشبیه کرده است. محمدحسین اربابی یادداشتی نوشته با محوریت روایت و شخصیت‌پردازی در برکت. امیر خداوردی نیز با قلم طناز خود پنج دلیل برای تشویق به نخواندن برکت برشمرده است! از همراهی همه‌ی این دوستان در این پرونده سپاسگزاریم و شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.

صداهای جهان بی‌صدا

پرونده‌ی رمان ماهو (منیرالدین بیروتی)
یادداشت دبیر- علیرضا رحیمی موحد
رمان ماهو با آزادی هیراد، استاد دانشگاه، از زندان و گم‌شدن ماهو، معشوقه‌اش، آغاز می‌شود. از همان فصل‌های آغازینِ جست‌وجوگری شخصیت اصلی برای پیداکردن ماهو، کندوکاو درونی وی نیز مسیری مشخص در داستان طی می‌کند. این رمان متنی دیالوگ‌محور است با تنوع صداهای مختلف که هر یک نماینده‌ی تفکر و نگاهی منحصر به خودشان به جهان بوده تا از پس نگاهشان نوری بر آن افکنده باشند در جهت معرفت از پیرامونشان. صداهای فلسفی، عرفانی و عمل‌گرایانه تا مادی‌گرایی گفتمان‌های حاضر در متن هستند تا مخاطب بتواند خوانش یک رمان با چند صدای متفاوت را تجربه کند. از ویژگی‌های برجسته‌ی این رمان پرداخت جزئی‌نگرانه به فضاهای دانشجویی و تنش‌های حاصل از تضارب آرای این اجتماع کنشمند، درگیری‌های عاطفی و مادی زیر نگاه تند بی‌اعتمادی در خانواده و اجتماع است.
ماهو، پس از چهار درد (1384) و سلام مترسک (1388)، سومین رمان منیرالدین بیروتی است که پاییز 1394 به همت انتشارات نیلوفر منتشر شد.
در این پرونده، دکتر شهاب حسینی از منظر فرمالیستی و وحید جمالی از منظر چندصدایی باختین متن را مورد خوانش قرار داده‌اند تا جنبه‌های دیگری از متن به روی خوانندگان گشوده شود. نقدی با محوریت چندصدایی و گفت‌وگو با منیرالدین بیروتی دیگر بخش‌های پرونده‌اند. شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.

هزارتوی خاطره

پرونده‌ی کتاب کپسول زمان (پل آستر)
یادداشت دبیر – هنگامه مظلومی
کپسول زمان را که خواندم، از اعتمادبه‌نفس و تهور نویسنده‌اش متحیر شدم: این‌که یک بخش از کتاب را به بازگویی موبه‌موی دو فیلم اختصاص دهی و بخش دیگر را به نقل عین‌به‌عین متن نامه‌هایی که آستر و همسر اولش، لیدیا دیویس، با هم رد و بدل می‌کرده‌اند جسارت می‌خواهد؛ چراکه چه بسا، با این شیوه، کتاب، در چشم مخاطب، متنی از هم‌گسیخته جلوه کند. اما آستر کار خود را کرده است. او، در جایگاه نویسنده‌ای جهانی که تازه پا به کهن‌سالی گذاشته است، آن‌قدر اعتبار دارد که مرزها را درنوردد و خودِ خودش باشد.
آستر، همان‌گونه که در نوشته‌هایش آزاده است، آزادانه و بلندپروازانه نیز زندگی کرده است: به سینما سرک کشیده و فیلم‌نامه‌ی فیلم‌های دود و صورت آبی و لولو روی پل را نوشته که این آخری را خود کارگردانی نیز کرده است. شعر گفته است و مقالات و ترجمه‌های بسیاری دارد. کتاب کپسول زمان هم تن‌سپردن جسورانه و آزادانه‌ی نویسنده است به هزارتوی خاطره؛ خودزندگی‌نامه‌ای است که ذهن خواننده‌اش را به سوی مفاهیم کودکی، درد بزرگ‌شدن و عشق پرواز می‌دهد.
در این پرونده، نیلوفر انسان مطلبی را ترجمه کرده است که به خودزندگی‌نامه‌های آستر اختصاص دارد. مطلبی که وحید جمالی ترجمه کرده است به نقش شهر و مدرنیته در آثار آستر می‌پردازد. در مورد کپسول زمان، فرزانه سکوتی یادداشتی نسبتاً منفی و انتقادی از آریفا اکبر را به فارسی برگردانده است. ستاره پارسا یادداشتی بر کتاب نوشته که هم ریویوی کتاب است و هم مقایسه‌ای میان کپسول زمان و دیگر آثار آستر. مهدیس غنی‌زاده در یادداشتی به برخی عناصر تکرارشونده در آثار آستر پرداخته است. مصاحبه‌ی دانشگاه ئیل با آستر، که در سال 2015 صورت گرفته است، به علاوه‌ی مصاحبه با مترجم آثار آستر، خجسته کیهان، هم پایان‌بخش پرونده‌ای است که برای آخرین اثر ترجمه‌شده‌ی آستر به فارسی تهیه کرده‌ایم.

دلال‌ها

پرونده‌ی رمان روز کاغذی فردوسی (علیرضا رحیمی موحد)
یادداشت دبیر – لیلا عطارچی
روز كاغذی فردوسی رمانی است در چهار فصل و با راوی‌های متفاوت. فصل اول راوی دوم‌شخص جمع است و خطاب به كارمندان سازمانی نوشته شده؛ اطلاعات و موقعیت داستانی مثل بخشنامه برای «شما» صادر می‌شود. فصل دوم رمان اول‌شخص و سوم‌شخص محدود به ذهن مصطفاست: یكی از شخصیت‌های اصلی رمان و از مدیران سازمان، افسون پول و قدرت و مقهور پدیده‌ای به نام دلالی. فصل سوم اول‌شخص است و از زبان سمانه، درگیر گذشته و در تب‌وتاب تغییر. در انتهای رمان، بعد از گشت‌وگذار روی داستان آدم‌ها دوباره «شما»یی مخاطب قرار می‌گیرد همچون ابزاری برای به‌خود‌آمدن «ما»یی.
انتخاب راوی خاص، تغییر جسورانه‌ی راوی‌ها و موقعیت زمانی هوشمندانه‌ای كه رمان در آن اتفاق می‌افتد این اثر را تشخص بخشیده. قطعاً ویژگی‌های شاخص این رمان، به جز ساختار برجسته‌ی آن، مدیون بینش خاص نویسنده است به «ما» و جامعه‌ی ساخت «ما» و مایی كه جامعه از «ما» ساخته.
علیرضا رحیمی موحد، دانش‌آموخته‌ی فلسفه، با سابقه‌ی ارزشمندی در ادبیات و تلاش حرفه‌ای در حوزه‌ی نقد، در حالی شاهد چاپ اولین رمانش در نشر نگاه است كه مجموعه داستان چند صدا را در سال 1390 در انتشارات هزاره‌ی ققنوس به‌چاپ رسانده و دو اثر داستانی دیگر در دست انتشار دارد. ورود جدی علیرضا رحیمی به حوزه‌ی رمان نوید و انتظار خواندن داستان‌هایی منحصربه‌فرد را در مخاطبان این هنر زنده می‌كند.
در پرونده‌ی رمان روز كاغذی فردوسی مصاحبه‌ی جذاب محمدحسن شهسواری و علیرضا رحیمی موحد را می‌خوانیم. دو نقد از كیمیا گودرزی و حامد نعمتی موشكافانه رمان را بررسی می‌كنند. در گزارش جلسه‌ی نقد روز كاغذی فردوسی در فرهنگسرای ارسباران نظرات رامبد خانلری، وحید جمالی و مصطفی علیزاده را در كنار هم می‌بینیم. ضمن سپاس از همه‌ی دوستانی که به ما در این پرونده یاری رساندند، شما را به خواندن این پرونده دعوت می‌كنیم.

زندگی در چند پاراگراف

پرونده‌ی رمان پیاده‌روی در ته دنیا (مهدی جعفری)
یادداشت دبیر – علیرضا رحیمی موحد
رمان پیاده‌روی در ته دنیا روایت راوی‌ای است که زندگی را در انتهایی‌ترین نقطه‌اش در حال تجربه‌کردن است. در رمان سفری رخ می‌دهد. این سفر در کشمکش میان او و بیرون و گاهی هم با درونش شکل می‌گیرد. در این سفر، که زندگی گذشته‌اش را هم در آن می‌گنجاند، لحظات تأثیرگذاری وجود دارد که حاصل تناقض‌های زندگی راوی است، تناقضاتی که از عشق او تا واردشدن به حیطه‌های خلافکاری و دزدی و قتل است. در این رمان، که فیش‌برداری‌های پشت هم از یک زندگی پرفراز و نشیب است، این قطعات روایی کوتاه توانسته‌اند به یک کلیت منسجم برسند. پیاده‌روی در ته دنیا مخاطب را با واقعیت سرسخت و انعطاف‌ناپذیر زندگی مواجه می‌کند که بدون هیچ طنزی در زبان و موقعیت‌ها زندگی را نه یک چالش بلکه بحرانی نشان می‌دهد که انحطاط پیش روی این بحران را هم به‌تصویر می‌کشد.
مهدی جعفری متولد 1353 است. مجموعه‌داستان تیره‌تر از رنگ شفاف مارمولک‌ها (رخشید، 1385) و سوار بر اسب مرده (افق، 1393) آثار قبلی او هستند. این پرونده به پیاده‌روی در ته دنیا، آخرین اثر مهدی جعفری، می‌پردازد که در سال 95 به همت نشر نیماژ منتشر شده است. یادداشت‌هایی از هادی تقی‌زاده، مجتبی فیلی و علیرضا رحیمی موحد، هر کدام از زاویه‌ای متفاوت به جهان این رمان می‌نگرند. بریده‌ای از رمان و گفت‌گوی دکتر فرشید سادات‌شریفی با مهدی جعفری هم از دیگر بخش‌های این پرونده هستند.

موتیف‌های ژاپنی

پرونده‌ی رمان ظرافت جوجه‌تیغی (موریل باربری)
یادداشت دبیر – دانیال حقیقی
به نظر می‌رسد امروز امر ترجمه در محدوده‌ی زبان فارسی به معضلی جدی تبدیل شده و درنتیجه به یک فضای انتقادی جدی نیاز دارد.
بسیار عجیب است که برخی کتاب‌ها تا این اندازه در ایران با اقبال رو‌به‌رو می‌شوند. چرا که به هیچ وجه نویسندگانشان را نمی‌توان مردم‌پسند نامید، اما مترجمانشان را چرا! درواقع ما امروز با یک پدیده‌ی جدید روبه‌رو هستیم و آن هم ظهور مترجم‌هایی است که از کتاب‌هایی که پتانسیل آن را داشته باشند، آثاری ساده، مردم‌پسند و پرفروش می‌سازند. ظرافت جوجه‌تیغی پر از مفاهیمی است که اگر درست و دقیق به فارسی برگردانده می‌شد به‌هیچ‌وجه چنین راحت‌الحلقومی پدید نمی‌آمد، بلکه مخاطب عام را بیشتر با بی‌سوادی خودش رو‌به‌رو می‌کرد. مثلاً در کتاب، شخصیت دختر نوجوان به فرهنگ ژاپنی علاقه دارد و از این چشم‌انداز فرهنگی، با عنوان «موتیف‌های ژاپنی‌ام» یاد می‌کند. مترجم عزیز ما هم آن را «جنبه‌های ژاپنی‌ام» ترجمه کرده که به‌هیچ‌وجه معنای مورد نظر را نمی‌رساند و اتفاقاً به شخصیت‌سازی نویسنده هم ضربه‌ای کاری وارد کرده. واژه‌ی موتیف در جا‌ی‌جای برگردان انگلیسی کتاب آمده و شبکه‌ای معنایی را ساخته که ظرافت‌های آن به‌خوبی به انگلیسی برگردانده شده. نمونه‌های این تغییر و حک و اصلاح به جای ترجمه در برگردان فارسی زیاد به چشم می‌خورد.
از این‌ها که بگذریم، خود کتاب به هرحال، در ایران با استقبال زیادی رو‌به‌رو شده است، هرچند موریل باربری بین فارسی‌زبانان چندان به لحاظ سبک و سیاق و چشم‌انداز فکری و فرهنگی شناخته شده نیست. این پرونده کوششی است در جهت شناساندن جهانِ موریل باربری؛ و ستاره پارسا، سحرسخایی و فرزانه سکوتی زحمت نگارش و ترجمه‌ی مطالب آن را کشیده‌اند.

خون

پرونده‌ی رمان سرخ سفید نوشته‌ی مهدی یزدانی خرم
دبیر مهمان: حنانه سلطانی
کیوکوشین‌کای سی‌و‌سه‌ساله برای گرفتن کمربند مشکی باید با پانزده حریف مبارزه کند. در هر مبارزه، خونی بر زمینه‌ی سفیدِ لباسش نقش می‌بندد. لباس پر می‌شود از قطره‌های خون و همین سرخ‌ها بر زمینه‌ی سفیدند که سرخِ سفید را می‌سازند. انگار خونی از دی‌ماه ۵۸ و آدم‌هایش بر لباس سفید کیوکوشین‌کای سی‌وسه‌ساله می‌پاشد. روح گلوله‌ا‌ی سربی از کنارش رد می‌شود و توی دیوار سیمانی باشگاه می‌نشیند. گلوله‌ای که در جمعه‌ای در اوایل دی ۱۳۵۸ از کلت یک افراطی ضدانقلاب شلیک می‌شود به سمت یک پاسدار تازه‌داماد. گلوله‌ای که از بد حادثه از شیشه‌ی مشجری می‌گذرد و پیراهن کتان مریم بابایی را پاره می‌کند و قلب را می‌شکافد. لباس کیوکوشین‌کای سی‌وسه‌ساله گله‌به‌گله خونی می‌شود. راوی رمان در جایی می‌گوید خون وراثتیِ این چنینی خاصیتی عجیب دارد… تأثیرش را در جاها و لحظه‌هایی می‌گذارد که صاحب خون تصورش را هم نمی‌کند.
گفت‌وگو با مهدی یزدانی خرم به همراه پنج یادداشت در تحلیل رمان، حاصل این پرونده است. نیلوفر انسان و مسعود کبگانیان، از منظر رویکرد شالوده‌شکنانه‌ی تاریخی «هایدن وایت» به بررسی رمان پرداخته‌اند. داوود آتش‌بیک برای فهم سرخ سفید نگاهی به نقاشی‌های پیتر بروگل را لازم می‌داند. مهدی فیاضی‌کیا از فقدان امید، تعدد شخصیت‌ها و خرده‌پیرنگ در رمان نوشته است و میلاد حسینی صحبت از آن جوشی به میان آورده که می‌ترکد و چرکی که زمان را به سال ۵۸ می‌برد. گفت‌وگویی مفصل با نویسنده پایان‌بخش پرونده است. گفت‌وگویی که در آن یزدانی خرم از قدرتِ مطلقِ نویسنده در کارگردانی صحنه‌ها و روایتها می‌گوید و معتقد است: «یکی از دلایلی که برخی از داستان‌نویسان ما نمی‌توانند رمان بلند بنویسند، این است که قدرت را فراموش کرده‌اند، قدرت نویسنده را موقع نوشتن.» این شما و این پرونده‌ی رمان سرخ سفید.

رستگاری در بند سه

پرونده‌ی رمان هر صبح می‌میریم (سید احمد بطحایی)
یادداشت دبیر – لیلا عطارچی
هر صبح می‌میریم اولین رمان سیداحمد بطحایی است، رمانی که سال ۱۳۹۴ به همت نشر افق منتشر شد و قبل از انتشار در سال ۹۲ عنوان نامزد نهایی جایزه‌ی ادبی بوشهر را از آن خود کرد.
سیداحمد بطحایی متولد ۱۳۶۶ و طلبه‌ی سطح چهار (خارج فقه و اصول حوزه‌ی علمیه‌ی قم) با چهارده سال سابقه‌ی تحصیل و دانشجوی دکتری رشته‌ی حکمت هنر دینی است. این نویسنده سال ۸۶ در رشته‌ی داستان‌نویسی پیشرفته از مدرسه‌ی اسلامی هنر فارغ‌التحصیل شده و از آن زمان تا کنون مدرس نویسندگی خلاق و داستان‌نویسی است. داوری جشنواره‌های زیادی از قبیل جشنواره‌ی شعر و داستان شاهوار و کنگره‌ی ملی داستان‌نویسی روحانیت نیز در فهرست فعالیت‌های بطحایی است. برگزیده‌ی جشنواره‌ی اشراق در سال ۹۳ برای داستان کوتاه ح جیمی حاصل تلاش او در زمینه‌ی داستان کوتاه است. مقالات سینمایی‌اش در چندین مجله به‌چاپ رسیده و در کنفرانس‌های بین‌المللی نظیر کنفرانس منابع در مالزی و ورک‌شاپ بین‌المللی سینما و دین در ایتالیا پذیرفته شده است. یک داستان کوتاه هم در مجموعه‌داستان مشترک مینوی نگاه (دارالحدیث، 1393) از او منتشر شده است. همه‌ی این‌ها تنها بخشی از رزومه‌ی خالق توانمند رمان هر صبح می‌میریم است.
در رمان هر صبح می‌میریم، احمد، عکاس محکوم به مرگ در بند سه‌ی زندان، همسرش، مریم، را کشته و منتظر است تقاص گناهش را پس بدهد. شرح‌حال او، با همه‌ی کشمکش‌های درونی و بیرونی‌اش، را از زبان خودش می‌شنویم، با تمام آشفتگی‌های روانی و خاطرات مغشوش و رفت‌وبرگشت‌های متوالی و ملامت‌های بی‌پایان، در سه بخش مجزا: روزگار دوزخ، روزگار برزخ و روزگار دنیا. داستان احمد را نمی‌توان تنها داستان تاوان و مجازات قاتلی دانست که همسر آبستنش را بی دلیلی روشن یا با دلیلی محکم از پای درآورده؛ این داستان حتی ماجرای ملامت بچه‌ای که مسبب مرگ مادر و خواهر متولدنشده‌اش شده هم نیست. داستان احمد و چندین پیامبر همبندش، نوح و یونس و دانیال و داوود، و داستان موازی ابراهیم و اسماعیل را باید مثل شبکه‌ای درهم‌تنیده دید: متنی با پایه‌هایی استوار در زیر و مزین به زبانی آراسته در رو.
در «رستگاری در بند سه»، پرونده‌ی رمان هر صبح می‌میریم، مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده را می‌خوانیم با عنوان «این مکتوبه یک رمان است و نه بیش». مصطفی علیزاده در «روزگار دوزخی احمد» به نقد روان‌شناسانه‌ی رمان پرداخته و در مطلب فاطمه جوادی تحلیل کهن‌الگویی رمان ارائه شده است. در یادداشت الدوز طوفانی، در کنار نگاه روان‌شناسانه به رمان، ساختار آن نیز بررسی شده است. در «جریان‌های موازی»، محمدحسین اربابی به کلیت رمان پرداخته است. از تمام دوستانی که در تکمیل این پرونده یاری‌مان کردند تشکر می‌کنیم و شما را به خواندن این پرونده دعوت می‌کنیم.

ملالی نیست جز دوری‌ات

پرونده‌ی رمان نامه‌ی نانوشته (ابراهیم دمشناس)
یادداشت دبیر – علیرضا رحیمی موحد
رمان نامه‌ی نانوشته در سال 1394 به همت نشر بوتیمار منتشر گردید. روایتی درباره‌ی جنگ در مناطق جنوبی کشور است. راوی طی نامه‌ای برای فرزندش، اسحاق، روایتی را پیش روی مخاطبش قرار می‌دهد که طی آن تجربه‌اش از روزهای اول نوشتن و اتفاقاتی را که نوشتن در مسیر زندگی‌اش قرار می‌دهد روایت می‌کند. در واقع، رمان یک خودنوشت مطول است با رویکردی نامه‌نگارانه. راوی می‌خواهد تجربه‌اش از نوشتن را به پسرش منتقل کند و در این راستا هویت قومی و زبانی و فرهنگی‌اش را هم در قالب آن به پسرش، که خواننده نیز در آن مشارکت دارد، معرفی می‌کند. از جذابیت‌های رمان زبان پیشنهادی آن است که تلفیقی است از کلمات بومی و نحو نامنظمی که با انواع صنایع ادبی آراسته شده و هم‌چنین آشنایی‌زدایی‌ها از گزاره‌های مرسوم و توصیفات بر ادبیت آن افزوده است.
در این پرونده نقد/گفت‌وگوی احمدابوالفتحی را با نویسنده و یادداشت‌هایی از علیرضا رحیمی موحد و کیمیا گودرزی را در نقد و معرفی این اثر می‌خوانید. یکی از مؤلفه‌هایی که در تمام نقدها و گفت‌وگوها بدان اشاره شده است، زبان ویژه‌ی رمان است. برای آشنایی بیشتر با زبان ویژه‌ی اثر بخش‌هایی از آن را هم می‌خوانید.
ابراهیم دمشناس در سال ۱۳۵۱ در رامشیر (استان خوزستان) متولد شده است. دانش‌آموخته‌ی زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی ارشد و مدرس ادبیات است. تا ۱۳۸۳ ساکن ماهشهر بوده و سپس به کرج مهاجرت کرده است. نهست (نشر نیم‌نگاه، ۱۳۸۲)، دل و دلبری (بازنویسی خسرونامه‌ی عطار، نشر ویدا، ۱۳۹۲) و اندوهان اژدر (نشر روزنه، ۱۳۹۴) از آثار منتشرشده‌ی او هستند. بد نیست یادآوریِ این‌که نهست در چهارمین دوره‌ی جایزه‌ی گلشیری (به طور مشترک با چهار درد) به عنوان بهترین مجموعه‌داستان اول سال معرفی شده است.

خواهران افسونگر

پرونده‌ای برای ادبیات و مد
یادداشت دبیر – دانیال حقیقی
مد و ادبیات رابطه ای تنگاتنگ دارند، منتها از آنجا که جامعه‌ی ایرانی ادبیات را یک امر عالی و گاه متعالی می‌داند، همیشه فریب عده‌ای را می‌خورد که در لباس روزنامه نویس، منتقد، کتاب فروش و ناشر خیلی ساده متاعشان را به او قالب می‌کنند و خلاص! اما اگر بپذیریم که کتاب داستان هم مانند سایر تولیدات در چرخه ی صنعت نشر برای سودآوری منتشر می‌شود، رابطه‌ی آن با مد هم بدیهی می‌شود.
این پرونده نگاهی دارد به مد در ادبیات و در رابطه با ادبیات. یک دیالوگ شاهکار از جاکومو لئوپاردی داریم به همراه یک مقاله درباره‌ی این مکالمه میان مد و مرگ با برگردان آروین آبدرم که به جنبه‌ی مد در ادبیات می‌پردازد و یک مقاله هم با برگردان نیلوفر انسان که به رابطه‌ی مد و ادبیات می‌پردازد.
همین‌طور نگاهی کرده‌ایم به مد زنانه‌شده و تک‌بعدی ادبیات این روزها در بازار کتاب ایران که اگر کسی چیزی درباره‌اش نگوید، به یک بحران تبدیل می‌شود.

جیمِ جابر

پرونده‌ی رمان آمین می‌آورم (امیر خداوردی)
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
آمین می‌آورم روایت مرد جوانی است با ذهنی پریشان كه پراكنده‌گویی بی‌وقفه‌اش، سطربه‌سطر، با طنازی در زبان و ظرافت در بیان روایت‌ها و خرده‌روایت‌های تودرتو، مثل رودی آرام پیش می‌رود. داستان بر تار و پود اندیشه چنان خوب بافته می‌شود كه می‌تواند مخاطب‌های متنوع و متفاوتی را در هر سطحی جذب لایه‌های خود كند، بی‌آن‌كه هیچ كدام دست خالی راهی شوند. بعضی جذب شكل روایت می‌شوند و ساختار درهم‌تنیده‌اش را می‌ستایند، بعضی زبانش را متمایز می‌دانند و زیبایی واژه‌هایش را فراموش نمی‌كنند، بعضی انگیزه‌های روان‌شناسی‌اش را می‌كاوند و برای عده‌ای شخصیت مسئله می‌شود و از این رو همراهی‌اش می‌كنند.
راویِ پرحرف از قبیله‌ی شابلقا آمین می‌آورد و دست به دعا برمی‌دارد تا بمیرد و خودش و ته‌مانده‌ی ایمانش را حفظ كند از عشقی كه قرار بوده آینه‌ی وحدتش شود، اما حاصلی جز رزیتایی‌كردنش نداشته. كاری جز این نمی‌تواند بكند: نه در كودكی تاریكش، كه با تحسین برادری كه معتاد می‌شود سپری شده، چیزی برای چنگ‌زدن می‌یابد، نه از آموخته‌هایش در كالج معقول‌ومنقول دستاویزی برایش مانده، نه در زندگی شترگاوپلنگش با رزیتا و دخترش. او نمی‌تواند ایمان بیاورد؛ به آمینی بسنده می‌كند.
امیر خداوردی، كه سطح چهارِ حوزه‌ی علمیه‌ی قم در رشته‌ی اصول فقه را تمام كرده، اولین رمان خود، آمین می‌آورم، را در سال 94 با همکاری نشر هیلا چاپ كرده است. ویژگی‌های شایسته‌ی این رمان و دست‌یابی نویسنده‌ی آن به مقام سوم رمان برتر جشنواره‌ی سراسری داستان اشراق خداوردی را به نویسنده‌ای شناخته‌شده، چه در جمع طلاب داستان‌نویس و چه در جمع نویسندگان تازه‌نفس، تبدیل كرده و در جایگاه والایی نشانده که به‌حق شایسته‌ی اوست.
در جیم جابر، مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده را می‌خوانید كه كمك شایانی می‌كند به تقابل درست با رمان و آشنایی بیش‌تر با نگاه نویسنده. چهار مطلب دیگر نقد و نظرهای مریم مهتدی، حسن اجرایی، مریم فریدی و غلامحسین صدیقی ــ منتقد و مخاطب حرفه‌ای اثر ــ نوشته شده است. ضمن تشكر از همراهی عزیزان در این پرونده، شما را به خواندن آن دعوت می‌كنیم.

نقشه‌ی شهر روی میز جنگ

پرونده‌ی رمان یزله در غبار (علی صالحی)
یادداشت دبیر- علیرضا رحیمی موحد
رمان یزله در غبار در سال 1393 به همت نشر ثالث منتشر گردید. در این رمان، تعدد راویانی را می‌توان شاهد بود که هر یک روایت قطعه‌ای از جنگ را بر عهده دارند و پیش‌برنده‌ی آن‌اند. از ویژگی‌های بارز رمان فضاهای خاص آن است که مخاطبش را در وضعیتی بینابین میان خیال و واقعیت قرار می‌دهد و هر چه به پایان نزدیک می‌شود، بر شدت این فضاسازی افزوده می‌شود. از طرفی روایات پراکنده‌ی آغازین رمان در فصول پایان به یک جمع‌بندی نزدیک می‌شوند. با توجه به این‌که پایان‌بندی داستان نتیجه‌گیری نداشته و همواره این قطعات روایی از سرگذشت راویان و تبعات جنگ را می‌توان به آن افزود، از این منظر اثری گشوده و گسترش‌پذیر است. از وحید جمالی و کیمیا گودرزی، که در شکل‌گیری پرونده یاری‌رسان بوده‌اند و همچنین از صحرا رشیدی که زحمت پیاده‌سازی صوتِ جلسه‌ی نقد یزله در غبار را کشیده است، قدردانی می‌کنم.
علی صالحی، نویسنده‌ی رمان یزله در غبار، متولد 1347 در شهرستان بوشهر و فارغ‌التحصیل رشته‌ی دندان‌پزشکی در سال 1376 از دانشگاه تهران است. کارنامه‌ی ادبی او به این شرح است: رمان کولی عاشق (1380)، لکه‌های گل (1385)، مسئله زن‌ها بودند (1387)، مجموعه داستان پاس عطش (1392) و یزله در غبار (1393).

جشن‌نامه‌ی نوروز ۱۳۹۵

به شادی و نیک‌روزی
مصطفی انصافی – سردبیر
روزها و شب‌ها و ماه‌های سال ۹۴ از روزهای نخستین تا پایانی پر بود از حوادث تلخ و شیرین؛ شیرینی‌ها بیشتر یادمان مانده. از تفاهم‌نامه‌ی تاریخی ایران و پنج قدرت جهانی برای رسیدن به برجام در ۱۳ فروردین و دستیابی به برجام در ۲۳ تیرماه و حل‌وفصل مسأله‌ی هسته‌ای ایران پس از دوازده سال تا انتخابات ۷ اسفند که هر دو با حمایت جدی اغلب هنرمندان و نویسندگان از دولت منتخب مردم و حامیانش همراه بود، از قهرمانی تیم ملی کشتی ایران در جام‌جهانی کشتی آزاد تا دائمی شدن قانون برابری دیه‌ی زن و مرد در حوادث رانندگی (که از سال ۱۳۸۷ به طور موقت و برای یک دوره‌ی پنج‌ساله تصویب شده بود) همه و همه از آن اتفاقات خوبی بودند که ما را به آینده‌ای روشن‌تر امیدوار می‌کنند. اکنون، با گذشت نیمی از عمر دولت یازدهم، آن‌چه که نویسندگان، هنرمندان و نخبگان را نسبت به آینده بدبین می‌کند محافظه‌کاری دولت و هیئت دولت در مسائل فرهنگی است. هنوز که هنوز است به دلیل فشارهای بیرونی کنسرت‌ها لغو می‌شوند، فیلم‌ها توقیف می‌شوند و کتاب‌ها از سد ممیزی‌های سلیقه‌ای به سختی می‌گذرند. بی‌انصافی است اگر نگوییم اوضاع نسبت به دو سال پیش و پیش از آن بهتر شده. اما دولت یازدهم هرچه در سیاست خارجی جسورانه عمل کرد، در سیاست‌های فرهنگی و تصمیم‌گیری در حوزه‌ی مسائل فرهنگی محافظه‌کار بود. دولت یازدهم پس از برجام و انتخابات هفتم اسفند در شرایطی قرار دارد که حمایت اکثر نخبگان جامعه را به عنوان سرمایه‌ای غیرقابل‌انکار در دست دارد. اکنون وقت آن است تا از این سرمایه استفاده کند و برای توسعه‌ی فضای فرهنگی که به احقاق حقوق هنرمندان و نویسندگان و، در نتیجه، آشتی مردم با هنر و ادبیات می‌انجامد اقدام کند.
انجمن رمان ۵۱ در سالی که گذشت، به دلیل فشارهای بیرونی نتوانست نخستین دوره‌ی «جایزه‌ی ادبی اکنون» را به سرانجام برساند. اما سایت با حمایت اهالی ادبیات دستاوردهای خوبی داشت و توانست با انتشار پرونده‌هایی به معرفی مهم‌ترین رمان‌های ایرانی و خارجی منتشرشده در سال ۱۳۹۳ بپردازد.
سال ۱۳۹۴ برای اعضای انجمن رمان ۵۱ با موفقیت‌های بسیاری همراه بود. نسیم مرعشی برای رمان «پاییز فصل آخر سال است» برگزیده‌ی جایزه‌ی جلال آل احمد شد. در دومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان کوتاه تهران، مهدی حمیدی پارسا مقام اول را کسب کرد. نازنین جودت، ساناز زمانی، نسیم مرعشی، مریم منصوری و امیرحسین یزدان‌بد از دیگر برگزیدگان این جایزه بودند. نیلوفر انسان در چهاردهمین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی صادق هدایت مقام دوم را کسب کرد. نسیم مرعشی و مریم منصوری به مرحله‌ی پایانی دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی راه یافتند. رمان «گورچین»، نوشته‌ی شهره احدیت، نامزد جایزه‌ی ادبی واو، رمان متفاوت سال، شد. هادی معصوم‌دوست برای فیلم مستندش، «خوان بی‌خان»، در جشنواره‌ی فیلم فجر در هر سه بخش مستند، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بود. مریم منصوری در تعداد زیادی از جشنواره‌ها و جوایز نمایشنامه‌نویسی جزو نامزدها بود. مجله‌ی تجربه هم در ویژنامه‌ای مفصل به رمان‌نویسی طلاب پرداخت که بازتاب‌های گسترده‌ای داشت. در این ویژه‌نامه، طلاب رمان‌نویسی که مطرح شدند (بطحایی، خداوردی، شریفی و غبیشاوی) همه و همه از انجمن رمان 51 بودند.
«هر صبح می‌میریم» نوشته‌ی سید احمد بطحایی (افق)، «جغرافیای خانگی» نوشته‌ی ستاره پارسا (نگاه)، «عقرب باد» نوشته‌ی نازنین جودت (برکه‌ی خورشید)، کتاب دوم «اقیانوس نهایی» با نام «آناتومی پرندگان» نوشته‌ی دانیال حقیقی (نگاه)، «آمین می‌آوریم» نوشته‌ی امیر خداوردی (ققنوس)، «روز کاغذی فردوسی» نوشته‌ی علیرضا رحیمی موحد (نگاه)، «روایت هفتم» نوشته‌ی اولدوز طوفانی (نگاه) و «خون‌مردگی» نوشته‌ی الهام فلاح (چشمه) رمان‌های اعضای انجمن رمان ۵۱ بودند که در سال ۱۳۹۴ منتشر شدند. همچنین نمایشنامه‌ی یاسمینا رضا با عنوان «یک نمایش اسپانیایی» با ترجمه‌ی فرزانه سکوتی و به همت نشر غنچه منتشر شد. امید که موفقیت‌ها روزافزون باشد.
گرامی می‌داریم یاد و خاطره‌ی همه‌ی نویسندگان و فرهیختگانی را که در سال ۱۳۹۴ چشم از جهان فروبستند. نام محمدعلی سپانلو، ابوالحسن نجفی، عبدالرحیم جعفری، فتح‌الله بی‌نیاز، رضا دانشور، سهیلا بسکی، پوری سلطانی، مصطفی اسلامیه، منوچهر دانش‌پژوه، محمود طلوعی و عبدالحسین حائری برای همیشه زینت‌بخش ادبیات فارسی است. نام و یادشان گرامی.
به امید آن‌که سال ۱۳۹۵ سال موفقیت برای همه‌ی نویسندگان ایرانی باشد، جشن‌نامه‌ی نوروز ۱۳۹۵ با برش‌هایی از رمان‌های منتشرنشده‌ی تعدادی از اعضای انجمن تقدیم می‌گردد.
به شادی و نیک روزی… نوروز مبارک.

چمدان

پرونده‌ی رمان روایت هفتم (اولدوز طوفانی)
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
روایت هفتم نوشته‌ی اولدوز طوفانی در بیست‌وهشتمین نمایشگاه كتاب، اردیبهشت‌ماه 1394، در كنار دیگر آثار داستانی نشر نگاه عرضه شد. روایت هفتم سومین اثر از نویسنده‌ای است كه پیش از این رمان مرجانه را در سال 1385 و رمان خسروِ شیرین‌كش را در سال 1389 نوشته است. تفاوت این سه اثر بیش از هر چیز نشان می‌دهد كه طوفانی قصد داشته در روایت هفتم خود و مخاطبانش را به‌چالش بكشد. عبور از فضای رمنس با دغدغه‌هایی آشنا و خلق فضایی تیره و ماجراجو، پای‌بندی به قواعدی كه بعضی‌هایش به نویسنده تعلق دارد و بعضی از ژانر برآمده و هم‌چنین درهم‌تنیدن آدم‌هایی متفاوت با خواسته‌هایی ضد و نقیض و نگاه درونی و بیرونی به آن‌ها كارت‌هایی است كه طوفانی در بازی جدیدش با خوانندگان از آن‌ها به‌خوبی استفاده كرده است.
روایت هفتم داستان شش راوی، شش نگاه، شش زبان و كم‌تر از شش ساعت زمان است برای رسیدن به یك چیز: چمدانی از حرص و طمع و خشونت. سایه‌ی سنگین و سیاه شب، شلوغی باد و كرختی باران همه را در لانه‌های ریز و زنبوری‌شان فروبرده. كسی در كوچه‌های تنگ شهر بیدار نیست تا صدای فریاد تبهكارانی را كه با هم گلاویز شده‌اند، بشنوند. هر شب بهانه‌ای ا‌ست برای این شهر تا قربانی‌اش را بگیرد: امشب چه؟ روفیا بر دار می‌شود؟ كژال می‌رمد؟ یا نفس مهسا از شماره می‌افتد؟ نه، امشب سحر نمی‌شود.
در ‌پرونده‌ی رمان روایت هفتم مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده در مورد چگونگی‌ها و چرایی‌های نوشتن این رمان را می‌خوانیم. سه مطلب از نیلوفر انسان، اشكان نیری و حسن اجرایی داریم كه از زوایای متفاوتی به این اثر پرداخته‌اند. در مطلب «یك اثر و چند نگاه» چندین نویسنده و منتقد برشی كوتاه در مورد این رمان نوشته‌اند. ضمن تشكر از نویسندگان این مطلب، از علیرضا غلامی برای همكاری‌اش در جمع‌آوری این یادداشت‌های کوتاه سپاسگزاریم.

حضور، عروج و ...

پرونده‌ی رمان بودن (یرژی کاشینسکی)
یادداشت دبیر- دانیال حقیقی
بودن رمان کوتاهی است نوشته‌ی یرژی کاشینسکی. درباره‌ی کسی است که ارتباطش با دنیا فقط از طریق تلویزیون برقرار شده است و حالا ناگهان به درون آن پرتاب می‌شود. جالب این که ما در ایران، با کاشینسکی فقط از طریق فیلمی که از روی این رمان ساخته شده و اتفاقاً چندین سال قبل در برنامه‌ی مرحوم سینما 1 از تلوزیون هم پخش شده (فیلم حضور، ساخته ی هال اشبی با بازی پیتر سلرز) آشنا هستیم. البته می‌گویند در گذشته‌های دور فیلم وی اچ اس آن هم در دسترس بوده. اما من در آن دوران کودکی بودم که فقط فیلم‌های رزمی نگاه می‌کرد.
کاشینسکی، نویسنده‌ای لهستانی است، با زبانی که با کسی شوخی ندارد. هرچند در رمان بودن، طنز آشکاری حضور داشته باشد. او به خشونتی که در رمان‌هایش هست شهره است که آن هم برگرفته از دوران زندگی‌اش در لهستان کمونیستی است که متأسفانه ما اینجا در ایران به آن دسته از آثار این نویسنده دسترسی نداریم.
در هر حال، این پرونده کوششی است برای ورود به دنیای این رمان که از تلویزیون به ما معرفی شده و نویسنده‌اش که هنوز درست و حسابی به ما معرفی نشده.
در این پرونده یادداشتی از فرزانه سکوتی و یادداشتی از اسکات هالستد را با ترجمه‌ی وحید جمالی می‌خوانید. سحرسخایی بخش‌هایی از گفت‌وگوی پاریس ریویو را با کاشینسکی ترجمه کرده. گفت‌وگویی هم داریم با مهسا ملک مرزبان، مترجم کتاب.
رمان بودن به همت نشر آموت منتشر شده است.

دزدان خاطرات مچاله

پرونده‌ی رمان گهواره‌ی مردگان (مهدی بهرامی)
یادداشت دبیر- علیرضا رحیمی موحد
رمان گهواره‌ی مردگان در سال 93 به همت نشر پیدایش منتشر شده است. این رمان با روایتی خاص به‌نگارش درآمده كه طی آن خاطرات دو برادر در فصل اول به قلم نویسنده‌ای نوشته می‌شود كه داستان او منجر به گیرافتادن برادرها در فصل بعد می‌شود و شكایت آن‌ها از این نویسنده. در فصل بعدی، نویسنده‌ی دیگری با تغییر و جابه‌جایی داستان نویسنده‌ی قبلی رمان جدیدی را آغاز می‌كند. این درهم‌تنید‌گی میان داستان و واقعیت و تكثیر شخصیت‌ها در هیئت‌های داستانی در تمام رمان مشاهده می‌شود. در این راستا مخاطب هم میان فضاهای داستانی و غیرداستانی قرار می‌گیرد كه تعلیق این رمان در پی همین استقرارنیافتن در موقعیتی ثابت است. بنابراین، خواننده در وضعیتی قرار می‌گیرد كه گاه خودش را در مقام پیش‌برنده‌ی روایت‌ها و تكمیل‌نمودن خرده‌روایات قرار می‌دهد. با توجه به این ویژگی برجسته‌ی رمان، منتقدان در این پرونده از زوایای متفاوت به خوانش این متن نشسته‌اند.
محبوبه فمی تفرشی و کیمیا گودرزی در این پرونده ما را یاری کرده‌اند.

هامون‌نگاری

پرونده‌ی کتاب سایه‌بین و مینوآگاهی
یادداشت دبیر- مصطفی انصافی
چندی پیش لابه‌لای گفت‌وگو با دوستان بحثی درگرفت درباره‌ی ک. تینا و شگفت آن‌که اغلب دوستان در آن جمع – که همگی از نویسندگان و خوانندگان جدی و پیگیر ادبیات داستانی هستند – حتی نام کاظم تینا تهرانی را نشنیده بودند. همان شب ذهن من جرقه‌ای زد و آن جرقه، آتش این پرونده را روشن کرد؛ پرونده‌ای درباره‌ی یکی از آثار ک. تینا، «سایه‌بین و مینوآگاهی»، تا به بهانه‌ی آن سرک بکشیم به جهان داستانی غریبِ کاظم تینا تهرانی و نوری هرچند کوچک بتابانیم بر تاریکی مطلق پیرامون نویسنده‌ای بزرگ اما کم‌قدردیده و بهتر است حتی بگوییم قدرنادیده. همو که سهراب سپهری شعر «سمت خیال دوست» را به او تقدیم کرده و این شاید تنها گرامی‌داشت او در تاریخ ادبیات ایران باشد. البته درباره‌ی آثار تینا انگشت‌شمار مطالبی این‌سو و آن‌سو منتشر شده است (که اغلب آن‌ها در این پرونده بازنشر می‌شود)، اما هرگز دینِ اهل ادب به او ادا نشده است. ک. تینا را کشفی دیگر آن‌چنان که شایسته‌ی اوست باید. این پرونده ادای احترام است به او که چونان بنای تاریخی باشکوهی حضور دارد، اما سال‌ها از چشم اهل فن دور مانده یا دور نگاه داشته شده. این پرونده قطعاً آن کشف دوباره نیست، سرنخی شاید باشد برای اهل فن تا کاوش آغاز شود.
در این پرونده جناب آقای کامیار عابدی، پژوهشگر و منتقد شعر و ادب فارسی، که از اولین کسانی است که در کتاب «دو رساله درباره‌ی سهراب سپهری» (نشرهای بازتاب‌نگار و کتاب نادر، 1387) به زندگی ک. تینا و رابطه‌ی او با سپهری پرداخته، با مهربانی اجازه داد بخشی از رساله‌ی «سپهری و ک. تینا» را در این پرونده بازنشر کنیم. سرکار خانم دکتر منصوره تدینی، مدرس دانشگاه‌های فرهنگیان و علامه طباطبایی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، با لطف و بزرگواری دعوت من را پذیرفت و در مقاله‌ای به مرور و معرفی آثار ک. تینا پرداخت. دکتر تدینی اولین کسی است که (در رساله‌ی دکتری خود در سال 1386 که با عنوان «پسامدرنیسم در ادبیات داستانی ایران» به همت نشر علم در سال 1388 منتشر شد) به مختصات پسامدرنیسم در آثار تینا اشاره کرده است. یادداشتی از من بر «سایه‌بین» با محوریت مؤلفه‌های فراداستانی این اثر و همچنین دو یادداشت از خانم‌ها نسترن کیوان‌پور و سارا جمشیدی بر «مینوآگاهی» نقدها و یادداشت‌هایی هستند که به آخرین اثر ک. تینا، «سایه‌بین و مینوآگاهی»، می‌پردازند. علی صارمیان در پژوهشی نگاهی انداخته به زندگی ک. تینا، بیشتر از منظر همنشینی با دوستان و همفکرانش. جواد ثامنی هم در یادداشتی به جهان داستانی ک. تینا با محوریت مجموعه‌داستان «آفتاب بی‌غروب» پرداخته است.
در شرایطی که پیش از این هیچ گونه اطلاعاتی از اعضای خانواده و بازماندگان ک. تینا در دست نبود و حتی آقای کامیار عابدی که فکر می‌کنم برای اولین بار زندگی‌نامه‌ی مختصری از ک. تینا را منتشر کرده‌اند هیچ اطلاعی از نزدیکان و خانواده‌ی ک. تینا نداشتند، جست‌وجوها و پیگیری‌های من نتیجه داد و به گفت‌وگویی با محمد پدرام‌منش (خواهرزاده‌ی ک. تینا) انجامید. این گفت‌وگو اطلاعات دست‌اولی از زندگی ک. تینا به دست می‌دهد. همچنین در این گفت‌وگو اطلاعاتی هست که در چند مورد داده‌های پژوهش علی صارمیان را تأیید می‌کند. امیدوارم یافتن اعضای خانواده و نزدیکان ک. تینا به تجدید چاپ آثار او بینجامد؛ چه آن‌که محمدپدرام‌منش برای تجدید چاپ آثار ک. تینا ابراز تمایل کرده است و از من نیز قول همکاری و همراهی گرفته.
بازنشر صفحاتی از کتاب صد سال داستان‌نویسی ایران (نشر چشمه، 1377) که در آن آقای حسن میرعابدینی به زندگی و آثار ک. تینا پرداخته، یکی دیگر از معدود منابع ارزشمندی است که نوری تابانده بر آثار ک. تینا. بازنشر دو نوشته از منوچهر آتشی که در یکی به نقد مجموعه‌داستان «شرف و هبوط و وبال» و در دیگری به جهان داستانی ک. تینا پرداخته، نوشته‌هایی بسیار جدی و ارزشمند در شناخت آثار ک. تینا محسوب می‌شوند که در این پرونده بازنشر شده‌اند. یادداشت کوتاه ک. تینا بر مجموعه‌داستان «زائری زیر باران» (احمد محمود) و دو داستان کوتاه از او («پیام یک پرنده در باغچه های ویران» و «پیشامد که می‌گذشت») بخش‌های دیگر این پرونده هستند. مجوز انتشار مجموعه‌داستان «شرف و هبوط و وبال» از وزارت فرهنگ و هنر پهلوی نیز سندی است که برای اولین بار در فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود. یادداشت ک. تینا برای بیژن جلالی پیش از مرگ و یادداشت شاپور بنیاد در رثای ک. تینا بخش‌های پایانی این پرونده‌اند. ذکر این نکته بد نیست که همه‌ی مطالب بازنشری ویراستاری صوری شده‌اند تا رسم‌خط همه‌ی مطالب یکدست باشد.
تعدادی از نقدها و یادداشت‌های این مجموعه، ک. تینا را نویسنده‌ای پست‌مدرن معرفی کرده‌اند و به بررسی مؤلفه‌های پست‌مدرنیستی آثار او نیز پرداخته‌اند. ذکر این نکته ضروری است که این نگاه منتقدان به آثار ک. تینا از زاویه‌ای مشترک، کاملاً اتفاقی بوده و برنامه‌ریزی‌شده نبوده است. چه آن‌که صرف پست‌مدرن‌بودن فضیلت نیست، اما پیشرو بودن قطعاً فضیلت است و همگان به پیشرو بودن ک. تینا اشاره کرده‌اند.
نقش علی صارمیان در این پرونده پررنگ‌تر از نویسندگی یکی از مطالب است. از او سپاسگزارم.
برای اولین بار است که در نشریات ادبی فارسی‌زبان (چه در مطبوعات و چه در فضای مجازی) مجموعه‌ای با چنین وسعتی به زندگی و آثار ک. تینا می‌پردازد. نویسنده‌ای که به قول منوچهر آتشی فدای دو سکوت شده است: «دو سکوت با دو انگیزه (و دو تعبیر نیز): نخستین، سکوت و انزوای خویش است، ریشه در بی‌نیازی عارفانه‌ای (دارد) که در عین حال «آگاهی آه اسف بر لبی» از کناره‌ی آن قد کشیده است… دومین سکوت توطئه‌ی سکوت بود. کسی حرفی نزد. چرا؟ نمی‌دانم.» سکوت اول را که هیچ‌کس نتوانست و نخواهد توانست بشکند. امید که این پرونده کمک کند سکوت دوم بشکند.

پرونده‌ی ویژه‌ی سایت‌های ادبی

به مناسبت یک‌سالگی فعالیت پایگاه انجمن رمان 51
مصطفی انصافی- سردبیر
یک سال از آغاز فعالیت پایگاه انجمن رمان 51 گذشت. به مبارکیِ یک سال فعالیت پیوسته که محصولش – به گواه اهالی ادبیات – کارنامه‌ای پربار و قابل‌دفاع در حمایت جدی از ادبیات داستانی و ناشران ایرانی بوده است، تصمیم گرفتیم ویژه‌نامه‌ای منتشر کنیم؛ اما نه به سبک و سیاق ویژه‌نامه‌های مشابه که پر است از تعریف و تمجید از خود. در همین راستا تصمیم بر آن شد که به معرفی و بزرگداشت ده سایت موفق ادبی بپردازیم. از مدیران و سردبیران سایت‌های ادبی خواستیم تا از سایت و فعالیت سایتشان برایمان بگویند؛ چه آن‌ها که سال‌های سال است فعال‌اند و چه آن چه آن‌ها که فعالیتشان متوقف شده است. خواستیم از هر آن‌چه که فکر می‌کنند دانستنش برای اهالی ادبیات جالب است برایمان بگویند، از ایده‌هایی که در سر داشته‌اند و دارند. از بیم‌ها و امیدهاشان. از خستگی‌ها و لذت‌هاشان؛ و این گونه بود که سینا حشمدار از ادبیات ما، میثم ریاحی از پیاده‌رو، میترا الیاتی از جن و پری، کیوان خلیل‌نژاد از حضور، امیرحسین شربیانی از دوشنبه، بهنام ناصح از ماندگار، حمیدرضا امیدی سرور از مد و مه، عزیز حکیمی از نبشت و سعید طباطبایی از والس ادبی برایمان نوشتند. گفت‌وگویی خواندنی هم داشته‌ایم با سید رضا شکراللهی و در آن از تاریخچه‌ی وبلاگ‌ها و سایت‌های ادبی و هفتان و خوابگرد و سیاست و چیزهای دیگر حرف زده‌ایم. اما پیش از همه‌ی این‌ها گزارشی خواهیم داشت از کارنامه‌ی یک‌ساله‌ی پایگاه انجمن رمان 51. از حسن محمودی، نویسنده و روزنامه نگار، هم خواستیم تا درباره‌ی سایت 51 بنویسد و تاکید کردیم که نوشته‌اش چه پر از تعریف و تمجید باشد، چه پر از نقد، پذیرایش خواهیم بود. اما حسن محمودی با بزرگواری از خطاها و ضعف‌های ما چشم پوشید و نوشته‌اش را چونان بزرگداشتی باشکوه برگزار کرد.
پرونده‌ای خواندنی برای اهالی ادبیات و ولگردی‌های شبانه در کوچه‌پس‌کوچه‌های دنیای مجازی در انتظار خوانده شدن است.

خالی سنگین

پرونده‌ی رمان درخت‌های بی‌سایه
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
درخت‌های بی‌سایه، نوشته‌ی سیاره مهین‌فر، را نشر نگاه در سال 1394 چاپ و منتشر کرد. این رمان روایت زنی چهل‌ساله است كه كودكی‌اش را فراموش نكرده، اما در كودكی‌اش مدام فراموش شده، در باغی بزرگ و بین یک دو جین مادر: مادرش، مادربزرگش و دایه‌اش. سایه عضو كوچكی از خاندان بزرگی است؛ عضوی كه انگار هیچ گاه نبوده و حالا، در چهل‌سالگی‌اش، از این همه بی‌كس‌بودن و كسی‌نبودن به‌تنگ آمده، اما جز پسر همسایه و یار و هم‌بازی بچگی‌اش نمی‌تواند كسی را بیابد و در آستانه‌ی ازدست‌دادن آخرین نجات‌بخش، یعنی عشق، سفر می‌كند و از آن‌ها كه در راه عشق جا مانده‌اند می‌آموزد و آن‌قدر به خورشید نزدیك می‌شود تا بتواند برای یك بار هم كه شده بی‌سایه‌بودن را تجربه كند.
سیاره‌ مهین‌فر، نویسنده‌ی رمان درخت‌های بی‌سایه، پیش از این، کتاب اسطوره ـ حماسه‌ی ضحاک و فریدون را با همکاری نشر قصه چاپ کرده که برآمده از پژوهش‌های اوست. نثر روان، پاکیزه و زیبای درخت‌های بی‌سایه بیش از هر چیز حاصل سابقه‌ی طولانی و حرفه‌ای سیاره مهین‌فر در ویراستاری است. بعد از انتشار رمان درخت‌های بی‌سایه، اولین رمان سیاره مهین‌فر، به عنوان‌های این نویسنده ــ «پژوهشگر»، «ویراستار»، «مدرس ویرایش» و «عضو هیئت علمی بنیاد دایره‌المعارف اسلامی» ــ «رمان‌نویس» نیز اضافه می‌شود.
شهره احدیت در مطلبی با عنوان «زنانگی در سایه‌ی درخت‌ها» نوشته: «… این ذهن فرورفته در گذشته‌ها چنان در باور ما نشسته که فرصت ساختن آینده را به ما نمی‌دهد، اما سایه با سفر به دیدار خود می‌رود و در کوهی دوردست خودش را در زنی می‌یابد که هیچ نسبتی با او ندارد …».
پروین جاودان، همراه راوی، در دنیای رمان پرسه زده و «می‌میرم پس زنده‌ام» را نوشته است. او، در نقد خود، صداقت راوی را دلیل بر شهامت نویسنده می‌داند و زبان را از جذابیت‌های کتاب برمی‌شمارد كه به روانی روایت و باورپذیری آن كمك كرده.
نسیم وهابی در «تصویر ممكن» از سایه‌ها گفته و بازی‌هایش. آخرین مطلب پرونده نوشته‌ی حسن اجرایی و با نام «تناقض‌های ناگزیر» است. در این متن، به جمع‌شدن بسیاری از دوگانه‌های عالم در این رمان اشاره شده و جمله‌های ابتدایی و انتهایی متن از کتاب آمده. کلیدی‌ترین جمله‌ی این نقد این است: «یعنی هیچ چیز کامل نیست. نبات هم، که همه‌اش خوبی و شیرینی است، یک عیب کوچک دارد».
مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با سیاره مهین‌فر سؤال‌های احتمالی خواننده‌ی رمان درخت‌های بی‌سایه را پاسخ می‌دهد و از نگاه نویسنده به سایه و تعاملاتش با درون و بیرون در گستره‌ای فراتر از متن پیش می‌رود.

شیدایی در سگ‌دانی

پرونده‌ی رمان عاشقی به سبک ون‌گوک
یادداشت دبیر- علیرضا رحیمی موحد
در عاشقی به سبک ون‌گوک راوی یا همان البرز شخصیتی است که در آغاز رمان به خاطر عشقش به نازلی خودش را درون سگدانی محبوس کرده تا برای او اخباری از پدرش بیاورد. همین چشم‌اندازِ محدودِ دهانه‌ی سگدانی در آغاز حدود زاویه‌ی دید او را نسبت به پیرامون و عشقش به نازلی را نشان می‌دهد. البرز نقاشی را آموخته و تنوع سبک‌ها را خوب می‌داند، ولی هنوز قلم‌مویش نقشی از هویتش را نقاشی نکرده. نقاشی می‌کشد، زیرا نازلی هم دستش به رنگ و طرح و بوم آشناست و از همه مهم‌تر لنگ‌بودنش را پشت دنیای نقاشی‌شده‌اش پنهان نگه می‌دارد. اما در فصل‌های بعدی است که پوست از خودش برمی‌دارد و بوم نقاشی‌اش را رو به اجتماع می‌گذارد تا حرکت جمعی و تحولی را به رنگ و طرح دربیاورد و … .
عاشقی به سبک ون‌گوک در سال 93 به همت انتشارات شهرستان ادب منتشر شده است. رمان پیش رو زبانی در خور توجه دارد که به‌خوبی توانسته ذهنیت‌های پیچیده‌ی راوی را روایت کند. بخشی از تاریخ معاصر ایران نیز بر دوش این روایت قرار دارد. در این پرونده، علیرضا رحیمی موحد، ابراهیم اکبری دیزگاه، سید وحید جمالی و محبوبه فمی تفرشی هر کدام از زاویه‌ای به نقد این اثر پرداخته‌اند. حنانه سلطانی از بازتاب‌های این رمان در نشست‌ها و دیگر نقدها گزارشی تهیه کرده. گفت‌وگو با محمدرضا شرفی خبوشان هم پایان‌بخش این پرونده است.

محدوده‌های کنترل

نگاهی به فرم‌های سایکدلیک در ادبیات
دانیال حقیقی- دبیر پرونده
می‌گویند همه چیز در ناخودآگاه آدم‌ها هست. می‌گویند هر چیزی که از دریچه‌ی خودآگاه عبور می‌کند قبلاً در ناخودآگاه ضبط شده بوده. ارتباط میان خودآگاه و ناخودآگاه، از مهم‌ترین مسائل مرتبط با خلق هنری است که سال‌هاست ذهن بسیاری از هنرمندان و روانکاوان را به خود مشغول کرده است. در این پرونده به ارتباط بین خودآگاه و ناخودآگاه و همچنین تکنیک‌هایی که از این ارتباط سرچشمه می‌گیرند پرداخته‌ایم. واژه‌ی سایکدلیک (Psychedelic) در لغت به معنای «روان‌گردان» است. اما به دلیل این‌که واژه‌ی «روان‌گردان» به مباحث بی‌ربط با ادبیات ارجاع دارد ترجیح دادیم از معادل لاتین آن در عنوان پرونده استفاده کنیم.
آروین آبدرم نوشته‌ای از ویلیام باروز را با محوریت کنترل ذهن ترجمه کرده است و همچنین به قصدِ ارائه‌ی اطلاعاتی درباره‌ی موضوع پرونده، یادداشتی نوشته با عنوان «درنوردیدن مرزها». نیلوفر انسان گفت‌وگویی با ویلیام باروز را ترجمه کرده. دو مطلب مرتبط با ویلیام باروز، سعی دارد به مبحث شیزوفرهنگ و روانشناسی جمعی هم نیم‌نگاهی داشته باشد. در یادداشتی به تکنیک‌های روایی‌ای چون ترکیب کردن، برش‌زنی و ازسرآمیختن با محوریت رمان «من منچستریونایتد را دوست دارم» نوشته‌ی مهدی یزدانی‌خرم پرداخته‌ایم. پایان‌بخش پرونده هم یادداشت محمدحسن شهسواری است که در آن به روش سخیف و بزدلانه‌ی برخی از نویسندگان برای حذف ناخودآگاه به‌وسیله‌ی مواد مخدر پرداخته و با ارجاع به کتاب خلق داستان کوتاه (دیمن نایت) برای ارتباط با ناخودآگاه روش‌هایی جایگزین را معرفی می‌کند. بفرمایید.

مرگ در می‌زند

پرونده‌ی رمان نه مرگ (هادی معصوم‌دوست)
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
رمان «نه مرگ» رمان وضعیت است، وضعیتی ویژه در زمان و مكانی خاص. برای این رمان نوشتن خلاصه‌‌ای دقیق بی‌معناست، فروکاستن رمان است از توصیف یک حالت یگانه به شرح واقعیتی تکراری.
تجربه‌ی تبعید بابک از شهری مدرن به بیابانی گرمازده و برافروخته که رهایی از آن ممکن نیست، روایت مرگ‌های بی‌دلیل مردم سرزمینی که اسیر گرما، قحطی و بی‌معنایی شده‌اند، حکایت خشونت و خون كه مثل مور و ملخ و هزار جانور مرموز دیگر تمام روستا را تسخیر كرده، تصاویر زنان قربانی شده و تن‌های عریان، نشئگی و رقص و آمیختگی روابط. گفتن همه‌ی این‌ها تنها پوسته‌ای از این رمان می‌سازد که به هیچ وجه برازنده‌اش نیست. در دنیای «نه مرگ» نباید نشانه‌ها را از یاد برد: آسمانی که انگار خورشیدش از دو جا می‌تابد، زنی گنگ که به سخن درمی‌آید و راه و راهنما می‌شود برای رسیدن به رهایی، امید و ناامیدی که زیر گرمایی سوزان بخار می‌شود و مثل بارانی خمیری بر سرزمینی کرخت فرو می‌ریزد، سرزمینی که آن را ندیده‌ایم اما گویی مدت‌هاست در آن زیسته‌ایم.
رمان «نه مرگ» از هادی معصوم‌دوست که نشر چرخ آن را منتشر کرده، رمانی است کاملاً متفاوت با اثر قبلی همین نویسنده با نام «به شیوه‌ی کیان فتوحی» که اینترنتی به دست مخاطبانش رسید و توانست مسیرهای دورتری نسبت به كتاب‌های چاپ‌شده بپیماید. این تفاوت شاید منجر به تغییر یا تقلیل مخاطبان چشمگیر اثر قبلی این نویسنده شود، اما قطعاً موفقیت در نوشتن دو نوع متفاوت از رمان به عنوان اولین قدم قله‌ای بلندتر را برای نویسنده‌اش مهیا خواهد كرد و نشان‌دهنده‌ی تسلط و بلندپروازی معصوم‌دوست است در امر نوشتن. جدیت و تلاش او بیش از هر چیز ضامن موفقیت‌های بیشتر او در آینده خواهد بود. نویسنده‌ای كه ادبیات تنها دغدغه‌اش نیست و به صورت حرفه‌ای در سینما نیز فعالیت می‌کند. نوشتن فیلمنامه، کارگردانی و ساخت مستندهای «نشستن بین دو صندلی» و «خون سرد» و فیلم کوتاه «روزهای زوج» آثار سینمایی او هستند.
در این پرونده زهرا عبدی با شمردن نه نکته در مورد «نه مرگ» از امید، معناباختگی، جایگاه معنایی فضا و نگاه به مسائل امروز و تاریخ نوشته است. در یادداشت اولدوز طوفانی مقایسه‌ی این رمان با رمان «نگهبان» و مجموعه‌داستان «ترس و لرز» را می‌خوانیم و همچنین توضیحاتی درباره‌ی فضای داستانی «نه مرگ» و ویژگی‌های آن را. مریم مهتدی از ابهام فراگیر رمان و اثر آن در ذهن خواننده نوشته است. محمدحسن شهسواری در گفت‌و‌گویی دوستانه با نویسنده از تغییر شیوه‌ی رمان‌نویسی‌اش سؤال کرده و نوع نگاهش به زن و مفهوم پدر به شکل عام. همراه ما باشید با خواندن پرونده‌ی رمان «نه مرگ».

همکار نازنینم فیلیپ مارلو

پرونده‌ی رمان سین مثل سودابه (کاوه میرعباسی)
یادداشت دبیر- علیرضا رحیمی موحد
رمان سین مثل سودابه مؤلفه‎ی تعلیق و تأمل را در طول رمان برای مخاطبش به‎همراه دارد. تعلیق از همان صفحات آغازین شکل می‎گیرد؛ آن‎جا که کارآگاه فردوس تصادفاً با رستم نکره در خیابان آشنا می‎شود و رستم نکره بعد از وی می‎خواهد سودابه را برایش پیدا کند. سودابه معشوقه‎ای است که رستم نکره به‎خاطر دو هفته آشنایی با او پانزده سال زندانی را تحمل کرده است. با بازشدن پرونده‎ی سودابه پای مردهای دیگری که در زندگی او بوده‎اند نیز به ماجرای رستم نکره و کارآگاه فردوس باز می‎شود. اما تأمل‎برانگیزبودن رمان برای مخاطب مقوله‎ی عشق است. برخلاف دیگر رمان‎های پلیسی که فضای تعقیب و گریزش مجالی برای درک آن و وصال یا وصال‎ناپذیربودنش نمی‎دهد، سین مثل سودابه در گیرودارهای کشف و جست‎وجوگری‎اش امکان کاویدن این مقوله را در خلال شخصیت‎پردازی‎های مناسب رمان برای مخاطب مهیا می‎سازد. در راستای درک و تجربه‎ی هر چه بیش‎تر این تعلیق و تأمل، نقدهای پیش رو به‎نگارش درآمده. جا دارد از دوستان عزیز، شهاب حسینی، وحید جمالی و هادی معصوم‎دوست که در این پرونده همکاری نموده‎اند تشکر و قدردانی گردد.
× عکس اسلاید: خبرآنلاین

هیپی وارد بورس می‌شود

پرونده‌ی رمان پول و زندگی (امیل زولا)
یادداشت دبیر- دانیال حقیقی
امیل زولا در ایران بیشتر با کتاب ژرمینال و قائله‌ی «من متهم می‌کنم» شناخته می‌شود و این نشانگر آن است که احتمالاً همیشه مخاطبان در اینجا، نگاهی سیاست‌زده و ایدئولوژیک به او داشتند و تنها دلیل اهمیت زولا در میان روشنفکران ایرانی دقیقاً همین است. وگرنه رویارویی با سبک زولا، امروز روز، چیزی جز تمرین برای سرخوردگی نیست.
پول و زندگی اما در کنار طویل بودنش جذابیتی ویژه دارد و آن هم شخصیت ساکار است. مردی در حال پا گذاشتن به دوران پیری که با تمام قوا می‌خواهد از باقی‌مانده‌ی جوانی استفاده کند و به آرزوهایش برسد. روحی سرکش دارد و یک رؤیابین حرفه‌ای است. من دوست دارم فکر کنم او کم‌وبیش، خود زولاست؛ با همان شرارتی که او را مجاب می‌کرده این رمان‌های قطور و پر از روانشناسی شخصیت‌ها و قضاوت را بنویسد.
این پرونده تمرینی است برای خواندن یک اثر کلاسیک و تلاشی برای نزدیک شدن به جهان امیل زولا. آروین آبدرم نگاهی انداخته به زندگی و آثار زولا و همچنین مقاله‌ای از دیوید درک را با محوریت نامه‌ی سرگشاده‌ی زولا به فلیکس فوره، رئیس‌جمهور وقت فرانسه ترجمه کرده است. در یادداشتی پول و زندگی را با محوریت فلسفه‌ی پول اثر گئورگ زیمل بررسی کرده‌ایم. ترجمه‌ی گفت‌وگویی با امیل زولا که وحید جمالی زحمتش را کشیده و گفت‌وگو با علی‌اکبر معصوم‌بیگی از بخش‌های جذاب پرونده است که در شناخت امیل زولا و جهان داستانی او کمک‌حال است. بفرمایید…

جدال ماهی و خرس

پرونده‎‌ی رمان جغرافیای خانگی (ستاره پارسا)
دبير پرونده: الهام فلاح
رمان جغرافیای خانگی اولین اثر ستاره پارسا است که از سوی نشر نگاه با شمارگان هزار نسخه منتشر شده است. کتاب روایتی 128صفحه‌ای دارد. رمان یازده بخش است که راویِ تمام بخش‌ها اول شخصی است که نامش برملا نمی‌شود. جغرافیای خانگی رمان واگویه‎ی هراس‌هایی دخترانه است که تنها از نظرگاه چشمیِ درِ خانه‌ای که به ظن خودش لحظه‎به‎لحظه کوچک و کوچک‌تر می‌شود، به جهان خارج مرتبط می‌گردد. رمان فضای تاریکی دارد که هراس و خشونتی از نوع غیرفیزیکی از هر چهار کنجش بیرون می‌زند که مسلماً تعمدی است. در این پرونده، الهام فلاح، سعید شریفی، لیلا عطارچی و دانیال حقیقی از منظرهای گوناگون به نقد و بررسی اثر پرداخته‌اند. محمدحسن شهسواری مصاحبه‎ی مبسوطی با نویسنده‎ی رمان انجام داده که در پرونده ارائه شده است. سعید شریفی و محمدحسن شهسواری به شباهت و تأثیرپذیری رمان از مهم‌ترین رمان محدود به جغرافیای فارسی، یعنی بوف کور، پرداخته‌اند. دانیال حقیقی نثر رمان را شبیه به آثار دوراس می‌داند و از منظر امپرسیونیستی به تحلیل اثر می‌پردازد. الهام فلاح متن را با پرسش دیگری مواجه می‎کند: این‎که این اثر تا چه اندازه توانسته جهان‌ساز باشد؛ و چرایی هراس‌ها و اماهای جغرافیای خانگی را بررسی می‌کند. نقد لیلا عطارچی کار را از زوایای روان‎شناسان و پژوهش در علت آشفتگی‌های دختر داستان به چالش می‌کشد: مبارزه‎ی «من مطلوب» با من واقعی و نتیجه‎ی این مبارزه. مشروح جلسه‎ی نقد داستان که با حضور نویسنده‎ی اثر، محمدحسن شهسواری، شهره احدیت، فرزانه سكوتي، سحر سخایی، لیلا عطارچی، دانیال حقیقی و ژیلا تقی‎زاده برگزار شد، با نام «سفر به لانگ آیلند» ارائه گردیده است. از تمام دوستانی که در به سرانجام رساندن این پرونده یاری‌رسانمان بودند سپاس‎گزاریم.

نام تمام گربه‌ها شرودینگر است

پرونده‌ی رمان سارق چیزهای بی‌ارزش (پیام ناصر)
یادداشت دبیر- علیرضا رحیمی موحد
رمان سارق چیزهای بی‌ارزش در سال 93 به همت نشر مرکز منتشر شد. رمان حاضر باتوجه به تجربه‌های مشابهی که در این گونه‌ی داستانی طی سال‌های اخیر منتشر شده جذابیت‌های فرمی و محتوایی ویژه‌ای دارد.
داستان با ورود نویسنده‌ای به یک آپارتمان برای نگارش رمان جدیدش آغاز می‌شود. همزمان با ورود نویسنده و آغاز نوشتنش، رمانی توسط یکی از اهالی ساختمان در حال خوانده شدن است که می‌توان میان اتفاقات آن رمان و شخصیت‌هایش و رمان پیش روی خواننده ارتباطاتی یافت. البته این ارتباطات به شکلی ازپیش‌طراحی‌شده در داستان حضور نمی‌یابند و به واقع با روند روبه‌جلوِ خوانش، مخاطب متوجهِ عنصر تصادف می‌شود که اتفاقات رمان را به دوش می‌کشد نه طرحی منسجم و شبکه‌ای استدلالی. به تعبیری پویایی روایت، خواننده را ترغیب و تهییج می‌کند تا میان بافت خیالی و واقعی رمان حضور پیدا کرده و از همان صفحات آغازین مقاومتش در برابر متن شکسته شود. همچنین خواننده می‌تواند به یاری همین حرکت سیال و در هم شکستن ساختارهای ذهنی‌ و تعریفش از واقعیت که متن به او القا می‌کند در جای‌جای متن ظاهر شده تا متن دلخواهش را بنویسد. از این منظر رمان سارق چیزهای بی‌ارزش یک رابطه گفت‌وگومند میان مخاطب و نویسنده و شخصیت‌ها برقرار می‌کند تا بر هیجان خوانشش افزوده شود.
این پرونده با کمک دوستان عزیز هشو مرادی، کیمیا گودرزی و شهاب حسینی به سرانجام رسید که هر کدام نگاه خاص خودشان را به این رمان داشته‌اند.

ندیدن خوی قوی سیاه

پرونده‌ی کتاب «جمهوری جهانی ادبیات» (پاسکال کازانووا)
دبیر پرونده: دانیال حقیقی
جهانی یا محلی و شاید هم جهان‌محلی؟ مسئله‌ی این روزها برای بسیاری از نویسندگان در ایران و احتمالاً جهان سوم این است. این پرونده هم در وسع خود کوششی است برای یافتن پاسخ امکان‌سنجی ظرفیت جهانی شدن تولیدات ادبی از مسیر نگاه به کتاب پاسکال کازانووا.
در این پرونده نیلوفرانسان خوانش دقیقی دارد از کتاب جمهوری جهانی ادبیات، امیرحسین یزدان‌بد به مُد جهانی شدن در ادبیات ایرانی نگاهی انداخته و بخشی از اندیشه‌هایش در مورد ادبیات را با ما درمیان گذاشته و آروین آبدرم در مورد رابطه‌ی هویت‌های کوچک با ادبیات ملی‌شان جستاری زیبا و آموزنده نوشته است. وی همچنین مقاله‌ای آکادمیک را به فارسی برگردانده که نگاهی است به کتاب برف اورهان پاموک در جمهوری ادبیات جهان که به مثابه‌ی یک نمونه‌ی موردی در انتهای پرونده آورده شده. بخش جذاب دیگر این پرونده برگردان فارسی گفت‌وگویی است با نویسنده‌ی کتاب که از زبان فرانسه انجام شده و اول بار است که مصاحبه‌ای با او به فارسی منتشر می‌شود. زحمت این کار را فرزانه سکوتی عزیز کشیده است.

این سه زن

پرونده‌ی رمان «پاییز فصل آخر سال است» (نسیم مرعشی)
یادداشت دبیر – لیلا عطارچی
این سه زن – لیلا، شبانه و روجا – سه راوی رمان «پاییز فصل آخر سال است» نوشته‌ی نسیم مرعشی هستند. این سه مشترکات زیادی با هم دارند، هم‌سن‌اند، در یک دانشگاه و رشته تحصیل کرده‌اند، همانجا و در روز اول با هم دوست شده‌اند و شریک و سازنده خاطرات هم هستند. در برشی یک روزه از دو فصل تابستان و پاییز هم زندگی امروز و هم گذشته‌شان را می‌خوانیم. هم با شخصیت‌شان مواجه می‌شویم، هم حس و حالشان را می‌فهمیم و اگر دوستشان بداریم – که اصلاً اتفاق دور از ذهنی نیست – حتماً آرزوی روزهای بهتری را برایشان داریم. شاید دلیلش این باشد که پاره‌هایی از خودمان یا نزدیکانمان را در یکی از این سه نفر می‌بینیم.
«پاییز فصل آخر سال است» اولین رمان نسیم مرعشی است. نویسنده‌ای که پیش از این به‌واسطه داستان کوتاه‌های جذاب و شاخص‌اش برای اهالی ادبیات شناخته شده است. کسب رتبه‌‌ی اول «جایزه‌‌ی بیهقی» برای داستان «نخجیر» در سال 1392و رتبه‌‌ی اول نخستین دوره‌ی «جایزه‌ی داستان تهران» برای داستان «رود» در سال 93، تأییدکننده مهارت خارق‌العاده او در نوشتن است. مرعشی چندین فیلم‌نامه برای فیلم‌های مستند و کوتاه نیز نوشته، بی‌انصافی است اگر نوشتن فیلم‌نامه‌ی فیلم «بهمن» با همکاری مرتضی فرشباف را جزء رزومه‌ی پربار او به‌حساب نیاوریم، فیلمی که در جشنواره فجر سال 93 به نمایش درآمد و با بازی به‌یادماندنی فاطمه معتمدآریا جان گرفت.
شخصیت‌پردازی قوی، نثر روان، داستان جذاب و نزدیکی شخصیت‌ها به آدم‌های واقعی و نه کلیشه‌ای، صحنه‌های ناب و تصویر رؤیاهای مشترک یک نسل از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این رمان است. ویژگی‌هایی که شاید با اضافه‌شدن نام نسیم مرعشی به‌عنوان نویسنده، منجر به تجدید چاپ آن در مدت کوتاهی شده و محرکی برای ما -انجمن رمان پنجاه و یک- شد تا با پرونده‌ای به نام «این سه زن»، به بررسی این اثر ممتاز بپردازیم. در این پرونده مصاحبه محمدحسن شهسواری و نویسنده را می‌خوانیم. سه نقد از ضحی کاظمی، هوده وکیلی و نیلوفر انسان داریم که از زوایای متفاوتی به بررسی رمان پرداخته‌اند. تکمیل‌کننده‌ی این پرونده، گزارش کاملی از جلسه‌ی نقد و بررسی رمان پاییز فصل آخر سال است، در مهرماه امسال است.

در باغ پرتقال

پرنده‌ی رمان مردگان (مهدی فیاضی‌کیا)
یادداشت دبیر- ضحی کاظمی
«مردگان» که در سال 93 به همت انتشارات ققنوس راهی بازار شده، تفاوت‌ عمده‌ی محتوایی و موضوعی با دیگر داستان‌‌های نوشته شده‌ی هم‌نسلان نویسنده‌اش دارد. داستان «مردگان» داستان دو نسل است، پدربزرگ و نوه‌ای که هرگز همدیگر را ملاقات نمی‌کنند، اما سرنوشتشان به‌واسطه‌ی اعمالشان، در طول تاریخ به‌هم گره می‌خورد. داستان رمان در دو زمان موازی که هر کدام حدود نیمی از رمان را تشکیل می‌دهند، روایت می‌شود. لایه‌ی گذشته، به میرزا می‌پردازد که با توسل به چله‌نشینی در یکی از گورستان‌های شهر نجف، می‌خواهد به کشف و شهود برسد. اما این چله‌نشینی به‌راحتی پیش نمی‌رود و موانع زیادی سر راه آن قرار می‌گیرد، مانند ملاقات با شیطان وسوسه‌گر. در لایه‌ی زمان حال داستان، با شخصیتی مواجه می‌شویم که دچار شک و تردید است و این تردید در همه‌ی عقاید او رخنه کرده و بنیان اعتقادی او را شکسته است؛ تا جایی که حتی خود را دیگر زنده تصور نمی‌کند. با این حال از کمک‌کردن به دیگران و انجام هر آن چه از دستش بر می‌آید برای مردم، دریغ نمی‌کند. این دو داستان، به موازات هم روایت می‌شوند. هر راوی فصل‌ها را یکی در میان از زبان خود روایت می‌کند. تأخر و تقدمی در کار نیست و هر دو لایه به اندازه‌ی یکسان زنده و در جریان هستند.
در این پرونده آرش آذرپناه، سعید شریفی و مصطفی علیزاده هر کدام از زاویه‌ای به این اثر پرداخته و آن را بررسی کرده‌اند. گفت‌وگویی هم داشته‌ایم با مهدی فیاضی‌کیا و با او درباره‌ی «مردگان» و دیگر آثارش صحبت کرده‌ایم.

جسدها

پرونده‌ی کتاب گورخانه‌ای برای بوریس داویدویچ (دانیلو کیش)
یادداشت دبیر- دانیال حقیقی
مستندنگاری شکلی از نوشتن است که در آن مؤلف یا نویسنده سعی می‌کند نسبت به کم و کیف رخداد‌ها، انگیزه‌ها و اطلاعاتی که ارائه می‌کند، بسیار وفادار باشد. نویسنده‌ای که اقدام به نوشتن متن مستند می‌کند (معمولاً کار براساس شواهد و اسناد موثق انجام می‌شود) سعی دارد به این شیوه به حقیقت ماجرا و واقعیات اتفاق افتاده نزدیک شود. او هم درست مثل داستان‌نویسان به واقعیت موجود می‌نگرد اما به شیوه‌ی خودش. مستندنگاری‌ها، در بعضی موارد (بهتر است بگوییم در بهترین موارد) به شیوه‌ی داستانی نوشته شده‌اند، اما عمده‌ترین وجه تمایز متن داستانی در معنای کلاسیک آن با متن مستند در همین معنا و مفهوم، در میزان ارائه‌ی اطلاعات است. در متون مستند حجم اطلاعاتی که دنبال یکدیگر می‌آیند معمولاً بیشتر است تا نویسنده‌ از این طریق بتواند ادعاهای خودش را ثابت کند و تصویر روشن‌تری از روابط علت و معلولی وضعیت مورد نظرش ارائه کند. مستندنگاری‌های کیش در کتاب «گورخانه‌ای برای بوریس داویدویچ» که در شمایل یک مجموعه داستان کوتاه نوشته شده، نمونه‌ای بسیار خلاقانه از مستندنگاری است. مستندنگاری‌های کیش، درعین‌حال از ارزش ادبی بسیار بالای برخوردارند چرا که او در ارائه‌ی اطلاعات یک روش خطی و بی‌روح را انتخاب نکرده است. کیش با استفاده از توصیف وضعیت‌ها در حالت‌های استعاری مثل ورق‌بازی‌کردن شخصیت‌ها، روابط قدرت را در گیرودار میانشان، به خواننده نشان می‌دهد. درواقع به شیوه‌ای داستانی اطلاعات می‌دهد هرچند که شاید به‌نظر برخی خیلی رک و سرراست این اتفاق می‌افتد. اما باید در نظر داشت که متن‌های کیش داستان نیستند و تا آنجا که ممکن بوده خلاصه و فشرده شده‌اند. همچنین روایت با استفاده از تکنیک برش‌زنی پیش می‌رود و هرجا که نویسنده لازم دیده، تعلیق‌هایش را مثل برگ‌های برنده‌ای برای ما رو کرده است.
مجموعه‌ی این سیاست‌ها را شاید بتوانیم به نوعی، تکنیک‌های نویسنده هم تعبیر کنیم. اما تفاوتِ میان این تکنیک‌ها با شکلی که من و شما از تکنیک در نوشتن استفاده می‌کنیم، این است که در وهله‌ی اول، خواننده کتاب متوجه حضور ذکاوت نویسنده در متن‌های کیش نمی‌شود و آن‌ها را همچون عناصری ارگانیک و طبیعی می‌پذیرد. این پرونده ادای دینی است به کیش، به‌عنوان یکی از نوابغ کمتر شناخته‌شده در ایران، و به مناسبت و مبارکی انتشار شاهکار او. در این پرونده نیلوفر انسان مقاله‌ی مفصلی درمورد کیش به فارسی برگردانده که خواندنش زمان‌بر است چه برسد به ترجمه کردنش. وحید جمالی جستاری پیچیده در مورد ارتباط نویسنده با جغرافیای اروپای مرکزی به فارسی برگردانده و آروین آبدرم هم مجموعه‌ای از ترجمه‌ها و مطالعاتش را در اختیارمان گذاشته تا یک‌جا و در فرصتی فشرده و شایسته، کیش را بهتر بشناسیم. در پایان برای مترجم کتاب آقای دکتر ابتهاج نوایی آرزوی سلامتی و سرخوشی داریم.

کوچ غریب را به یاد آر

پرونده‌ی رمان بازدم (آنیتا یارمحمدی)
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
در بازدم یک روز را همراه قهرمانی تجربه می‌کنیم که در آستانه‌ی سفر است، اما سفر قهرمان بازدم صرفاً قصه‌ی هجرت یک جوان از مکانی به مکانی دیگر و بریدن از گذشته‌ای سنگین و رسیدن به آینده‌ای بی‌وزن نیست. سفری است در تهران، از صبح تا غروب، لابه‌لای زخم‌های چندلایه‌ی گذشته، برای گفتن از رازهای مگوی کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریخ یک شهر، با گام‌هایی به سنگینی بار نسل‌های پرتنش سال‌های اخیر. حسرت، فقدان، تردید، عشق، رنج، تنهایی و گم‌گشتگی کسری، قهرمان داستان، تنها برای او نیست، در زندگی تمام اطرافیانش هست، در زندگی خوانندگانش هست. تجربه‌ی یک نسل است، نسلی که خود نیز چیزی جز این را به ارث نبرده است. حکایت پدران، مادران، پسران و دخترانی است که ناکامی را از هر مسیری که می‌روند باز می‌یابند.
آنیتا یارمحمدی، نویسنده‌ی رمان بازدم، پیش از این رمان این‌جا نرسیده به پل را نوشته، به چاپ رسانده و موفق شده به عنوان اولین قدم، توجه و رضایت مخاطبین و منتقدین را برانگیزد. اتفاقی که تکرارش برای دومین‌بار به‌راحتی میسر نمی‌شود و جایش در کارنامه‌ی خیلی از نویسنده‌های امروز و دیروز خالی است. اما یارمحمدی با توانایی، جسارت، خلاقیت و جدیت خود برای دومین‌بار هم به این موفقیت دست یافته و از آن نیز فراتر رفته است. این اتفاق بهانه‌ای خوشایند است برای پرداختن به رمان بازدم در سایت انجمن رمان پنجاه و یک.
تنها رسالت بازدم آنیتا یارمحمدی برشمردن مصائب آدم‌های یک نسل نیست، فربگی گذشته و لاغری اکنون و نبودن آینده نیز تنها مشخصه‌ی رمانش محسوب نمی‌شوند، نوع روایت متفاوت بازدم در فضایی که به‌ظاهر آشناست و جا‌به‌جایی کوچک مرزها در جایی که خطوط برای همه‌چیز تعیین‌کننده‌اند، توانایی نویسنده را آشکار می‌سازد. در بازدم جزئیات جان دارند، حس‌ها در کلمه پنهان نمی‌مانند، صحنه‌های مواجهه کارگردانی می‌شوند، دیالوگ‌ها هویت دارند و شخصیت‌ها و داستان‌های‌شان وظیفه‌ای بیشتر از پر کردن سفیدی کاغذ دارند. بازدم شروع جریانی آرام است از نویسنده‌ای که در تعاریف و جایگاهی که برایش می‌سازند نمی‌ایستد و فرصت پیش رفتن را از خود دریغ نمی‌کند.
در این پرونده، مصاحبه‌ی اختصاصی محمدحسن شهسواری را با آنیتا یارمحمدی می‌خوانیم، نقد هادی معصوم‌دوست، مریم مهتدی، مریم فریدی، هشو مرادی، ضحی کاظمی و آرش سنجابی دریچه‌ای تازه بر این اثر می‌گشایند و حنانه سلطانی گزارشی از بازتاب‌های وسیع رمان بازدم در مطبوعات تهیه کرده و نظرهای مختلف در مورد این رمان را بازنمایی می‌کند.

چرکیِ تحمل ناپذیرِ هستی

پرونده‌ی رمان قوچ (مهدی اسدزاده)
دبیر پرونده- احمد ابوالفتحی
قوچِ مهدی اسدزاده از این منظر اثر شاخصی است که توانسته کارکردی جدید از بیانِ خاصِ قشری از مردمِ تهران بیرون بکشد. بی قصدِ قیاس، روندِ زبانیِ قوچ رویکردی در تداومِ نگاهِ لویی فردینان سلین به مقوله‌ی آرگو دارد. اگر چه نه به آن میزان گستاخ و ساختارشکن. حامدِ قوچ هم مثلِ فردینانِ آثارِ سلین به کندگی از محیط دچار است و مثلِ او نمی‌تواند جای خودش را در محیط بیابد. این کندگی توانسته قوچ را به تاملی در امکاناتِ ساختی زبانی که به تسامح می‌توان «چاله‌میدانی» نامیدش تبدیل کند. این ساخت زبانی در ادبیات داستانی فارسی کم‌سابقه نیست اما به طورِ معلوم از زبانِ شخصیت‌هایی ارائه شده که با محیطِ خود در آشتی‌اند و مسئله‌ای با زبان ندارند. از این منظر به گمانم پرداختن به قوچ و توجه دادن به اهمیتِ آن در فضای این روزهای ادبیات داستانی فارسی مهم بود.
این پرونده از منظرهای مختلفی به این اثر پرداخته. بهزاد باباخانی ابعادِ رئالیسم چرکِ اثر را بررسی کرده، زهرا بیگدلی از منظری جامعه‌شناسانه بر اثر خرده گرفته، امین کفاش‌زاده به انعکاس کشمکش‌های اجتماعی در قوچ پرداخته و محمدعلی رمضانی‌پور ویژگی‌های تراژیک قوچ را تبیین کرده است. کیارش افرومند هم در گفت‌وگویش با اسدزاده پرسش‌هایی درباره‌ی نگاه او به زبان و محیط مطرح کرده است. امیدوارم نتیجه‌ی این پرونده بیش از معرفیِ یک کتاب، بازاندیشی در یک نسبت باشد. نسبتِ داستانِ ایرانی و وضعیتِ ایرانی بودن. از دوستانِ پنجاه و یک که انتشارِ این پرونده را بر عهده گرفتند سپاس‌گزارم.

ناسازه‌های روح

پرونده‌ی رمان جزء از کل
یادداشت دبیر ـ هنگامه مظلومی
جزء از کل، رمان استیو تولتز، از بسیاری جهات اثری جسورانه است. وقتی نویسنده‌ای در اولین رمانش پانصد و خورده‌ای صفحه را پر می‌کند از ده‌ها اتفاق عجیب‌وغریب، انبوهی تشبیه و تصویر و واگویه‌های فلسفی درخشان و تمسخرآمیز می‌توان گفت نویسنده‌ای نترس است و جاه‌طلب که پایش را از گلیم تازه‌کاری‌اش فراتر گذاشته و اثری خلق کرده برای دیده شدن. جزء از کل دیده شد. هم در آن سر دنیا و هم این‌جا، که در کمتر از چند ماه از انتشارش به چاپ دوم رسید. اما هر عمل جسورانه‌ای نظرات ضدونقیض برمی‌انگیزد. در بین همین اطرافیان خودمان که کتاب را خوانده‌اند، بعضی آن را اثری مغشوش و خودنما یافتند که تلاش دارد ضعف‌هایش را در پس گزافه‌گویی‌هایش پنهان کند و بعضی دیگر تولتز را برای توانایی بی‌نظیرش در تلفیق خطوط پیچ‌درپیچ داستانی با جستارهای فلسفی هیجان‌انگیز ستودند. به‌هرروی، حتی اگر فرض کنیم جزء از کل به لحاظ ساختار و روایت قدری شلوغ و آشفته و دارای حشو و زوائد است، نمی‌توان نگاه طنازانه، موشکافانه و یگانه‌ی تولتز را به پیچیده‌ترین روابط، عمیق‌ترین احساسات و تناقض‌های روح و اندیشه انسان نادیده گرفت.
جزء از کل از خلال روایت زندگی پرفرازونشیب یک خانواده‌ی بدبخت استرالیایی ما را در برابر ناسازه‌های روح‌مان قرار می‌دهد. برای‌مان از مردمی می‌گوید که از ثروتمندان متنفرند، اما هیچ‌چیز را در زندگی بیش از ثروت دوست نمی‌دارند. جسپر را نشان‌مان می‌دهد که همواره به‌رغم انزجارش از پدر (مارتین)، میل به یگانگی با وی چون نطفه‌ای گرم و پرخون در اعماق وجودش وول می‌خورد. مارتین مردم‌گریز را می‌بینیم که کل دنیا و ساکنان ابلهش را ریشخند می‌کند، اما صادقانه‌ترین خواسته‌ی زندگی‌اش دوست داشته شدن توسط همان انسان‌های حقیر است. و البته درخشان‌ترین ناسازه‌ای که تولتز نشان‌مان می‌دهد رفتار ما در برابر مرگ و مسئله‌ی جاودانگی است، وقتی که برای گریز از فناپذیری به چیزی باور می‌آوریم و بعد حاضریم بابت آن باور فنا شویم. بدین‌سان در جای‌جای جزء از کل ما با کلیت‌هایی مواجهیم که جزئی ناسازگار و متناقض را در بطن خود حمل می‌کنند، نقاط ریز پنهانی که موذیانه رشد می‌کنند و به‌یک‌باره کل را می‌بلعند و آن را بدل به ضد خود می‌کنند. این فلسفه‌ای است که در دنیای داستان، در تک‌تک شخصیت‌ها و در عنوان کتاب خود را بازمی‌تاباند و جزء از کل را تبدیل به یک کلیت می‌کند، البته کلیتی با اجزا متناقض.
در این پرونده شاهد رویکردهای مثبت و منفی به کتاب هستیم. مریم کریمی و فرزانه سکوتی مطالبی از وال‌استریت ژورنال و گاردین را به فارسی برگردانده‌اند. یادداشتی انتقادی از نیویورک‌تایمز را خواهید خواند و همچنین مصاحبه‌ای از تولتز را که وحید جمالی ترجمه کرده است. سحر سخایی در یادداشتش از منظر روایت اسکاز نوجوان به جزء از کل نگریسته است و هوده وکیلی، در یادداشت خود، به مفاهیم بازگشت و جاودانگی پرداخته است. با مترجم کتاب، پیمان خاکسار نیز در مورد خودش و کتاب گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

موریانه‌ها زنی را فتح می‌کنند

پرونده‌ی رمان گورچین
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
شهره احدیت، نویسنده‌ی رمان گورچین، اهل کاشان است و جزء فعالان کانون اندیشه‌ی جوان سپهری. پیش از این، مجموعه داستان سیامو از همین نویسنده منتشر شده است. داستان‌ها و پژوهش‌های او با محوریت مسئله‌ی زنان شکل‌گرفته و از همین رو است که او را نویسنده‌ای هدفمند با دغدغه‌هایی فراتر از زندگی روزمره می‌شناسند. انتشار رمان گورچین از نگاه منتقدان تأییدکننده‌ی این نگاه است به نویسنده‌ای که برای نوشتن به تجربیات زیسته‌اش اکتفا نمی‌کند و از پژوهش کمک می‌گیرد.
رمان گورچین زندگی زن و شوهری را روایت می‌کند که برای دست یافتن به آرزوی خویش و داشتن فرزند، تن به انجام عملی می‌دهند که تمام زندگی‌شان را متأثر می‌کند. مارال، فرزند مهری و صفا، حاصل عمل لقاح مصنوعی است، از مهری و اهداکننده‌ای که هویتش آشکار نمی‌شود. چشم‌های آبی مارال غیرخودی بودن او را به یاد می‌آورد. احساس بیگانگی صفا با مارال احساسی پیچیده است به بچه‌ای که از او نیست و با اوست و به واسطه‌ی حاملگی مارال به اوج می‌رسد و بعد از دیدن چشم‌های مشکی فرزند مارال، خاموش می‌شود. روایت مهری از دغدغه‌های متفاوت او می‌گوید، از احساس مالکیت تمام‌و‌کمال به مارال، از مواجهه‌ی سخت او با نگاه‌های دیگران و معیارهای سنت و مذهب، از افسوس برای رابطه‌اش با صفا و بازی کردن با خاطرات گذشته‌ای که چندان آشکار نیست.
داستان به شکل سوم‌شخص محدود به ذهن مهری و صفا، در بخش‌هایی مجزا، روایت می‌شود. راوی، در قسمت‌های مربوط به صفا، به شکل اول‌شخص و گاهی دوم‌شخص نیز نمود پیدا می‌کند. جملات ساده و روان پشت‌هم ردیف می‌شوند تا بعضی از مفاهیم به‌ظاهر معمولی زندگی را به چالش بکشند.
در این پرونده با چهار یادداشت متفاوت از علی سهرابی، نیلوفر انسان، مهدیه مطهر و هوده وکیلی رمان گورچین را نقد و بررسی کرده‌ایم. در گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی رمان گورچین، که توسط انجمن رمان پنجاه و یک برگزار شد، آرای متفاوتی از منتقدین حاضر در جلسه را خواهید خواند و گفت‌و‌گوی محمدحسن شهسواری با نویسنده ما را با صاحب اثر و نگاهش آشنا خواهد کرد.

مصائب اسکناس‌باز

پرونده‌ی رمان فیل‌ها
یادداشت دبیر- رافعه رستمی
فیل‌ها تازه‌ترین رمان شاهرخ گیوا (مرزوقی) است. این رمان را انتشارات ققنوس در سال 93 منتشر کرده است. گیوا در تازه‌ترین اثرش کوشیده شخصیت غریبی ــ فیروز جناه ــ خلق کند که شیفته‌ی اسکناس‌ها و نوشته‌های روی آن‌هاست. به‌نظر فیروز، هرکدام از این نوشته‌ها داستانی دارند از عشق‌های ناکام و دردهای فراوان و او نه مجموعه‌دار اسکناس و سکه که گویی «کلکسیونر رنج‌ها» است. او خود روزگاری کارمند چاپخانه بوده و با شیوه‌ی تولید اسکناس به‌خوبی آشناست.
داستان با دو نظرگاه روایت می‌شود: یکی روایت اول‌شخص فیروز جناه و دیگری منظر سوم‌شخص نزدیک به ذهن فیروز. تکه‌های از داستان از هر دو منظر روایت می‌شود، بی‌آن‌که تفاوتی در رویداد وجود داشته باشد. انتخاب چنین شیوه‌ای برای روایت و کارکردش محل بحث برخی منتقدان بوده است.
در پرونده‌ی رمان فیل‌ها با عنوان «مصائب اسکناس‌باز»، گفت‌و‌گویی کرده‌ایم با نویسنده‌ی کتاب درباره‌ی جنبه‌های گوناگون اثرش. ضمن این‌که ستاره نظری پارسا، حسین اسدی جوزانی و حمید بابایی درباره‌ی این رمان نقدهایی نوشته‌اند.

آفتاب بی‌امان

پرونده‌ی رمان فصل مهاجرت به شمال
یادداشت دبیر- هنگامه مظلومی
فصل مهاجرت به شمال اثر مشهور و درخشان نویسنده‌ی معاصر سودانی، طیب صالح است. رمان در سال 1390 با ترجمه‌ی رضا عامری و به‌همت نشر چشمه با عنوان موسم هجرت به شمال به بازار آمد که البته اکنون چاپش به اتمام رسیده. نشر پوینده نیز یک سال بعد کتاب را با ترجمه‌ی مهدی غبرایی و با نام فصل مهاجرت به شمال منتشر کرد.
حال که این پرونده به انجام رسیده، خوشحالیم کتاب طیب صالح را برگزیدیم، چراکه فصل مهاجرت به شمال، جدای از ظرافتش در روایت، نمادپردازی‌های هوشمندانه و توصیفات طبیعی سحرانگیزش، رمانی است با مضمونی آشنا برای ما: تقابل غرب و شرق و حتی بیش از آن تقابل ما با سنت و فرهنگی که درش بالیده‌ایم، با اتاق‌های تاریک ناخودآگاه‌مان و با امیال‌مان. کتاب دو شخصیت اصلی دارد: راوی و مصطفی سعید که هر دو تحصیل‌کردگان فرنگ‌اند و بازگشتگان به وطنی که دیگر با آن تجانسی ندارند. از این حیث، رمان به‌معنای واقعی کلمه تصویری است از گیر افتادن در برزخ میانه، چیزی که ما خوشبینانه در ایران می‌خوانیم جامعه‌ی درحال‌گذار.
برای این پرونده، مریم کریمی مطلبی از نیویورکر را به فارسی برگردانده است، سحر سخایی یادداشتی از مجله‌ی الجدید و فرزانه سکوتی متنی را که به ادبیات جهان سوم و بحث تمثیل اختصاص دارد ترجمه کرده‌اند. همچنین متن ترجمه‌شده‌ی دیگری داریم در باب وجوه اشتراک و افتراق صالح و کنراد. با هردوی مترجمان اثر گفت‌وگویی درباره‌ی ادبیات عرب و خود رمان انجام داده‌ایم و در آخر اینکه ستاره نظری پارسا، امل نبهانی، فرزانه سکوتی و هوده وکیلی لطف کرده و هریک یادداشتی در مورد فصل مهاجرت به شمال نوشته‌اند.

پرواز زیر آب

پرونده‌ی رمان انجمن علف‌ها
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
رمان انجمن علف‌ها، اولین رمان شهناز فریور، داستان زنی را روایت می‌کند که برای تمام زخم‌هایی که بر روانش نشسته دلیلی گفتنی دارد. رنج‌های او بی‌شباهت به رنج پرنده‌ای نیست که پرواز را زیر آب تجربه می‌کند. تقابل خواستن، بودن و شدن موفقیت‌ها و ناکامی‌هایش را می‌سازند و حدومرزهای خانواده و جامعه و تردیدها و ناتوانایی‌های خودش سدهایش را. در طول زندگی، تنها سرکشی و سهم‌خواهی‌اش است که او را از سیاه‌چاله‌های مسیر می‌رهاند.
فصل‌های کتاب بین زن و دختر، من و او، و هست و بود، می‌چرخد. زن در تهران امروز زندگی می‌کند و در فضای بیمارگون روابط و مناسبات و نامناسبات شهری تنفس می‌کند و قرارش را جز در نوشتن و آینده‌ی دختر بیمارش نمی‌یابد. دختر در دزفول دیروز دست‌وپا می‌زند و زیر آسمان پر از دود موشک و بمب، در سایه‌ی آوارگی و مرگ و محصور در سنت‌های سخت خانواده‌ی کوچک، قد می‌کشد و می‌بالد، تا جایی که هر دو یکی می‌شوند.
رمان انجمن علف‌ها شرح درک نشدن و شیفتگی زنی در تنهایی و توهم خود نیست، داستان انسانی است که برای آرزوهایش تلاش می‌کند و بها می‌پردازد، هر امتیازی دلش را خوش نمی‌کند و هر مانعی برای توقف و برگشتش جبر محسوب نمی‌شود. فضاهای متنوع، شخصیت‌های متفاوت و دغدغه‌های اصیل در داستانی ساده و جدا از هر گونه شعارزدگی و ادعاهای فرمی گنجانده شده و رمان خوش‌خوانی را به خواننده هدیه می‌دهد، رمانی که به‌عنوان اولین اثر نویسنده بسیار سخاوتمند است و قابل‌تأمل. تفاوت جهان‌بینی این اثر با آثار هم‌عصرش از جمله دلایل ما برای پرداختن به آن است.
در «پرواز زیر آب»، یادداشت و نقدهایی از اسدالله امرایی، مریم فریدی، فرزانه یوسف‌قنبری و سپیده عبدلی با نظرگاه‌های متفاوت به رمان انجمن علف‌ها نگریسته‌اند. حنانه سلطانی گزارش و معرفی رمان از دریچه‌ی مطبوعات را تهیه کرده است. در مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری و نویسنده، همراه و جدا از متن ما با خالق اثر مواجه می‌شویم و در گزارش میزگرد رمان بازتابی از نگاه منتقدان جلسه را می‌خوانیم.

آژیر قرمز

پرونده‌ی رمان دیوار
یادداشت دبیر- رافعه رستمی
علیرضا غلامی نویسنده‌ی جوانی است با تجربه‌ی فراوان در روزنامه‌نگاری. اولین رمان او در حوزه‌ی ادبیات جنگ است. دیوار داستانی سرد و هولناک‌ است از دریچه‌ی نگاه پسربچه‌ای که دو روز از جنگ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق را روایت می‌کند، روزگاری که صدای آژیر قرمز و بمباران به موسیقی رعب‌آور کوچه و خیابان تبدیل شده ‌است و جناز‌ه‌های تکه‌تکه و گورستان‌های شلوغ و سرمازده تصویرِ ثابتِ پشتِ پیشانیِ مردمانی است که بوی خون را تا سنگینیِ خواب‌های درهم‌شکسته‌شان حس می‌کنند. غلامی در رمان دیوار با انتخاب یک راویِ کم‌سن‌وسال و استفاده از نوع نگاه و انفعال عاطفیِ او در برابر وقایعی که می‌بیند می‌خواهد نگاهی دیگر به مناسبات زمان جنگ بکند ــ رویکردی که در اولین قدم معصومیتِ از ازل ثبت‌شده بر پیشانیِ کودکان را زیر سؤال می‌‌برد و در فضایی جنگ‌زده از این مفهوم آشنایی‌زدایی می‌کند. او رسالتش را تنها در بازگویی تصاویر تأثیرگذار و قصه‌ای پرآب‌وتاب نمی‌داند، بلکه، با نگاهی انتقادی و مستند‌گونه به خشونت ذاتیِ نهفته در فضای جنگ، اثری تأثیرگذار می‌آفریند.
در این پرونده میثم کیانی، حسین جوزانی، میلاد ظریف و آرش آذر‌پناه از منظرهای گوناگون به رمان دیوار پرداخته‌اند و نیلوفر انسان در مقاله‌اش در مورد جامعه‌شناسی ادبیات و جنگ نوشته. همچنین حمید بابایی گفت‌وگویی مفصل و خواندنی با علیرضا غلامی کرده است.

رستگاری در جورجیا

پرونده‌ی رمان خانه
یادداشت دبیر- هنگامه مظلومی
تونی موریسون ــ اولین نویسنده‌ی زن سیاه‌پوستی که جایزه‌ی نوبل ادبی را به دست آورده ــ نماینده‌ی راستین ادبیات اقلیت است. تک‌تک آثارش بازتاب تجربه‌ی تلخ و عمیق و متناقضی است که زیستن در مقام اقلیت به بار می‌آورد. جهان داستان‌هایش جهان رنج‌هاست، جهانی مملو از تبعیض‌های نژادی و جنسیتی. جهانی به‌وسعت تاریخ بشریت که داغ خشونت بر پیشانی دارد. جهانی که می‌سوزاند و البته قهرمانانی که از خاکستر خویش برمی‌خیزند و انقلابی در وجودشان جوانه می‌زند. خانه واپسین رمان نویسنده است که تمامی مفاهیم پیش‌گفته را با نشانه‌ی خانه ادغام می‌کند و بدین ترتیب این نشانه را از معانی قالبی‌اش به‌عنوان پناهگاهی پایدار، به دور از خشونت و منفک از بستر اجتماعی خالی می‌کند و در شکل استعاره‌ای چندوجهی برمی‌سازد. چنین است که خانه در نگاه موریسون بدل به جایی می‌شود که از یک سو پر است از خشونت‌های آشکار و پنهان، پر از ملال که هویت و رؤیای ساکنانش را به غل و زنجیر می‌کشد و از سوی دیگر خاطره و تعلقی است که تن به فراموشی نمی‌سپارد.
در این پرونده، سحر سخایی و مریم کریمی فصلی از کتاب تونی موریسون: تخیل اخلاقی را که به رمان خانه‌ی وی اختصاص دارد به فارسی برگردانده‌اند ــ مطلبی که بر جنگ کره و استعاره‌ی ناهمگون خانه متمرکز است. فرزانه سکوتی، علاوه بر اینکه در یادداشتی به معرفی رمان از خلال خوانش شخصی خود دست زده است، مصاحبه‌ی بلندی از موریسون را نیز گزینش و ترجمه کرده است. ستاره نظری پارسا در مطلبش زندگی و کتاب‌های تونی موریسون را مرور کرده و دانیال حقیقی نیز گفت‌وگویی با میچکا سرمدی، مترجم کتاب، انجام داده است. همچنین مطلبی داریم از روزنامه‌ی گاردین که به دیده‌ی انتقاد به تمامی آثار موریسون، به‌ویژه همین رمان خانه، نگریسته است.

عمارت برفی

پرونده‌ی رمان شوومان
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
نازنین جودت نویسنده‌ی ناشناخته‌ای نیست. او، بعد از نوشتن یک رمان و دو مجموعه‌داستان، رمان شوومان را نوشته است، رمانی در فضایی متفاوت با فضای غالب داستان‌نویسی زنان و جریان کلی رمان‌نویسی در ایران. همین تفاوت کافی است تا او را نویسنده‌ای شجاع بنامیم. او بصیرتش را همراه شجاعتش می‌کند و دل به سفری ناشناخته می‌دهد و خودش و مخاطبانش را به دریایی پرمخاطره می‌کشاند. نوشتن رمانی در قالب ژانر ــ آن‌هم ژانر وحشت ــ و استفاده از المان آشنای «جن و پری» حرکت روی یک مرز است، در لبه‌ی تیغ. فارغ از نتیجه‌ی تلاش نویسنده، همیشه سایه «عامه‌پسند» بودن روی اثر سنگینی می‌کند و کمتر کسی حاضر است چنین سنگینی‌ای را انتخاب کند. انتخاب نازنین جودت نشان‌دهنده‌ی اطمینانش است از خودش و مخاطبش که قطعاً ساده به دست نیامده و ریشه در تجربه و توانایی او در نوشتن دارد.
شوومان روستایی است سرد و برفی در گوشه‌ای نه چنان دورافتاده که به آن راهی نباشد و نه آن‌قدر نزدیک که رهگذری به‌راحتی بیابدش ــ سرزمین موجوداتی که بی‌شباهت به آدم نیستند و هستند، با عادات و رسومی که در دایره‌ی فهم ما می‌گنجند و نمی‌گنجند، ضعف‌ها و توانایی‌های که می‌شناسیم و نمی‌شناسیم و داستانی که نه بی‌شباهت است به همه‌ی چیزهایی که پیش‌ازاین در مورد موجوداتی به نام جن شنیده‌ایم و نه شبیه به آن‌ها. ما هم‌سفر پری‌زاده‌ای می‌شویم که رسالت به دنیا آوردن شیخ جن‌ها را، حتی قبل از به دنیا آمدن، بر دوش داشته است، بی‌آنکه خودش بداند. همراه او می‌ترسیم، عاشق می‌شویم و می‌گریزیم. گریزی ناگزیر که پایان ندارد.
«عمارت برفی» پرونده‌ای است برای معرفی رمان شوومان، با نقدها و یادداشت‌هایی از آرام روانشاد، زهرا عبدی، لاله زارع و علیرضا رحیمی‌موحد که هرکدام ویژگی‌هایی از آن را بازنمایی می‌کنند و دریچه‌ای رو به فضای کمتر شناخته‌شده‌ی این اثر می‌گشایند. مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با نویسنده ناگفته‌های متن را واکاوی می‌کند و در گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی شوومان در شهرکتاب با نظرات متنوع و متفاوت منتقدان حاضر در نشست همراه می‌شویم.

خون در رگ درخت

پرونده‌ی رمان روضه نوح
یادداشت دبیر- رافعه رستمی
روضه‌ی ‌نوح داستانِ نوح، پسر لیلا و یونس، است که ساعت ده و نیم صبح روز بیست‌وهفتم مهرماه 1366، به‌همراه سی‌ودو سرباز وظیفه، عازم جبهه می‌شود. اما این همه‌ی داستان نیست، این تنها خط اول رمان روضه‌ی نوح است. حسن محمودی در آخرین اثر خود زندگی نوح، شاگرداول مدرسه‌ی دیار نون، را بهانه‌ای قرار می‌دهد تا از مردمان دیاری بگوید که آسیب جنگ بر پیکره‌شان چنان بوده است که نویسنده در اعماق زندگی آن‌ها جنون را جست‌وجو می‌کند، جنونی که سرهای بریده‌ی جوانان دیار نون برای خانواده‌ها به‌همراه می‌آورند. اغراق نیست اگر بگوییم روضه‌ی نوح اتفاق جدیدی در ادبیات جنگ ایران است، چراکه نزدیک به سی سال از این جنگ گذشته اما جز تعداد اندکی در میان خیل آثار داستانی‌ای که در مورد این رویداد مهم تاریخی نوشته ‌شده‌اند نتوانسته‌اند سرپای خود بایستند. اما چه‌ چیز اهمیت روضه‌ی ‌نوح را در میان این قبیل آثار مشخص می‌کند؟ به‌کارگیری تکنیک‌های روایتی جهت ایجاد تعلیق در داستان، استفاده از خرده‌روایت‌های بسیار به‌قصد چند‌صدایی کردن متن، بازسازی جغرافیای تمثیلی و فاصله‌ گرفتن از بستر واقع‌گرایانه‌ی متن با نشانه‌هایی از افسانه و جادو در کنار نگاه و تفکر متفاوت نویسنده به جنگ هشت‌ساله‌ی ایران از مهم‌ترین ویژگی‌های اثر است. شاید به همین دلیل روضه‌ی نوح نه‌تنها موردتوجه مخاطبان قرار گرفته، بلکه منتقدان از زاویه‌های بسیار به تحلیل و بررسی آن پرداخته‌اند و البته که در این میان به‌علت تفکر ارزشی که همچنان بر ادبیات جنگ سایه انداخته حرف‌وحدیث‌های بسیاری در مورد نویسنده‌اش شکل گرفته است.
پرونده‌ی جدید سایت رمان پنجاه‌و‌یک با یادداشت‌هایی از هادی معصوم‌دوست، ستاره نظری پارسا، هادی تقی‌زاده و سروش مظفرمقدم، مقاله‌ای از حمید بابایی درباره‌ی ادبیات جنگ و گزارشی از بازتاب‌های روضه‌نوح در مطبوعات نوشته‌ی حنانه سلطانی به همراه گفت‌وگو با حسن محمودی به بررسی رمان روضه‌ی نوح می‌پردازد.

شب‌نشینی با فیل، در تاریکی

پرونده‌ی رمان «مرغان شب»
هنگامه مظلومی- دانیال حقیقی، دبیران پرونده
به نظر می‌رسد چندی است توجه ادبیاتی‌ها به رمان پلیسی و ژانر جنایی جلب شده. درباره‌ی این ژانر مطالب جور و واجور در مجلات و سایت‌ها منتشر شده‌اند، خیل جدیدی از ترجمه‌ها به بازار کتاب آمده‌اند و حتی نویسندگان وطنی داستان‌هایی در این ژانر نگاشته‌اند. بعدها شاید از این رخدادها به‌مثابه‌ی چرخشی در فضای ادبیات ایران یاد شود. اکنون اما سایت رمان پنجاه‌و‌یک بر آن شده با این نسیم همراه شود و برای این کار چه کسانی بهتر از پیر بوالو و توماس نارسژاک که آثار متعدد و ماندگاری را در طول چهل سال همکاری‌شان منتشر کردند و امکانات جدیدی را به ادبیات پلیسی فرانسه افزودند؟ مرغان شب رمانی غیرخطی و خواندنی است از این دو نویسنده‌ی پرکار که داستان عشقی سوزان را در سال‌های محبوبیت اندیشه‌های چپ‌گرایانه در فرانسه پی می‌گیرد.
در این پرونده،‌ یادداشتی کوتاه از روزنامه‌ی ایندیپندنت به فارسی برگردانده شده. مصاحبه‌ای با عباس آگاهی، مترجم کتاب، انجام شده و حافظ خراسانی نیز گفت‌وگویی با توماس نارسژاک را از فرانسه به فارسی برگردانده. سحر سخایی در یادداشتش رمان را عطف به مفهوم نسبیت بازخوانی کرده و مطلب «کوچ‌نشینان…» نیز رد پای استعاره‌ی ایمان را در مرغان شب جسته. همچنین مطلبی داریم درباره‌ی کلیشه فاتال در ژانر نوآر و گفت‌وگویی کوتاه با سالار عبدو در باب همین ژانر.

تو سهراب را زنده بر دار کن

پرونده‌ی رمان «پیش از آب شدن برف‌ها»
یادداشت دبیر- لیلا عطارچی
پیش از آب شدن برف‌ها داستان سروش است، متولد دهه‌ی شصت، نماینده‌ی نسل خویش که زندگی و تنهایی‌هایش را روایت می‌کند. سروش هشت سال پیش دانشجوی رشته‌ی مهندسی بوده، با جنون نوشتن، مشغول فیلم ساختن و مدام خواندن. او عشق را در همان دوران می‌یابد و می‌خواهد زندگی را با او تجربه کند. رؤیاهای بلند و تلاش‌های فراوانش زیر سایه‌ی سیاه و سنگین پدری خودخوانده یکی‌یکی از دست می‌روند و بودن‌ها و شدن‌هایش نابود می‌شوند و چیزی که از او می‌ماند ــ سروشی که روایت گذشته‌اش را می‌گوید ــ مرد تنهایی است که جز چند رابطه‌ی گسسته نشانی از آن دوران به همراه ندارد.
بی‌شک محمد میرقاسمی، نویسنده‌ی رمان پیش از آب شدن برف‌ها، تنها نویسنده‌ی متولد دهه‌ی شصت نیست که به دغدغه‌های هم‌نسلان خویش پرداخته، اما قطعاً یکی از بهترین‌های‌شان است. او گم‌شده‌ای میان گم‌گشتگان دهه‌ی شصت نیست، نالان و هراسان؛ نویسنده‌ای است توانا که بالاتر از بقیه می‌ایستد و روایت در‌هم‌پیچیده‌ای از شخصیت‌های متفاوت را نقل می‌کند که اجتماع با باورها و سنت‌ها و سیاست‌هایش آن‌ها را در خود می‌کشد.
رمان پیش از آب شدن برف‌ها را نه فانتزی‌‌بازها می‌پسندند، نه مخاطبان کم‌حوصله‌ای که در نگاه اول به‌خاطر ضخامتش شانس بیرون آمدن از قفسه‌ی کتاب‌ها را از آن خواهند گرفت. این دو مشخصه، متأسفانه، بیشتر به قشری تعلق دارد که قرار است بیشترین مخاطبان این رمان باشند.
در «تو سهراب را زنده بر دار کن» سعی کردیم رمانی را، که همچون نویسنده‌اش محجوب است و به‌دور از فضاهای تبلیغاتی جامعه‌ی ادبی، به مخاطبان معرفی کنیم. یادداشت‌ها و نقدهای محمدجعفر حکیمی، سپیده کیانفر، علی سهرابی و نیلوفر انسان پیش از آب شدن برف‌ها را با معیارهای مختلف می‌سنجند و بررسی می‌کنند و مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری با محمد میرقاسمی ما را با نویسنده و نگاهش آشنا می‌کند. امیدواریم خوانندگان کتاب از خواندن پرونده‌ی آن نیز لذت ببرند و بقیه با خواندن این رمان به خود فرصت تجربه‌ی منحصربه‌فرد همراهی با این اثر داستانی زیبا را بدهند.

خیال حوصله‌ی بحر می‌پزد

پرونده‌ی رمان گراف گربه
یادداشت دبیر- رافعه رستمی
گراف گربه، رمان تحسین‌شده‌ی هادی تقی‌زاده، روایت داستان‌هایی عجیب و تخیلی برآمده از ذهن خیال‌پرداز راوی داستان، «هادی تقی‌زاده،» است که برای دخترش، «روژین،» از سال‌های کودکی تا بزرگ‌سالی‌‌اش تعریف می‌کند. در این میان، داستان زندگی راوی در خیال و واقعیت تنیده شده است و با زندگیِ شخصیت‌های دیگری چون «اسماگ» (اسب بال‌دار افسانه‌ای که به هیئت انسان درآمده)، «قاسم» (گربه‌‌ای معلول اما بسیار باهوش) و کارآگاهی بازنشسته گره می‌خورد تا حوادثی عجیب از دل داستان‌های این شخصیت‌ها شکل بگیرد. با وجود این‌که تقی‌زاده این اثر را با عنوانی کلی در میان آثار تجربه‌گرا قرار می‌دهد به‌زعم بسیاری از منتقدان در گراف گربه ما با اثری پست‌مدرن مواجهیم که بسیاری از ویژگی‌هایی را که تا به امروز برای این‌گونه از آثار تعریف کرده‌اند در بر می‌گیرد. به‌کارگیری ژانرهای مختلف و تکنیک‌های روایتی مدرن، کنار هم قرار دادن چندین شخصیت از دنیاهایی غیرواقعی در کنار اشخاص و دنیایی واقعی، تمرکز نکردن رمان بر یک خط داستانی، و استفاده از متون و آثار شناخته‌شده در فضای داستان تنها چند نمونه از ویژگی‌های این اثر هستند. انتخاب رمان گراف گربه برای پرونده‌ی بخش رمان فارسی بیشتر از این رو انجام گرفته ‌است که مخاطب با تجربه‌ای جدید و متفاوت در ادبیات داستانی ایران مواجه شود. همکاری صمیمانه‌ی آقای هادی تقی‌زاده در انجام مصاحبه و دوستانی چون حسین جوزانی، داوود آتش‌بیک، حمید بابایی، سروش چیت‌ساز و ستاره نظری پارسا پرونده‌ای خواندنی را پیش روی شما گذاشته ‌است.

ادبیات برای نوقلمان

پرونده‌ای برای رمان دشمن
یادداشت دبیر- دانیال حقیقی
پرونده‌ی رمان دشمن در وب‌سایت ادبی پنجاه‌و‌یک سراسر پیام است برای خواننده‌ی جدی ادبیات. با اعتمادبه‌نفسی بیشتر از گذشته، این پرونده را به شما پیشنهاد می‌کنم، چراکه این پرونده درباره‌ی مفهوم ادبیات است شاید، درباره‌ی ذات رئالیسم به عنوان بستر رشد سبک‌های شخصی و درباره‌ی میراث ادبی به عنوان اقلیم‌های رشد این سبک‌ها. درک مخاطبان فارسی‌زبان پس از مطالعه‌ی این پرونده قطعاً از ادبیات پیشرفت خواهد کرد، چراکه ما با نویسنده‌ای روبه‌رو هستیم که با معدود رمان‌های کوتاهش توانسته جایزه‌ی نوبل را به چنگ بیاورد و احتمالاً اعتبار ادبی در دو قاره (افریقا و استرالیا) به واسطه‌ی این نوبل ارزشمند به میزان قابل‌توجهی بیشتر شده. اعتباری که ارزش زمین‌های یک آب و خاک را بیشتر می‌کند.
در این پرونده، در حد گنجایش متون اینترنتی به مفاهیم کلیدی در کارهای کوتسی پرداخته شده است، از جمله رئالیسم، مکان، میراث ادبی و تروما. مریم کریمی و سحر سخایی هر کدام یک جستار ترجمه کرده‌اند، جستارهایی در مورد رئالیسم. هنگامه مظلومی، علاوه بر ترجمه‌ی مصاحبه‌ای درباره‌ی میراث ادبی، مقاله‌ای بلند نوشته که درون‌مایه‌های رمان دشمن از جمله تروما را برای‌مان روشن می‌کند. فرزانه سکوتی هم نگاهی کرده به داستان کتاب و به سایه‌روشن‌های شخصیت‌ها و صحنه‌های رمان. در این پرونده، مصاحبه‌ای هم با مترجم کتاب، ونداد جلیلی، انجام شده. بفرمایید…

سندرم جادو

پرونده‌ی رمان سال درخت
لیلا عطارچی- دبیر پرونده
«سندرم جادو» پرونده‌ای است برای رمان سال درخت، رمانی با راوی شگفت که تاریخ زوال یک خاندان را نقل می‌کند. این خاندان به واسطه‌ی نفرینی که در انتهای رمان به دست پریسا، یکی از بازماندگانش، شکسته می‌شود محکوم به نابودی است. پویا سندرم داون دارد و بازمانده‌ی دیگر این خاندان است. نفرین، طلسم، دعا و تمام علوم فراطبیعی در این رمان فراخوانده می‌شوند تا در انتها انکار شوند. پویا و پریسا هیچ‌کدام صدای راوی‌ای را که خطاب‌شان می‌کند تا داستان را برای‌مان بگوید نمی‌شنوند، چون چند ماهی است که از مرگ راوی، برادر آن‌ها، می‌گذرد.
ضحی کاظمی، نویسنده‌ی پُرکار این اثر، پیش از این دو رمان و یک مجموعه‌داستان چاپ کرده و رمان دیگری در دست چاپ دارد. سابقه‌ی ادبی این نویسنده‌ی جوان به یک دهه نمی‌رسد، اما داستان‌ها، یادداشت‌ها و نقدهای فراوانی در مجلات، روزنامه‌ها و نشریات الکترونیکی منتشر کرده. این حجم کار تنها دلیل غبطه خوردن دیگران به او نیست؛ بلندپروازی او در نوشتن سال درخت نیز به‌تنهایی تحسین بسیاری از مخاطبان را برانگیخته است. فاصله‌ی این اثر با دیگر آثار نویسنده و آثار هم‌رده‌اش بهانه‌ای است برای پرداختن ما به آن.
در این پرونده، مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری را با ضحی کاظمی می‌خوانیم. نقد‌های علیرضا رحیمی موحد و نسترن مروجی دریچه‌ای تازه بر این اثر می‌گشایند. یادداشت مریم کریمی مروری است بر همه‌ی آثار این نویسنده و جایگاه این رمان را در مقایسه‌ی با بقیه‌ی آثارش نشان می‌دهد. حنانه سلطانی گزارشی از بازتاب‌های وسیع رمان سال درخت در مطبوعات تهیه کرده و ما را با نظرهای مختلف در مورد این رمان آشنا می‌کند. در گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی رمان سال درخت در مرکز فرهنگی شهرکتاب، نظرات منتقدان شرکت‌کننده در این نشست را می‌خوانیم.

شهر دایره‌های معیوب

پرونده‌ی رمان دود
رافعه رستمی- دبیر پرونده
حسین سناپور با دود دوباره دغدغه‌های خود را درباره‌ی انسان معاصر و ‌مسائل شهری بیان می‌کند. در این میان، روابط انسانی‌ای که از اولین رمان او، نیمه‌ی ‌غایب، از بارز‌ترین ویژگی کارهای او به شمار می‌رود این‌‌بار نیز بستر‌ساز وقایع مهم داستان می‌شود و نقش پُررنگی ایفا می‌کند. دود را ــ نه از این جهت که از جهاتی دیگر چون پول و اقتصاد طبقاتی، خانواده و روابط زناشویی، دغدغه‌های زن شهری و مسائل سیاسی و اجتماعی ــ می‌توان در ادامه‌ی مسیر دیگر رمان‌های سناپور دانست. دود با تردید حسام، شخصیت اصلی رمان، برای کمک به یکی از دوستانش به نام لادن، که به نظر می‌رسد درگیر بحرانی روحی شده، شروع می‌شود و در زمانی حدود یک شبانه‌روز فشرده می‌شود و به انتها می‌رسد. حسین سناپور با آثاری چون نیمه‌ی غایب (برنده‌ی جایزه‌ی مهرگان ادب)، ویران می‌آیی، با گارد باز (مجموعه‌داستان کوتاه)، سمت تاریک کلمات (برنده‌ی بهترین مجموعه‌داستان ششمین دوره‌ی جایزه‌ی هوشنگ گلشیری)، شمایل تاریک کاخ‌ها و لب بر تیغ نویسنده‌ای شناخته‌شده به حساب می‌آید. او همچنین چندین کتاب درباره‌ی داستان‌نویسی‌ و چند مجموعه‌‌شعر نیز دارد و چند سالی ‌است به طور جدی مشغول برگزاری کارگاه‌های داستان‌نویسی است. این پرونده با مروری بر آثار حسین سناپور نوشته‌ی‌ حسین جوانی، مصاحبه‌‌ و یادداشت‌هایی از داوود آتش‌بیک، شهاب کاظمی، حمید بابایی، حمید نورشمسی و ضحی کاظمی از جوانب گوناگون به رمان دود و کارنامه‌ی حسین سناپور پرداخته است.

جشن‌نامه‌ی نوروز 1394

مصطفی انصافی
دبیر اجرایی پایگاه انجمن رمان 51
میدان تجریش همیشه شلوغ است. همیشه ترافیک سنگینی دارد. اما چند روز مانده به نوروز، میدان تجریش دیگر یک میدان معمولی- آن جور که همه‌ی سال هست- نیست. آن قدر شلوغ می‌شود که قدم از قدم نمی‌توانی برداری. چنان ترافیکی می‌شود که بیا و ببین، محشر کبرا. میدان جور دیگری است؛ مردم هم. هیچ کس از این شلوغی و ترافیک عصبانی نیست. هیچ کس از این که دیر می‌رسد به آنجا که باید برسد ناراحت نیست. هیچ کس سر هیچ کس داد نمی‌زند. راننده‌ها مهربان می‌شوند. بوق‌های عصبی نمی‌زنند. دست‌فروش‌ها حس طنزشان گل می‌کند. از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد هم توی بساطشان پیدا می‌شود. نوازنده‌ها گله گله ایستاده‌اند، یکی و چند نفری کنسرت شاد می‌دهند. دیگر ترانه‌های غمگین نمی‌خوانند. همهمه‌ی بازار سرشار از زندگی است. توی ولی‌عصر بوی گل بیداد می‌کند، چه گل‌هایی! لاله‌های ازهمه‌رنگ و سنبل. میدان تجریش چند روز مانده به نوروز یکی از میدان‌های بهشت است انگار.
نوروز 94 که برسد، سایت انجمن رمان 51 دوماهه می شود. چند ماه مدام کار کرده‌ایم برای پا گرفتن یک سایت ادبیِ خوش‌رنگ‌ولعاب، به دور از حاشیه و پر از مطالب خواندنی درباره‌ی رمان‌های ایرانی و خارجی. سعی کرده‌ایم پربار باشیم. تا امروز ده پرونده منتشر کرده‌ایم. این یکی اما متفاوت است. یک پرونده‌ی معمولی نیست. پر از هوای بهار است. استراحت است انگار برای ما. دست همه‌ی آن‌ها را که برای پیچیدن هوای بهار در اینجا کوشیده‌اند، به گرمی می‌فشارم. جناب آقای پرویز جاهد از روی مهر و با گشاده‌دستی، گفت‌وگویی منتشرنشده با حسین مرتضاییان آبکنار در اختیار سایت انجمن رمان 51 قرار دادند. گفت‌وگویی است بسیار خواندنی درباره‌ی اقتباس ادبی در سینمای ایران آن هم از نگاه یک نویسنده. آقای محمدحسن شهسواری یک فصل از رمان منتشرنشده‌ی بادیگارد را به ما هدیه دادند. امیرحسین یزدان‌بد به روش خودش به ما بهاریه داد، بهاریه‌ای شنیداری و شنیدنی. بهاریه‌ی زهرا عبدی پر از امید است. آنیتا یارمحمدی از روزهای کودکی‌اش می‌گوید که برای اجرای نمایش، پروانه شده بوده؛ پروانه ای که آمدن بهار را نوید می‌دهد. رامبد خانلری همه‌ی خودش را ریخته توی بهاریه‌اش و حالا بهاریه‌اش پر است از مهربانی. بهاریه‌ی دانیال حقیقی پر از موسیقی است، پر از عشق ‌وحال در تهرانِ خلوتِ روزهای نوروز. من فصلی از رمانم را که «تو به اصفهان بازخواهی‌گشت» نام دارد و در سال جدید به همت نشر چرخ منتشر خواهد شد به مجموعه اضافه کرده‌ام. سید وحید جمالی هیئت تحریریه را کشانده توی یک جلسه‌ی خیالی و هر چی دلش خواسته بارِ ما کرده. ضمن تکذیب کلیه‌ی مذاکرات مندرج در آن بهاریه شما را دعوت می‌کنم به خواندنش. لیلا عطارچی هم از روزهای رفته‌ازدست می‌گوید و از آروزهای خوبش. به همه دست‌مریزاد می گویم. کوچه‌باغشان پر موسیقی.
این یک جشن‌نامه است. جشن‌نامه‌ی نوروز 94. سال 93 تمام شد. با همه‌ی خوبی‌ها وبدی‌هاش؛ با همه‌ی تلخ‌ها و شیرین‌هاش. ایستاده‌ایم اینجا در آستانه. دعا کنیم سال 94 پر از خیر و برکت باشد برای همه، پر از شادی و سرخوشی، پر از تجربه‌های بزرگ، پر از رستگاری.
و دعا کنیم سال 94 همه‌ی میدان‌های شهر میدان تجریشِ چند روز مانده به عید باشند؛ پر از زندگی، میدانی از میدان‌های بهشت.

میراث فرهنگی برای تزکیه‌ی نفس

پرونده‌ی رمان دگرگونی
دانیال حقیقی- دبیر پرونده
میشل بوتور، نظریه‌پرداز فرهنگی جریان رمان نو، یکی از چهره‌هایی است که برخلاف اهمیتش در این جریان فکری کمتر در ایران به او پرداخته شده است. این شاید به دلیل آن است که در ایران ما همچنان می‌خواهیم داستان را فقط از دریچه‌ی ارزیابی عناصر داستان (یعنی ابتدایی‌ترین مولفه‌ها) ارزش‌گذاری کنیم و احتمالاً به نویسنده‌ها از صفر تا ده (شاید هم تا بیست) نمره‌ای بدهیم و تلاش کنیم نمره‌ی خودمان در به کار گرفتن این عناصر بیشتر شود. اگر چنین وضعی از نظر همگان مشروع باشد، دیگر جایی برای گلایه‌ باقی نمی‌ماند که چرا ما دو دهه است در ادبیات داستانی‌ پیشرفت پایداری نکرده‌ایم. اما در صورتی که این رویکرد تنگ‌نظر به رمان و هنر داستان‌نویسی به پهنه‌ی وسیع‌تری از امور در کار هدایت شود، احتمالش بیشتر می‌شود تا مخاطبان بیشتری هم جذب این کالا ـ کنش فرهنگی شوند و رمان در جامعه‌ی ایران به موضوعی برای گفت‌وگو تبدیل شود. هر چند این قدم اول است. با در نظر داشتن چنین چیزی، رمان دگرگونی، از آنجا که دو فرهنگ فرانسوی و ایتالیایی را از دریچه‌ی نگاه به هنر و میراث فرهنگی شخم می‌زند، حائز اهمیت ویژه‌ای برای ما در ایران است، چراکه مدت‌هاست رمانی با مضامین مشابه در ایران نوشته نشده است. میشل بوتور نه فیلسوف که یک کارشناس میراث فرهنگی است و اهمیت نویسنده‌ای چون او در جامعه‌ی فرانسه هم به همین دلیل است. در این پرونده، سعی کرده‌ایم اندکی محتوای انتقادی رمان را برای خواننده روشن کنیم. فرزانه سکوتی، علاوه بر جستاری که ترجمه‌ کرده، گفت‌وگویی بسیار خواندنی با بوتور را هم به فارسی برگردانده. هنگامه‌ مظلومی و مریم کریمی هم جستارهایی به فارسی برگردانده‌اند که با توجه به پیچیدگی ارجاعات در این رمان لازم می‌دانم تشکر ویژه‌ای از آن‌ها بکنم.

آخرین غروب‌های تهران

پرونده‌ی رمان اقیانوس نهایی، کتاب اول: گذرگاه پرندگان
لیلا عطارچی- دبیر پرونده
گذرگاه پرندگان، کتاب اول مجموعه‌ی سه‌جلدی اقیانوس نهایی، اولین رمان چاپ‌شده‌ی دانیال حقیقی است. اما این اثر اولین کتاب نویسنده نیست. او پیش‌تر رمان اعلام وضعیت گیاهی را نوشته و به صورت الکترونیکی منتشر کرده که استقبال قابل‌توجه مخاطبان و منتقدان را به همراه داشته است. در کارنامه‌ی دانیال حقیقی، چاپ چند داستان کوتاه در مجلات هم به چشم می‌خورد.
دانیال حقیقی، دانش‌آموخته‌ی معماری و طراحی شهری، نویسنده‌ای است که شهامت تجربه کردن فضاهای متفاوت را دارد، از ادعا کردن نمی‌هراسد و با تواضع مقابل ساختارها و قراردادهای تعریف‌شده سر خم نمی‌‌کند. خودش را شهروند جهان می‌نامد و معتقد است در رمانش «امکانات تازه‌ای به داستان فارسی اضافه کرده است.» او نویسنده‌ای است که با قلمش تاریخ را به بازی می‌گیرد و در جغرافیا دست می‌برد، گویی هیچ مرزی را برای خویش متصور نمی‌شود.
اقیانوس نهایی با سبکی متفاوت تجربه‌ای جدید در رمان‌نویسی است. مسئله‌ی رمان تحقق «ایده» است و در تلاش برای بارور کردن ایده مسیری طی می‌شود نزدیک به داستان‌های علمی ـ تخیلی. خمش و کشش زمان و مکان ایده‌ی اتحاد را می‌آفرینند، اما ایده‌ای با این شکوه مأمنی امن‌تر و آماده‌تر از ذهن یک پسربچه نمی‌یابد. داستان‌های پسرک و ایده‌ی لانه‌کرده در سرش آن‌قدر کش‌وقوس پیدا می‌کنند که بعد از تحقق تهران نوین خواننده نفس راحتی می‌کشد، غافل از اینکه تهران نوین نشان‌دهنده‌ی انحراف ایده است و برای تحقق آن باید تا انتشار جلدهای بعدی صبر کرد.
در آخرین غروب‌های تهران ــ پرونده‌ی رمان اقیانوس نهایی ــ مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری را با نویسنده خواهید خواند. رؤیا دست‌غیب، ضحی کاظمی، رافعه رستمی و مصطفی انصافی با چهار یادداشت تلاش می‌کنند دریچه‌های تازه‌ای برای فهم و خوانش رمان بگشایند و در گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی اقیانوس نهایی در شهرکتاب نظرات منتقدان و مخاطبان این اثر را می‌خوانید.

دن‌کیشوت در جست‌وجوی مرگ

پرونده‌ی رمان یک رمانس دانشگاهی مرگبار (محمود سعیدنیا)
رافعه رستمی-دبیر پرونده
«گوش کنید: آنچه می‌خوانید معلول استیصال محتضری است که به جای هذیان گفتن، از قضا، هذیان می‌نویسد.» یک رمانس دانشگاهی مرگبار داستان همین هذیان است. محمود سعید‌نیا، نویسنده‌ی رمان، متولد ۱۳۵۴ است. او پیش از این فیلم‌نامه و نقد فیلم می‌نوشته و با اولین رمانش برگزیده‌ی بخش رمان‌های منتشرنشده‌ی اولین جایزه‌ی ادبی بوشهر شده ‌است. جالب اینجاست که این نویسنده‌ زاده‌ی شهر بوشهر است، اما اثری از حال‌وهوای بومی، اقلیمی یا زبان ویژه‌ی جنوب در اثرش وجود ندارد. این رمان در یک بی‌مکانی و بی‌زمانی به سر می‌برد که به گفته‌ی خود نویسنده آن را در رده‌ی داستان‌های سوررئال قرار می‌دهد. تأثیر نگاه نقادانه‌ی نویسنده در سرتاسر متن، که گویی جهان داستان را به چالش می‌کشد و واکاوی می‌کند، بسیار دیده می‌شود. از ویژگی‌های جالب این کتاب نیز ارجاعات بینامتنی بسیار زیاد و نقل‌قول‌هایی است که راوی به بهانه‌های مختلف از آن‌ها در میان خرده‌روایت‌های داستان استفاده می‌کند. پرونده‌ی یک رمانس دانشگاهی مرگبار، با یادداشت‌هایی از هادی معصوم‌دوست، رؤیا دست‌غیب، ستاره نظری پارسا، حمید بابایی و مریم صابری و گفت‌وگویی کوتاه با نویسنده‌ی اثر، در تلاش است شما را با جهان داستانی محمود سعید‌نیا آشنا کند.

خانه‌ی شیشه‌ای فارونزورث‌ها

پرونده‌ی رمان بی‌نام (جاشوا فریس)
دانیال حقیقی- دبیر پرونده
«جاشوا فریس» در ایران اگر نگوییم نویسنده‌ای بی‌نام، قطعا نویسنده‌ای گم‌نام است، اما مترجم کتاب یعنی خانم «لیلا نصیری‌ها» مترجمی نام‌آشناست که به اعتبار کتاب‌هایی مثل «مون‌پالاس» (پل استر)، اعتماد مخاطب را به دست آورده. موضوع این رمان، مواجهه‌ با بیماری است و به نظر می‌رسد جوانانی که هنوز پا به دهه‌ی چهارم زندگی‌شان نگذاشته‌اند، دغدغه‌های شخصیت‌های میان‌سال رمان را درک نمی‌کنند و ارتباط عمیقی با آن برقرار نمی‌کنند. با این حال صحبت بر سر این رمان بسیار است و برخی آن را «دوست داشتند» و برخی آن را «نامتجانس با ساختار ذهنی ایرانی» خواندند، اما به نظر می‌رسد موضع آن‌هایی که کتاب را دوست داشتند بر آنهایی که کتاب را دوست نداشتند در نهایت، چربید و روی سطح فضا قرار گرفت.
در این پرونده، همکاران ما خانم‌ها زهرا عبدی، سحر سخایی و هنگامه مظلومی در تحریریه‌ی پایگاه انجمن رمان پنجاه‌ویک، از نگاه خود به این موضوع پرداخته‌اند و شهاب کاظمی هم سیر اتفاقات رمان‌ را مرور کرده است. گفت‌وگوی اختصاصی با «لیلا نصیری‌ها» و گفت‌وگویی با نویسنده‌ که هنگامه مظلومی به فارسی برگردانده، از بخش‌های ویژه‌ی این پرونده هستند.

وقت عروسی گرگ‌ها

پرونده‌ی رمان وارونگی
لیلا عطارچی- دبیر پرونده
در سفیدی محدود بین دو دیوار تنگ و تاریک، روی جلد رمان «وارونگی» نوشته‌ی عطیه راد، این جمله خودنمایی می‌کند: «صبح چهاردهم آبان، وسط عروسی گرگ‌ها یک آن تصمیم گرفتم…»
به نظر می‌آید همین یک جمله برای به دام انداختن مخاطب کافی باشد. مخاطبی که پس از خواندن مجموعه‌داستان «حالا من یک کلاه قرمز آفتابی دارم» از همین نویسنده، اکنون با اولین تجربه‌ی رمان‌نویسی او مواجه است.
عطیه راد که با پردازش مجموعه داستان خود در فضا‌های متنوع، با سوژه‌های ناب و کاراکتر‌های زیاد و به یادماندنی، ظهور نویسنده‌ای توانا را به بسیاری از مخاطبان جدی ادبیات نوید داده بود، سه سال بعد در زمستان 1393 با انتشار وارونگی نشان داد نويسنده‌اي نيست كه خود را در يك قالب ببندد. راد موقعيت تثبيت شده‌ی خودش را به چالش مي‌كشد و به پيش مي‌رود.
در وارونگی، نویسنده با زبانی شیرین و بومی، حکایت زندگی و دغدغه‌های «افسانه» را بازگو می‌کند. افسانه به بهانه‌ي ناپديد شدن عشق روزگار پيشين‌اش در فضا‌ها و محله‌های شهرش، کاشان، قدم می‌زند و هم‌زمان با سرک کشیدن به محله‌های قدیمی، گذشته‌اش را می‌کاود. تصویر کاشان به قلم این نویسنده هويتي مستقل از شهر مي‌يابد، گويي اين تصوير، رنگی جدید به هویت رنگارنگ این شهر اضافه می‌کند.
در «وقت عروسي گرگ‌ها» علی غبیشاوی، نیلوفر انسان، میثم خیرخواه و حسن اجرایی با یادداشت‌ها و نقدهای خود، از زوایای مختلف به وارونگی پرداخته‌اند. گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی این رمان در شهرکتاب، ما را با نظرات متنوع مخاطبان مواجه می‌کند. گفت‌وگوی محمدحسن شهسواری با عطیه راد و یادداشت نویسنده با عنوان «مدار صفر درجه روي انبوه رژلب‌ها» بخش‌های ویژه‌ی پرونده است برای آشنایی بیشتر با خالق «وارونگی». ماریه مرادی هم زحمت ویراستاری مطالب را کشیده. حالا وقت عروسی گرگ‌هاست.

خودآگاهی یا تاریخ چرندوپرند

پرونده‌ی رمان «شهرهای ناپیدا»
دانیال حقیقی- دبیر پرونده
بسیارند نویسندگان و متفکرانی که در ایران بد فهمیده‌ شده‌اند. این شاید به دلیل همان معضلی است که سیمین دانشور درجایی متذکر شده است؛ این که اندیشه زمانی که به دست ما می‌رسد، همیشه حالتی ایدئولوژیک پیدا می‌کند. از این‌ها که بگذریم، ایتالو کالوینو در ایران نامی شناخته شده است و تقریباً تمام آثار مهم او به فارسی برگردانده شده‌اند، اما به نظر می‌رسد هنوز سبک کالوینو و اهم مفاهیم آثار وی و شیوه‌ای که او به هنر داستان‌نویسی می‌اندیشید تا حد زیادی برای مخاطب فارسی‌زبان گنگ مانده است. برای روشن کردن نیمرخی از اندیشه‌های این نویسنده‌ی ایتالیایی، ما از خلال بررسی رمان «شهر‌های ناپیدا» کوشیده‌ایم تا به کلیدی‌ترین مفاهیم آثار وی دست پیدا کنیم. از جمله مفهوم سبکی، مفهوم معنای شهری و همچنین خصلت ضد‌زیباشناختی متن کالوینو که در پیوندی ناگسستنی با همان مفهوم سبکی قرار دارد. در این پرونده متن کامل مصاحبه‌ی مجله «پاریس‌ریویو» با کالوینو به قلم فرزانه سکوتی برگردان شده و هنگامه مظلومی و سحر سخایی هم جستار‌هایی را در رابطه با رمان شهر‌های ناپیدا به فارسی برگردانده‌اند. کلیت پرونده حول نگاه کالوینو به موضوعاتی از قبیل شهرقرون‌وسطی، خاطره‌ی جمعی و مفهوم سبکی دور می‌زند. لذت ببرید.

مرگ مدام

پرونده‌‌ی رمان تاریک ماه (منصور علی‌مرادی)
رافعه رستمی- دبیر پرونده
منصور علی‌مرادی نویسنده‌ی جوان و خون‌گرم کرمانی از هجده سالگی به نوشتن داستان‌های کوتاه و اشعار و آثار تألیفی درباره‌ی افسانه‌ها و باورهای مردم جنوب پرداخته است و بخش عمده‌ی فعالیت او در پانزده سال گذشته به تدوین مجموعه‌ی ده‌جلدی دایره‌المعارف فرهنگ حوزه‌ی هلیل‌رود گذشته است که در آن آداب و رسوم و باورهای مردمان این سرزمین روایت شده و پنج جلد از آن تنها فرهنگ لغت است و طبیعی است که اشتغال به نوشتن این حجم از آثار، نوشتن رمان را برای او تا به اینجا به تاخیر انداخته است اما این پیش‌زمینه‌ی غنی در خلق زبان است که ما را با اثری در خور توجه مواجه کرده‌است. «تاریک ماه» اولین رمان علی‌مرادی داستانی فردی با عنوان میرجان است. یاغی جوان و عاشقی که سرگردان کوه‌ها و شنزارهای گرم جنوب است و به اجبار مدت زیادی را تنها و بدون آذوقه در کوهستانی دور دست می‌گذراند و با گوشت شکار و دانه‌های گیاهان ارتزاق می‌کند و بعد از سختی‌های بسیاری که سرنوشت برای او رقم زده‌است بی‌آن که بتواند مسیر این مرگ محتوم را تغییر بدهد به آن تن می‌دهد. اما این داستان ساده تمام کتاب نیست. چیزی که ما را بر آن داشت تا بیشتر درباره‌ی این اثر علی‌مرادی حرف بزنیم زبانی است که او در این کتاب از آن بهره برده‌است. در روزگاری که دایره‌ی واژگان یکی شده‌است و زبان‌ها شبیه هم، تاریک ماه می‌تواند درخشش ستاره‌ای باشد در میان این به فراموشی سپرده‌شدن زبان و استفاده‌ی شایسته از خلق زبانی نو برای پیش‌برد روایت. از طرف دیگر پرداخت خوب و فضا سازی‌های بومی نویسنده در این اثر ما را با اثری متفاوت از دیگر آثار شهری روبرو می‌کند که شاید حرف زدن درباره‌ی آن زمینه‌ساز جریانی نو در ادبیات فارسی باشد تا به سیاق گذشته هر منطقه‌ای ادبیات و زبان و روایت‌های خاص خودش را داشته باشد و تنوع در داستانگویی و روایت‌پردازی را بیشتر کند. دوستان عزیزی چون مریم منصوری، شهاب کاظمی، حمید بابایی، ستاره نظری‌پارسا و ضحی کاظمی یادداشت‌هایی بر این کتاب نوشته‌اند و در مصاحبه با آقای نویسنده هم تلاش بر این بوده تا درباره‌ با همین دغدغه‌ها گفت‌وگو کنیم.

نوشتن با هواپیما

پرونده‌ی رمان ستاره‌ی دوردست (روبرتو بولانیو)
دانیال حقیقی- دبیر پرونده
به عنوان اولین پرونده‌ی رمان خارجی، تصمیم بر آن شد تا به بولانیو بپردازیم، کسی که یک‌تنه جایگاه ادبیات آمریکای لاتین را در میان پهنه‌های وسیع جمهوری جهانی ادبیات ارتقا داد. برای پرداختن به بولانیو از دریچه‌ي رمان کم‌حجم ستاره‌ی دوردست به‌ جای رفتن سراغ منابع دستمالی‌شده‌ای مثل پاریس ریویو سعى کرديم یادداشت‌نویسی بر روی یک اثر ادبی را، آن‌طور که در جهان معاصر ما دنبال می‌شود پى بگيريم و مطالبى را به فارسی در اختیار خوانندگان بگذاريم. در راستاى همين هدف سراغ حجم زیادی از نوشتارهای موجود در وبلاگ‌هاى معتبر ادبى رفتیم و از میان آن‌ها دو نمونه‌ی شاخص را برای برگردان به فارسی انتخاب کردیم. این متن‌ها از زیباترین وب‌نوشته‌ها در خصوص کار بولانیو هستند که خانم‌ها مظلومی، سخایی و سکوتی آنها را به فارسی برگردانده‌اند.
از دکتر پوپه میثاقی از دانشگاه دنور کلورادو سپاس‌گزاری می‌کنم که به ما افتخار دادند و در مورد بولانیو که بخشی از تز دکتری خود را در ارتباط با او به انجام رسانده‌اند، پای گفت‌وگو نشستند. گفتنی است خانم میثاقی از مترجمان کمترشناخته‌شده، اما مهم آثار روبرتو بولانیو هستند.
رسمی ژورنالیستی وجود دارد مبنی بر این که مصاحبه‌ای هم با نویسنده‌ی کتاب در پرونده‌ای که برای معرفی و تشویق مردم به خواندن آن تهیه می‌شود گنجانده شود. ما نیز با تبعیت از همین رسم فرخنده، اقدام به جست‌وجو در فضای وب کرديم تا مصاحبه‌ای منتشرنشده از بولانیو فراچنگ آوريم. اما در کمال تعجب متوجه شديم بیشتر مصاحبه‌های بولانیو در فضای وب و روزنامه‌های داخلی به شکل زخمی درآمده‌اند. از همین رو گشتیم و تکه‌های جاافتاده و جذاب از چند مصاحبه با بولانیو را به هم چسباندیم تا هم به دوباره‌کاری متهم نشویم و هم این که خب، کمکی به تکمیل این پازل آنارشی‌محور کرده‌ باشیم!
قصد اصلی ما اما در نهایت از ترکیب این چند مصاحبه‌ی نویسنده‌ی شیلیایی این است که به مطالبی که در جستارها و گفت‌وگوی دیگری که در این پرونده به آن‌ها اشاره شده تکمله‌ای اضافه کرده باشیم.

آزمون جسارت

پرونده‌‌ی رمان لك‌نت (امیرحسین یزدان‌بد)
لیلا عطارچی- دبیر پرونده
شايد كلمه‌ی «جنجال‌برانگيز» صفت مناسبی براي «لك‌نت» نباشد، اما اين اثر به عنوان اولين رمان يك نويسنده چندان هم بی‌سروصدا نبوده است. امیرحسین یزدان‌بد، نويسنده‌ی لك‌نت، با مجموعه داستان «پرتره‌ی مرد ناتمام» وارد دنیای ادبیات شد و با نخستين حضور جدی توانست جایزه‌ی گلشیری و جایزه‌ی گام اول را از آن خود کند. این روزها بعضی او را نویسنده‌ای جدی، جسور و جاه‌طلب می‌شناسند و بعضی اثرش را به شدت مورد انتقاد قرار مي‌دهند، همه‌ی این‌ها بهانه‌ای شد برای پرداختن به این رمان.
این پرونده با گزارشی از بازتاب‌های لک‌نت در سایت‌ها و مجلات آغاز می‌شود و با سه یادداشت از علیرضا موحد، نازنین جودت و هوده وکیلی که رمان را از زوایای مختلف بررسی می‌کنند پی گرفته می‌شود. گزارش جلسه‌ی نقد رمان لک‌نت در مؤسسه‌ی فرهنگی شهرکتاب آخرین بخش پرونده است.
تلاش کردیم گفت‌وگویی هم با نویسنده داشته باشیم که به نتیجه نرسید. پاسخ‌های یزدان‌بد آن قدر کوتاه بود که آن نوشته را از فرم گفت‌وگویی جذاب خارج می‌کرد. خود یزدان‌بد در این باره گفت: «موضوع بدخلقی یا غرور (و به قول قدیمی‌ها مُقَمپَز بودن) من نیست. مشکل این‌جاست که اساساً حرف زدن را زیادی می‌دانم.» و بعد توضیحاتی داد درباره‌ی بی‌علاقه بودنش به گفت‌وگو، درباره‌ی رمانش و نگاهی که اساساً به مسئله‌ی نوشتن دارد که تصمیم گرفتیم آن توضیحات را به عنوان یادداشت نویسنده و به جای گفت‌وگو منتشر کنیم. یادداشت یزدان‌بد بسیار گویاست و نمایانگر جاه‌طلبی‌های نویسنده‌ای که رمان اولش به قول خودش «آزمون جسارت و بلندپروازی بوده؛ مکاشفه‌ای به بهای خطرکردن فارغ از نتیجه.»

سرمای سرخ

پرونده‌ی رمان «نگهبان» (پیمان اسماعیلی)
رافعه رستمی- دبیر پرونده
«نگهبان» اولین رمان پیمان اسماعیلی است، رمانی که خیلی‌ها منتظرش بودند. اسماعیلی با مجموعه‌داستان موفق«برف و سمفونی ابری» توقع اهالی ادبیات و خوانندگانش را بسیار بالا برد و این کنجکاوی که او در «نگهبان» چه‌قدر مخاطبان را راضی می‌کند رمان او را جزو رمان‌های مهم سال ۹۲ قرار داد. نگهبان در نگاه اول داستانی ساده و یک خطی دارد: مردی که به سبب قتل همه‌چیز‌ش را رها می‌کند و برای فرار آواره‌ی کوهستان‌های سرد می‌شود. همین یک خط نشان می‌دهد که اسماعیلی تصمیم دارد در این رمان قصه‌گو باشد و علاوه برآن از توانایی‌های تکنیکی خود در جهت قوت دادن به این داستان استفاده کند. در روزگاری که نویسندگان توانایی‌های تکنیکی، فرم و قصه‌پردازی را از یاد برده‌اند پرداختن به نگهبان تلاش برای یادآوری این خصیصه‌هاست. این پرونده با یک معرفی از ضحی کاظمی ،یادداشت‌هایی از هادی معصوم‌دوست، ستاره نظری پارسا و شهاب کاظمی، به همراه گفت‌وگویی مفصل با پیمان اسماعیلی قرار است به این سؤال بپردازد: آیا «نگهبان» ویژگی‌های یک اثر موفق را دارد؟

 
 
انجمن رمان ۵۱
آن‌ها که برای بودن در کنار ما، برای بودن در این انجمن، تمایل خود را اعلام کردند پنجاه‌و‌یک نفر بودند. برای همین، نامِ نامیِ پنجاه‌و‌یک را برگزیدیم برای انجمن تا تأکید کرده باشیم بر مبارکی حضور فردها، حضور یک‌یک‌ها برای شکل‌گیری «ما». بعد از آن، فکر کردیم بیاییم آن فکرها و حرف‌ها و بحث‌ها و جدل‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ به جای این که پنجاه نفرمان مخاطب یکی‌مان باشیم، پایگاه‌ی برپا کنیم به یُمن حضور همه‌ی آنانی که در هوای رمان فارسی نفس می‌کشند. این چنین بود که پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک شکل گرفت تا از این پس، حرفی اگر درباره‌ی رمان داریم، آشکارا بزنیم و شما را به مشارکت دعوت کنیم؛ شاید، شاید بتوانیم هوایی تازه باشیم در آلودگی هوای زمستان ۱۳۹۳.
پایگاه انجمن رمان پنجاه‌و‌یک

سردبیر: مصطفی انصافی
دبیر رمان خارجی: هنگامه مظلومی
دبیر رمان ایرانی: علیرضا رحیمی موحد
دبیر رمان اعضا: لیلا عطارچی
مشاور هیئت تحریریه: محمدحسن شهسواری
لینکده: سید وحید جمالی، نیلوفر انسان
 

مطالب منتشرشده در این پایگاه صرفاً دیدگاه نویسنده‌ی آن است و لزوماً دیدگاه پایگاه انجمن رمان 51 نیست.

بازنشر همه یا بخشی از مطالب این پایگاه در رسانه‌ها و نشریات، تنها با ذکر منبع و درج لینک مبدأ مجاز است.

تماس با ما